eitaa logo
بی نام و نشان
137 دنبال‌کننده
96 عکس
9 ویدیو
1 فایل
در این دفتر عاریه‌ای، برخی اشعار تازه و کهنهٔ علی مؤیدی را خواهید خواند. درود بر آن رفیقِ گرمابه و گلستانم که این دفتر کاهی را سامان داد! نقد و نظر: @Ali_MoayedI
مشاهده در ایتا
دانلود
به بهانهٔ بهار: آی، ای دانه‌ی کوچک! پُری از هستی و عشق در تو خورشید و هزار آینه پنهان شده است می‌گذارم تنِ خاموش تو را در دل خاک که بهار است و زمین مسجدِ باران شده است دستِ من روی زمین است و نگاهم به خداست تشنه‌ای در برهوتم، پُرم از بیم و امید پیرِ بی عائله‌ام، گریه‌کنان، در شبِ مرگ کودکم، خنده‌کنان، در تب و تابِ شبِ عید آی، ای دانه در آن خلوتِ تاریک و نمور خواب خوش را بتکان از سر و بیدار بمان یار خونین‌جگرت را مبر از خاطر خویش خاک را چنگ بزن، تشنه‌ی دیدار بمان وای بر من! اگر آسوده در آن خلوتِ سرد چشم افروخته را، یک سره، خاموش کنی دانه‌ی کوچک من؛ خواب تو در بسترِ خاک همچو مرگ است مبادا که فراموش کنی
تاوان عشقی قدیم است، این روزگاری که دارم در خون دل ریشه دارد، باغِ اناری که دارم شاید به سوی زمین است، چشمانِ ماهی که داری هر شب به لبخند ماه است، چشمان تاری که دارم لب‌تشنه‌ام در بیابان، در جستجوی تو حیران سوغاتِ راهِ کویر است، گرد و غباری که دارم با دستِ یاران خونی، تنهایی‌ام برملا شد آری به خاکم سپردند، ایل و تباری که دارم امروز اگر بازگردی، آیا مرا می‌شناسی؟ افسوس، نامی ندارد، سنگِ مزاری که دارم @moayedialiqom
ای «من»: با اشک می‌شویَم نگاهِ خاکی‌ام را شاید ببینم نیمهٔ افلاکی‌ام را در خویش می‌جویم نشان از بی‌نشانه باید بیابم بی‌کران را در کرانه در می‌زنم این خانه را، آیا کسی هست؟ در خانهٔ من، این منِ تنها، کسی هست؟ ای «من» کجایی؟ آی، در بگشای بر من لبخندِ روی ماه را بنمای بر من افسوس شاید سیلْ او را بُرده باشد ای «من» کجایی؟ آه شاید مرده باشد ۱۲ شهریورماه ۱۴۰۱ @moayedialiqom