eitaa logo
بی نام و نشان
137 دنبال‌کننده
95 عکس
9 ویدیو
1 فایل
در این دفتر عاریه‌ای، برخی اشعار تازه و کهنهٔ علی مؤیدی را خواهید خواند. درود بر آن رفیقِ گرمابه و گلستانم که این دفتر کاهی را سامان داد! نقد و نظر: @Ali_MoayedI
مشاهده در ایتا
دانلود
به گوش می رسد از دل صدای صاف سکوتم سکوت کرده‌ام امّا همیشه گرم قنوتم پر از قرار و تلاطم، شبیه دانهٔ گندم به خاک خفته‌ام امّا مسافر ملکوتم منوّر است نگاهم اگرچه در ظلماتم پُر است کاسهٔ اشکم اگرچه در برهوتم صنوبر است، صنوبر، درختِ فرّ و شکوهم شبیهِ کاج زمستان جلالم و جبروتم شبیه شمع شبانه، در انتهای مسیرش به مرگ می‌برد آخر مرا ثبات و ثبوتم
ای کاش که اسرار نهان را بپذیریم پیچیدگیِ چرخ زمان را بپذیریم بر نورِ سحرگاهِ جهان چشم نبندیم تاریکیِ فردای جهان را بپذیریم از هیچ پدیدار شدنْ بارِ گران است بی واهمه این بار گران را بپذیریم همواره در آغوش یقین، گرم نخوابیم بیداری تردید و گمان را بپذیریم از برگِ زمین‌خوردهٔ پاییز نترسیم دلدادگیِ فصل خزان را بپذیریم چون سوزِ زمستانیِ دیماه نباشیم گرمای دلِ سوختگان را بپذیریم آذرماه ۱۴۰۲
یکی از یاران و همراهان گرامی‌ام، مصرعی از شعر «تاوان عشق» را به خط خوش آراسته‌اند که تقدیم چشمانتان می‌کنم. هر شب به لبخندِ ماه است، چشمانِ تاری که دارم...
تار می‌بافم هراسان، لحظه‌های انزوا را خورده‌ام با چنگ خونین شیونِ بی‌انتها را پیکرم را برده‌اند از خانه، جمعی، سوگواران سخت می‌خندم من آن جمعیّتِ خون‌آشنا را پیکرم بر دوش و در دل شادمان از خفتنِ من من که بیدارم جماعت! من که بیدارم خدا را تار می‌بافم که شاید لحظه‌ای آرام گیرم در سیاهِ روشنایی، در سکوتی آشــــکارا رفته‌ام از خانه امّا تا ابد در خانه حـــــبسم بشکن این جام بلورین، قِی کن این آب بقا را آه ای جمعِ پریشان! پیکرم را مهربان باش کاش در کامش بریزی قطره‌ای زهرِ گوارا... اسفند ۱۴۰۲