eitaa logo
بی نام و نشان
137 دنبال‌کننده
96 عکس
9 ویدیو
1 فایل
در این دفتر عاریه‌ای، برخی اشعار تازه و کهنهٔ علی مؤیدی را خواهید خواند. درود بر آن رفیقِ گرمابه و گلستانم که این دفتر کاهی را سامان داد! نقد و نظر: @Ali_MoayedI
مشاهده در ایتا
دانلود
تقدیم به ایران: دلِ زخمِ داغداران به چه التیام یابد؟ به چه مست باشد آن دل که غمِ مدام یابد؟ چو برابرت امان است، مچاله کن برادر! سرِ پر هوای چنگیز پیاله کن برادر! منشین، که آبِ آلوده به دشتِ ما نریزد تو ببند راهِ آبی که ز دشمنی بخیزد ننشست پای سفره به جز آشنا برادر نرسد ز خانه سهمی به غریبه‌ها برادر چه کنیم ما که چون گل، همه صلح و عشق و رنگیم؟ چو وزیده بادِ خواری، چه کنیم اگر نجنگیم؟ چه کنیم با قشونی که ز ما فرار خواهد؟ سرِ صلحِ پاکِ ما را به فرازِ دار خواهد؟ نرویم ما ذلیلانه به خوابِ خون و موشک تو نگو که گل جواب است، جوابِ خون و موشک... @moayedialiqom
همراهان من؛ دیشب، دو قدم مانده به اذان صبح، مردی غریب که تنش یارای رنج بیشتر نداشت، آشیان خاکی را شکست و به منزل افلاکی‌اش رهسپار شد. اگر مقدور و میسّر است، روح أب الزّجهٔ اینجانب، حاج محمّدحسن باجلان را با فاتحه‌ای بنوازید و برای قلب داغداران، از خدای صبور شکیبایی طلب کنید. سپاسگزارم و ارادتمند علی مؤیّدی
السّلام! بی‌تردید، ملتفتید که مشاهیر مجازی یا به اصطلاح، سلبریتی‌ها که در هنگامهٔ خون و آتش، در خون خفته یا به خفه‌خون دچارند، هم‌اکنون به‌دقّت و با وسواسی حادّ، فضای حقیقی و مجازی را می‌کاوند و با عقول سلیمشان، ترازو به دست، در انتظار فرجام ماجرایند. به بیابان‌های ایران سوگند، روزی که این کشور از جنگ، پیروز و سرافراز، به در آید و برخی حکّامِ عرب، کاسهٔ التماس به دست بگیرند و اشک ندامت بریزند، این مشاهیر مجازی آواز وطن‌دوستی و ایران‌خواهی سر خواهند داد و آوازخوان، از مسیل‌ها و مسیرهای فاضلاب بیرون خواهند آمد تا بر سجّادهٔ ظفر نماز شْکر بخوانند و با صداوسیما و نهادهای به اصطلاح فرهنگی، قراردادهایی ننگین‌تر از ترکمانچای ببندند. بگذار بنشینیم و بنگریم... @moayedialiqom
2.2M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
بمیرم که حال گریستن هم نداری... 😢
محصور بی‌وفایی، آری امّا غافل از یاران مباش گرچه پاییزی ولی پاییزِ بی‌باران مباش ما به دام‌افتادگان را پندِ آزادی مگوی دست‌کم در جمعِ بی‌بالان پرستوسان مباش پیرِ مرگ‌آغشته را امّید بهبودی مده هان رفیقا بی‌خبر زین دردِ بی‌درمان مباش آتش سرکش به جنگل‌های آرامم مزن شمع من، آغازگاهِ رنجِ بی‌پایان مباش هرچه خواهی باش امّا بال آزادی مسوز چون منِ بی‌دست‌وپا محصورِ جاویدان مباش ۱۵ اردیبهشت ۱۴۰۵
تقدیم به شهید دو ساله، زینب صاحبی که در حملهٔ پهبادی جانیان آمریکایی پرپر شد زینب بیا که وقت نبرد است دخترم هنگامه‌ی حماسه و درد است دخترم پیوسته است جنگ به مردان سرفراز آری به سرفرازی مرد است دخترم باید لباس گرم برایت بیاورم امشب هوایِ معرکه سرد است دخترم اما بدان که مثل لباس قشنگ تو آتش به رنگ قرمز و زرد است دخترم آتش… فدای چشم تو… این آتش پلید با این تن نحیف چه کرده است دخترم؟