همراهان من؛
دیشب، دو قدم مانده به اذان صبح، مردی غریب که تنش یارای رنج بیشتر نداشت، آشیان خاکی را شکست و به منزل افلاکیاش رهسپار شد.
اگر مقدور و میسّر است، روح أب الزّجهٔ اینجانب، حاج محمّدحسن باجلان را با فاتحهای بنوازید و برای قلب داغداران، از خدای صبور شکیبایی طلب کنید.
سپاسگزارم و ارادتمند
علی مؤیّدی
السّلام!
بیتردید، ملتفتید که مشاهیر مجازی یا به اصطلاح، سلبریتیها که در هنگامهٔ خون و آتش، در خون خفته یا به خفهخون دچارند، هماکنون بهدقّت و با وسواسی حادّ، فضای حقیقی و مجازی را میکاوند و با عقول سلیمشان، ترازو به دست، در انتظار فرجام ماجرایند.
به بیابانهای ایران سوگند، روزی که این کشور از جنگ، پیروز و سرافراز، به در آید و برخی حکّامِ عرب، کاسهٔ التماس به دست بگیرند و اشک ندامت بریزند، این مشاهیر مجازی آواز وطندوستی و ایرانخواهی سر خواهند داد و آوازخوان، از مسیلها و مسیرهای فاضلاب بیرون خواهند آمد تا بر سجّادهٔ ظفر نماز شْکر بخوانند و با صداوسیما و نهادهای به اصطلاح فرهنگی، قراردادهایی ننگینتر از ترکمانچای ببندند.
بگذار بنشینیم و بنگریم...
#علی_مؤیدی
@moayedialiqom
محصور
بیوفایی، آری امّا غافل از یاران مباش
گرچه پاییزی ولی پاییزِ بیباران مباش
ما به دامافتادگان را پندِ آزادی مگوی
دستکم در جمعِ بیبالان پرستوسان مباش
پیرِ مرگآغشته را امّید بهبودی مده
هان رفیقا بیخبر زین دردِ بیدرمان مباش
آتش سرکش به جنگلهای آرامم مزن
شمع من، آغازگاهِ رنجِ بیپایان مباش
هرچه خواهی باش امّا بال آزادی مسوز
چون منِ بیدستوپا محصورِ جاویدان مباش
۱۵ اردیبهشت ۱۴۰۵
#علی_مؤیدی
#غزل