محصور
بیوفایی، آری امّا غافل از یاران مباش
گرچه پاییزی ولی پاییزِ بیباران مباش
ما به دامافتادگان را پندِ آزادی مگوی
دستکم در جمعِ بیبالان پرستوسان مباش
پیرِ مرگآغشته را امّید بهبودی مده
هان رفیقا بیخبر زین دردِ بیدرمان مباش
آتش سرکش به جنگلهای آرامم مزن
شمع من، آغازگاهِ رنجِ بیپایان مباش
هرچه خواهی باش امّا بال آزادی مسوز
چون منِ بیدستوپا محصورِ جاویدان مباش
۱۵ اردیبهشت ۱۴۰۵
#علی_مؤیدی
#غزل