eitaa logo
بی نام و نشان
137 دنبال‌کننده
96 عکس
9 ویدیو
1 فایل
در این دفتر عاریه‌ای، برخی اشعار تازه و کهنهٔ علی مؤیدی را خواهید خواند. درود بر آن رفیقِ گرمابه و گلستانم که این دفتر کاهی را سامان داد! نقد و نظر: @Ali_MoayedI
مشاهده در ایتا
دانلود
محصور بی‌وفایی، آری امّا غافل از یاران مباش گرچه پاییزی ولی پاییزِ بی‌باران مباش ما به دام‌افتادگان را پندِ آزادی مگوی دست‌کم در جمعِ بی‌بالان پرستوسان مباش پیرِ مرگ‌آغشته را امّید بهبودی مده هان رفیقا بی‌خبر زین دردِ بی‌درمان مباش آتش سرکش به جنگل‌های آرامم مزن شمع من، آغازگاهِ رنجِ بی‌پایان مباش هرچه خواهی باش امّا بال آزادی مسوز چون منِ بی‌دست‌وپا محصورِ جاویدان مباش ۱۵ اردیبهشت ۱۴۰۵
تقدیم به شهید دو ساله، زینب صاحبی که در حملهٔ پهبادی جانیان آمریکایی پرپر شد زینب بیا که وقت نبرد است دخترم هنگامه‌ی حماسه و درد است دخترم پیوسته است جنگ به مردان سرفراز آری به سرفرازی مرد است دخترم باید لباس گرم برایت بیاورم امشب هوایِ معرکه سرد است دخترم اما بدان که مثل لباس قشنگ تو آتش به رنگ قرمز و زرد است دخترم آتش… فدای چشم تو… این آتش پلید با این تن نحیف چه کرده است دخترم؟