از احساسی بودنم همین رو بگم ک یکی بهم بگه بالا چشمت ابرو یجوری دلم میگیره و بغض میکنم و اشک میریزم که انگار شوهرمو کشتن بچم هم گروگان گرفتن...
ناشنآخته.
از توی دفترخاطرات مامانم فهمیدم که قبل از بهدنیا اومدن من اسمم نگین بوده . 🗿
و تا قبل اینکه بفهمن دخترم ، محمدرضا 🤡 .
نمیدونم چم شده...
الکی الکی بغض میکنم،
الکی گریه میکنم،
الکی هم چشامو داغون میکنم...