مراسمات محرم ،فاطمیه ،قدر و...
روستای مادریم یه حاج آقایی رو برای سخنرانی و روضه داشتن ثابت به مدت دوسال اینا..
این حاج اقاعه یجوری روضه هاش دل رو به بازی میگرفت یجوری روایت میکرد اصا سوز صداش یه طرف نحوه تعریف و توضیح واقعه و.. یه طرف!
یه شبی روضه خانم حضرت زینب و خوندن و سه ساله ارباب.
اون روضه تا الان تو مغزم هی پردازش میشه
یادم میاد بعد اون شب هی به یاد اون روایت و اون روضه یهویی اشکام سرازیر میشد و چونم از درد دلم میلرزید..
اما امشب!
امشبی که خوندم تعرض شده به حرم خانم و دارن آتیش میبرن سمتش حرومیا ..
ااااخ اااااخ....
دیروز مامان دوستم خیلی یهویی بهم یادآوری کرد که یه زمانی اومدم بالاسر شوهر دوستم و زهرچشم گرفتم ازش چون اذیتش کرده بود(((((: