~|#برگی_از_خاطرات🌸|~
من در دبیرستان دکتر علی شریعتی مربی ورزش بودم.
یادم هست در سال تحصیلی ۱۳۸۸-۱۳۸۹ در ایامی که زنگ ورزش بعد از اذان ظهر میخورد، از بین بچهها یکی دو نفری بودند که برای خواندن نماز از من اجازه میگرفتند. یکی از آنها عباس بود.
خبر شهادتش را که شنیدم در دل گفتم کسی که نماز اول وقت بخواند به چه درجاتی میرسد...
🔖عبدالعلی شاهی_مربی ورزش
╔══❖•°♥ °•❖══╗
✤☫@modafean_14 ✤
╚══❖•°♥ °•❖══╝
~|#برگی_از_خاطرات🌸|~
استاد پناهیان میگوید: «هرکس که به یاد خدا باشد و فقط برای خدا کار کند، خدا همه چیز را به یاد او میآورد و برایش سنگ تمام میگذارد.»
عباس در دفتر سردار اباذری برای خدا کار میکرد و همین او را به سمت پختگی میبرد. رشد، یعنی برای خدا کار کردن و عباس رشد کرده بود✨.
این برای خدا کار کردن باعث شده بود که آن دفتر کوچک با همه مشکلاتش عامل رشد عباس شود.
ما آن اوایل به عباس میگفتیم: «تو صبح تا غروب دفتری. پنجشنبه و جمعه هم که یا توی دفتری یا اندیشکده یقین، کلاس دکتر عباسی هستی! نه میتونی ادامه تحصیل بدی نه میتونی مطالعه کنی.»
ما که دوستان نزدیکش بودیم چنین تصوری داشتیم بنابراین تصور دیگران قابل حدس است! یکی از نقاط طلایی زندگی عباس استقامتش برای کار در دفتر سردار بود.
همه میگفتند اینجا نمان، اما عباس ماند و هم کارش را دوست داشت و هم علاقهاش به سردار بیشتر و بیشتر میشد.
🔖حمید درسی_همکار شهید
╔══❖•°♥ °•❖══╗
✤☫@modafean_14 ✤
╚══❖•°♥ °•❖══╝
🕊🕊
✍ #برگی_از_خاطرات
از اوضاع سوریه با خبر بودم اما نمی دانستم می خواهد برود. عادت نداشت وقتی می خواهد جایی برود به من زود بگوید،
معمولا می گذاشت نزدیک رفتن، خبر می داد.
خیلی ناراحت بودم از رفتنش اما با خودم می گفتم :«شوهر من نرود چه کسی برای دفاع برود.!!» وقتی اینها را به خودش هم گفتم، خیلی خوشحال شد.
دفعه اول تازمانیکه به تهران برگشت نمیدانستم زخمی شد.بعدازآمدنش خبردادند به بیمارستان رفته و حالش خوب شد.
علی واقعا خیلی شجاع بود و تازه بعد از شهادتش دارم او را می شناسم. دفعه دوم که می خواست برود مخالفت کردم،اما بعد دلم را گذاشتم پیش حضرت زینب(س) و گفتم برو.
گفت: «خیلی خوشحالم از اینکه تو به من روحیه می دهی و می گویی برو.»
همسر بعضی ها خبر نداشتند اما من می دانستم.
💢 روایت:همسر شهید
#شهید #علی_عابدینی
╔══❖•°♥ °•❖══╗
✤☫@modafean_14 ✤
╚══❖•°♥ °•❖══╝
🔰اگر با گلوله توپ شهیـد نشوم ،آبرویم می رود؛
#برگی_از_خاطرات
🌷شهید حجت فتوره چی ، فرمانده محور عملیاتی لشکر ۳۱ عاشورا مدت ها در کردستان با ضد انقلاب مبارزه میکرد.
یکی از همرزمانش درباره این شهید میگوید:
شهید فتوره چی بارها میگفت خدا نکند حجت با گلوله یا ترکش شهید❣ شود.. حجت باید با گلوله توپ شهید شود و الا آبرویم می رود.
همرزمانش این جملات را مزاح و شوخی😂 تلقی میکردند.
در مرحله دوم عملیات والفجر۴ بود که راهی منطقه عملیاتی ک حجت در آن جا بود شدیم سراغ وی را از حمید باکری گرفتیم و حمید اقا با دست به منطقه پر درخت🌳 اشاره کرد ک شاید آنجا باشد.
چون بیسیمش📞 قطع شده بود به جستجو منطقه دیگر پرداختیم تا این که سر بی بدن 🌹او را پیدا کردیم.
بدنش متلاشی شده بود و قابل جمع کردن نبود.
🌿🌾 اَللَّهُـــمَّ صَلِّ عَلــَی مُحَمـّـــَدٍ وَآلِ مُحَمـّــَدٍ وَعَجّـــِـلْ فــَرَجَهُـــمْْ 🌾🌿
🌹اَللّهُمَّ عَجِّل لِوَلیِّکَ الفَرَج🌹
#نشرمطالب_صدقه_جاریه_است
╔══❖•°♥ °•❖══╗
✤☫@modafean_14 ✤
╚══❖•°♥ °•❖══╝
🌹🍂🍂🌹
✍ #برگی_از_خاطرات
یکبار از من پرسیده بود:
چقدر منتظر دریافت حقوق ماهیانه ات می مانی؟
گفتم "از همون ابتدای زمانی که حقوقم رو میگیرم.منتظرم که موعد بعدی پرداخت برسه!!
اهی از حسرت کشید و گفت؛
(( اگر مردم این انتظاری که برای مال دنیا و دنیا میکشند ،کمی از آن رو بخاطر امام زمان(عج)میکشیدند ،ایشان تا حالا ظهور کرده بود،امام منتظر ندارد!!!!! ))
#شهید_محمود_رادمهر
#شهدا_هویت_جاودان_تاریخ
╔══❖•°🖤 °•❖══╗
✤🏴@modafean_14 ✤
╚══❖•°🖤 °•❖══╝