eitaa logo
مدافعان ظهور
380 دنبال‌کننده
12.4هزار عکس
6.1هزار ویدیو
82 فایل
ارتباط با خادم کانال @alishh.. با به اشتراک گذاشتن لینک کانال مدافعان ظهور،در ثواب راه اندازی آن و نشر مطالب شریک باشید ★ به بهانه یه لبخند مهدی فاطمه★ لینک کانال در پیام رسان ایتا👇 @modafeanzuhur ویا https://eitaa.com/joinchat/3280666642C9b9ebd02e0
مشاهده در ایتا
دانلود
12.32M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
روضه غارت خیام از زبان حضرت علامه حسن زاده آملی #محرم جهت ارتقاء کانال نشر با لینک ⬇️ @modafeanzuhur 🏴 کانال مهدوی مدافعان ظهور 🏴 https://eitaa.com/joinchat/3280666642C9b9ebd02e0
ارتقاء وجودی انسان در اين مقام كه ارتقاء وجودى انسان است حضرت استاد علامه طباطبائى قدس سره در رساله شريف ولايت كه در ولايت تكوينى نوشته است، نكته اى بلند و عرشى افاده فرموده است به اين مضمون كه انبياء تمام احوال و اطوار و شؤون زندگيشان معصوم است حتى نيت خلاف و گناه نمى كنند، و اصلا زبان هرزه ندارند، بنى اسرائيل كه در موضوع ذبح بقره به حضرت موسى كليم عليه السلام گفتند: أتتخذنا هزوا در جوابشان فرمود:  اعوذ بالله أن اكون من الجاهلين. استهزاء و مسخره كردن و تعريض گفتن كار جهال است. ياوه سرائى و دشنام و بدگوئى و قلم و زبان هرزه داشتن روش و شيوه نابخردان است، انسان بخرد آگاه همانست كه اميرالمؤمنين عليه السلام وصف فرمود: المؤمن يتقلب فى خمسة من النور مدخله نور، و مخرجه نور، و عمله نور و كلامه نور، و منظره يوم القيمة الى النور. 📗منبع: جهت ارتقاء کانال نشر با لینک ⬇️ @modafeanzuhur 🏴 کانال مهدوی مدافعان ظهور 🏴 https://eitaa.com/joinchat/3280666642C9b9ebd02e0
دفتر الهی شکار کردن معارف و حقايق بدون تصفيه و تزکیه و تجليه و تخلیه و تحلیه ممکن نمی شود. نيک بخت آنکه کتاب وجود خود را مواظب باشد و کلمات هرزه در اين دفتر الهی ننويسد و اين صنعت و كارخانه الهی را حفظ بنمايد تا درست حروف چينی شود و نقش بگيرد و درست معارف را کسب کند. 📗منبع: ▪️▪️▪️▪️▪️▪️▪️▪️ جهت ارتقاء کانال نشر با لینک ⬇️ @modafeanzuhur 🏴 کانال مهدوی مدافعان ظهور 🏴 https://eitaa.com/joinchat/3280666642C9b9ebd02e0
فایل : پیرامون علم اخلاق قرآنی و عرفانی جلسه : ۱۰ حیرت اندرحیرت ! حیرت اندرحیرت ! در یکی از گفته‌هایش می‌گوید شیخ، و چه خوش فرمود : در یکی از گفته‌هایش فرمود : نظر کن به ملکوت عالم ، مو بر بدن‌ات سیخ می‌شود، بدن‌ات به ارتعاش می‌آید، می‌لرزد بدن‌ات ، آن خشیت و عظمت الهی می‌گیرد. این چه قدرتی است ؟ این چه حسابی است ؟ این چه نقشه‌ای است ؟ این چه الگویی است؟ این چه تدبیری است ؟ این چیه؟ ما کیستیم؟ سبحان الله، جای دیگر می‌گویید که صحبت درباره عضوی از اعضا ، ترکیب قوا ، نحوه‌ی ارتباط اعضا و جوارح با یکدیگر ( و چه ، و چه ) که صحبت می‌کند می‌بینید: بهر را فاطمه می‌دهد! جلت عظمتة ، جلت قدرة ، اين چه عظمتی است ؟ این چه قدرتی است ؟ سبحان الله چیه این همه ؟ که هر کجا وجود قدم نهاده است ،علم است ، ادراک است. شعور است ، دین است ،برنامه است حقیقت است. این‌طور نیست آقا؟ می‌شود که بنده و جنابعالی بی‌دین باشیم ؟ می‌شود ما بی‌برنامه باشيم ؟ آیا این هسته‌های درخت بی‌برنامه‌اند؟ یه هسته‌ی هلو بی‌برنامه سبز می‌شود؟ یه برنامه‌ای در نهاد آن نهفته نیست ؟ در جان او نهفته نیست؟ می‌شود بی‌برنامه باشد ؟ یا برنامه دارد ،دین دارد که مطابق مسیر دین خودش آمده درخت بارآور شده است ! برای آن کوه دین است که توانست در رحم خودش گوهر‌هایی بپروراند. دین است ، رحم آن‌جا دین دارد ،برنامه دارد که توانست درخویشتن گوهرهایی بیافریند.اینها دین است . تمام ذرات برای خود دین دارند ، همه برنامه دارند. می‌شود آقا بنده و جنابعالی انسان ، لقد كرمنا بنی آدم موجودی که از خویشتن به درًی بگذرید می‌بینید کسی به پایه‌ی تو نمی‌رسد، به عرض رساندم که : فخر رازی در سفری بود برگشت . آمده در مرز و بوم‌اش ،دوستان‌اش که رفتند به دیدارش، گفتند: در این سفر که بودی عجایب خلقت چه چیزها دیدی؟ برای ما نقل کن، مردم چه چیزها یافتند؟ چه چیزها بافتند ؟ چه کار‌ها کردند ؟ آن همه بافته‌ها دیدم، آن همه آثار صنع دیدم ، عزیز‌تر از خودم نیافتم ، عزیز‌تر از انسان نیافتم . چه قوه‌ای است در او ،حیوانات را در دریا اسیر خودش ،حیوانات را در بیشه‌ها اسیر خودش ، کوه‌ها اسیر او ، زمین در اختیار او ،دل زمین را می‌شکافد. چه تدبیر‌ها ، چه نقشه‌ها ،چه کارها ، اینها چی هستند که این کارها را می‌کنند؟ آفریده است، این آفریده است، همه سفر می‌کنند به سوی آفریدگار ، این آفریده است. این آفریده است به این عظمت خلقت ! برو به سوی آفرید‌گار ، برو به سوی آن کسی که این همه در آن‌جا، اصل آن‌جاست ، واجب بذات است. واجب الوجود بذات است .مخزن آن‌جا است . اصل آن‌جا است . این‌ها همه آثار صنع او هستند، آثار قدرت او هستند. می‌شود ما بی‌دین باشیم؟ می‌شود بی‌برنامه باشيم؟ می‌شود که به هرج و مرج و گزاف به‌سر ببریم ؟ هر طور بخوریم ،هر طور بنشینیم، هر کجا برویم ؟ هر چه تحصیل کنیم ؟ هر کاری را پیش بگیریم؟هر طور با یکدیگر ریسک کنیم ؟ می‌شود آقا؟ انسان با این وضع به کمال برسد یا ما عبس و بیهوده خلق شدیم ،می‌توانیم عبس پیدا کنیم، تا بنده بگویم جنابعالی عبس و بیهوده خلق شده‌ایم . یک ذره باطن‌ می‌توان در دار وجود پیدا کنیم؟ بفرماید در کشور وجود خودتان، در عالم وجود خودتان، یک ذره باطن در خویشتن می‌توانید پیدا کنید یا آن‌چه را که آفریده ، هر آن نقشی که در صحرا نهادیم ، تو زیبا بین که ما زیبا نهادیم . آن‌چه آفرید ،همه روی حسابی است ، همه برای غرضی است ، برای غایتی است برای حقیقی است ، اصلا دار وجود یک پارچه حقیقت است ، عالم یعنی علم انباشته روی هم ، بارها به عرض رساندم : عالم یعنی علم انباشته روی هم ، یا ما به عبس و باطلیم و این همه به عبس آفریده شد ، نظم و ترتیب نیست، هرج و مرج است ، گزاف است ، خبری نیست ،بی‌خود است ، همه باطل است ، یا باید ادعای باطل ، یا این‌که حق است ، حق است ، حق ترازو می‌خواهد ، حق میزان می‌خواهد ، حق برنامه می‌خواهد ، حق پایه‌اش به حق است . و ان هذه صراطي مستقيما فاتبعوه ، بیایید راهی ، دینی که برای شما است، به دین‌تان باشید، به راه باشید ، به مسیر‌تان باشید . و لا تتبعو السبل آقایان حرف آفریدگار شما است ، و لا تتبعو السبل این طرف و آن طرف نروید ، راه این است که من به شما میگویم‌ : و لا تتبعو السبل فتفرق بكم عن سبيله این طرف و آن طرف نروید که شما را از حقیقت عالم دور می‌کند، کمال شما وصال اوست ، وصول اوست ،لقای اوست ، رسیدن به او است ،کمال انسان رسیدن به اوست . کمال ، کمال ، انسان ، نسان ، کمال انسان رسیدن به او است ، این طرف و آن طرف نروید که از کمال‌تان باز بمانید ، از آن حقیقت باز بمانید. جهت ارتقاء کانال نشر با لینک ⬇️ @modafeanzuhur 🏴 کانال مهدوی مدافعان ظهور 🏴 https://eitaa.com/joinchat/3280666642C9b9ebd02e0
بسم الله الرحمن الرحیم فایل صوتی شمارهء 12 به حرف من گوش بدهید. خویشتن را معرفی کنم. نسبتم را برای شما بگویم. خاموش باشید. به حرف من گوش بدهید. خطبه‌ای می‌خواند ابوجعفر طبری می‌گوید: فلما دنا منهم القول دعا براحلته فركبها ، وقتی لشکریان مخالف نزدیک شدند امام فرمود که راحله او را بیاورند. اسبِ سواری او را بیاورند. سوار شده. ثم نادی باعلی صوته با صدای بلند صحبت می‌فرمود بصوتٍ عال يسمعه جلّهم حرفش به همه می‌رسید. أَیهَا النَّاسُ اسْمَعُوا قَوْلِی وَ لَاتَعْجَلُوا حَتَّی أَعِظَکمْ بِمَا لحِقُّ لَکمْ عَلَیّ وَ حَتَّی أُعْتذِرَ إِلَیکمْ من مقدمی علیکم فَإِنْ قبلتم عذری صدقتم قولی فَإِنْ أَعْطَیتُمُونِی النَّصَفَ کنْتُمْ بِذَلِک أَسْعَدََ و لم یکن علیک سبیل و إِنْ لَمْ تقبل منا العذر و لم تُعْطُونِی النَّصَفَ مِنْ أَنْفُسِکمْ فَأَجْمِعُوا امرکم و شرکائکم ثم لم یکنْ أَمْرُکمْ عَلَیکمْ غُمَّةً ثُمَّ اقْضُوا إِلَی وَ لاتُنْظِرُونِ «إِنَّ وَلِی اللَّهُ الَّذِی نَزَّلَ الْکتابَ وَ هُوَ یتَوَلَّی الصَّالِحِینَ»  فرمود حرف مرا بشنوید. تا درباره آمدنم، اقدامم، اینکه آمدم در میان شما، به خواستن شما بود، به نامه‌های شما بود. حرف مرا بشنوید. انصاف بدهید. عدل به کار بیاورید. ببینید که راست می‌گویم یا گفتار من خلاف است. تکذیب من می‌کنید. اگر حرف من نادرست بود، حسین در گفته‌هایش دروغ می‌گوید، دست هم را بگیرید، خون مرا بریزید. وفلمّا سمع أخواته کلامه هذا صحن و بکین، و بکی بناته [و] ارتفعت أصواتهن،نه اینکه در جلوی خیمه‌شان بودند، خیمه‌ها پشت سرشان بود، خودشان در آن معبر ایستاده بودند، امام که شروع فرمود به این گفته‌ها خواهرهایش و بناتش، دخترهایش صحن و بکین صیحه برآوردند، فریاد کشیدند و گریستند، گریه کردند. و ارتفعت أصواتهن صوتشان گریه‌شان بلند شده بود. (فأرسل إلیهن أخاه العباس بن علی و علیا ابنه و قال لهما: سکتاهن فلعمری لیکثرن بکاؤهن) برادرش را و پسرش علی را،به سوی خواهران و دخترانش خیمه‌هایش برگرداند فرمود بروید، خاموششان کنید، ساکتشان کنید. گریه نکنند. تا سخن بدینجا می‌کشد وقتی آنها آرام گرفتند خاموش شدند حمدالله و أثناالیه و ذکر الله بما هو اهله وصلى على محمد صلى الله عليه وآله وعلى الملائكة والأنبياءه و ذکر من ذلک ما الله اعلم ولا یحصی ذکره قال فوالله ما سمعت متکلم قبله و لا بعده اقبل فی منطقیین آن راوی که نقل می‌کند می‌گوید حمد الهی کرد ثنای حق گفت خدای متعال را به اسماء حسنایش ستوده، درود بر پیغمبر و بر ملائکه و بر انبیا فرستاده، خطبه خوانده آن ناقل می‌گوید راوی می‌گوید: من کسی را به بلندی گفتار و شیوایی گفتار امام ندیدم، نه پیش از او و نه بعد از او در چنین حالی اینطور خطبه خواندن و بر خویشتن مسلط بودن به این نحوه حمد و ثنای الهی را به جا آوردن. ثم قال اما بعد، ثم قال اما بعد فانظروا من انا. مردم در نسبت من نگاه کنید. جهت ارتقاء کانال نشر با لینک ⬇️ @modafeanzuhur 🏴 کانال مهدوی مدافعان ظهور 🏴 https://eitaa.com/joinchat/3280666642C9b9ebd02e0
و مستحضرید، می‌دانید جنابعالی، همه‌ی مورخین نوشتند که تا ظهر روز یازدهم محرم، محرم شصت و یک هجری تا ظهر روز یازدهم محرم پسر سعد و سربازانش در کربلا بودند که کشته‌هایشان را جمع می‌کردند، آنها را دفن می‌کردند، اینها را کی کشته؟ همین صد و چند نفر، و آن همین صد و چند نفر سلحشور و جنگ‌آورش تنی چند بیش نبودند، خیلی از آنها، خردسال بودند و خیلی از آنها پیرمرد، کلان سال، آنهایی که جنگ آور بودند، سلحشور بودند، همی چند بیش نبودند، منتها باوفا، کم من فئة قلیلة غلبت فئة کثیره مردمی، باوفا مؤمن بالله یکی به جای عالَم لشکر یکی مرد جنگی فرمایش‌شان را، چند جمله‌ای شهامت‌شان را، همت‌شان را بزرگیتان را التفات بفرمایید، فلما کان الیل، قال هذا اللیل قد غشیکم فأتخذوه جملا ثم لیأخذ کل رجل منکم بید رجل من اهل بیتی ثم تفرق فی ثباتکم و مدائنکم حتی یفرج الله، فان القوم انما یطلبونی ولو قد أصابونی لَهَوْا عن طلب غیری در نصف دیشب رو کرد به اصحابش فرمود: حالا شب است، شب فرا گرفت شما را، هر یکی از شما دست یکی از ما را بگیرد از این بیابان به در بروید، بروید تا خدای متعال برای شما گشایشی پیش بیاورد، قصد این مردم این است که بر من دست یابند، وقتی بر من دست یافتند از شما اعراض می کنند، کاری به شما ندارند، فقال له اخوته و أبناه و بنوا أخیه وابنا عبدالله بن جعفر لِم نفعل؟ لَم نفعل لنبقی بعدک؟ لا ارانا الله ذالک ابدا، بدأهم بهذا القول العباس بن علی ثم إنهم تکلموا بهذا و نحوه اولین بار حضرت عباس فرمود: ابدا خدا نبیند ما را که بعد از تو بوده باشیم! نبیند ما را که بعد از تو بوده باشیم! این فرمایش را حضرت عباس فرمود، سپس دیگر یاران و اصحاب، شبیه همین گفتار، به نوبه خود حرف زدند، فقال الحسین (علیه السلام ): یا بنی عقیل! حسبکم من القتل بمسلم إذهبوا قد اذنت لکم به شما بار دادم، اذن دادم، فرزندان عقیل! شما بفرمایید بروید شما مصیبت دیده‌اید شما شهید داده‌اید شما قدم برداشته‌اید شما قربانی داده‌اید برخیزید،شما بفرمایید بروید قالوا فما یقول الناس جواب مردم را چه بگوییم؟ یقولون انا ترکنا شیخنا و سیدنا و بنی عمومتنا خیر الاعمام، ولم نرم معهم بسهم و لم نطعن معهم برمح، ولم نضرب معهم بسیف و لا ندری ما صنعوا! لا و الله، لا نفعل آقا ما این کار را نمی‌کنیم، جواب مردم را چه بگوییم؟ به ما بگویند چطور شما از آقایتان دست برداشتید! از بزرگتان دست برداشتید! هیچ گاه این کار را نمی کنیم، هستیم با تو، شمشیر می‌زنیم در راه خدا، نیزه می‌آوریم در راه خدا، جنگ می‌کنیم در راه خدا، ابداً این کار را نمی‌کنیم، که دست از تو برداریم، یک چنین مردمی با وفا،با حقیقت، کالجبل راسخ لا تحرکه الاواسخ ولکن والله لا نفعل ولکن نفدیک انفسنا جان خودمان را فدای تو می‌کنیم یا تفدیک انفسنا جان ما به فدای تو باد و لکن نفدیک انفسنا جان به فدای تو می کنیم و اموالنا و اهلونا و نقاتل معک حتی نرد موردک فقبح الله العیش بعدک آن زندگی که بعد از تو باشد، زندگی نباشد، بدا به آن زندگی که بعد از تو باشد خوش نباشد آن حیات برای ما که بعد از تو باشد مسلم ابن عوسجع قامت مسلم ابن عوسجعة الاسدی از طایفه بنی اسد بود قام؛ برخاست عرض کرد آقا ما از تو دست برداریم؟ عذر ما، حرف ما، پیش خدای ما چه باشد؟ ما در ادای حق خودمان چه عذری بیاوریم؟ کوتاهی بکنیم چه عذری بیاوریم؟ اما والله حتی اکسر فی صدورهم رمحی جهت ارتقاء کانال نشر با لینک ⬇️ @modafeanzuhur 🏴 کانال مهدوی مدافعان ظهور 🏴 https://eitaa.com/joinchat/3280666642C9b9ebd02e0
انسان بالطبع مدنى است و خواهان مدينه فاضله است تا زندگى بآسايش داشته باشد و سعادت ابدى خود را تحصيل كند. مدينه فاضله را اركانى است كه بايد، هر يك در حدّ خود سخت پايدار و استوار باشد تا مدينه فاضله صورت پذيرد و تشكّل يابد. و يا مدينه بسان پيكرى است كه اعضاى آن بنى آدم ‏اند، و اين افراد را تن و روان است؛ لاجرم براى بهداشت هر يك پزشكى ويژه بايد: پيكر اجتماع را حكومت عدل الهى، روان را عالم پارساى دينى، تن را طبيب بصير ثقه. ، کلمه 1 جهت ارتقاء کانال نشر با لینک ⬇️ @modafeanzuhur 🏴 کانال مهدوی مدافعان ظهور 🏴 https://eitaa.com/joinchat/3280666642C9b9ebd02e0
🌺فایده وجود امام، منحصر به جواب دادن سؤال‌های مردم نیست، بلکه موجودات و حتی کمالات موجود به وجود آنها وابسته‌اند و در حال غیبت نیز استمرار دارد.🌺 عج جهت ارتقاء کانال نشر با لینک ⬇️ @modafeanzuhur 🏴 کانال مهدوی مدافعان ظهور 🏴 https://eitaa.com/joinchat/3280666642C9b9ebd02e0
جلسه ۱۳ در خانه هر کسی را نمی‌زنند، پیش هر کسی دست دراز نمی‌کنند، اسم هر کسی را که نمی‌برند. و یدلج فی حاجه من هو نائم فَوَالذي وَسِعَ سَمعُهُ الأصواتَ قسم به آن کسی که تمام حرف‌ها را می‌شنود، قسم به آن کسی که از تمام ناله‌ها و دل‌ها خبر دارد، قسم به او. ما مِن أحَدٍ أودَعَ قَلبا سُرورا إلاّ و خَلَقَ اللّه ُ لَهُ مِن ذلكَ السُّرورِ لُطفا قسم به آن کسی که همه اصوات را می‌شنود. اصوات، نمی‌فرماید تنها انسان. تمام صوت‌ها را. آن کلاغ هم که قاق می‌گوید او هم حاجتی دارد، او هم خدا دارد. او هم برای خود عالّمی دارد،خدا دارد.حسابی دارد. این‌ها همه حاجت دارند. این‌ها همه مخلوقند. این‌ها همه وابسته‌اند به اصلی، جان از آنجا دارند، تن از آنجا دارند. عالَمی دارند و چه عالَم و چه عالَم. بنده و جنابعالی درباره خودمان می‌گوییم که نفس ناطقه انسانی داریم مدرک کلیات‌ایم، حقایق را ادراک می‌کنیم به خلاف حیوانات. عده‌ای از علما، بزرگان عرفا آنها در کتاب‌های خودشان در اینجا کوتاه آمده‌اند؛ می‌گویند ما که از عالم آنها خبر نداریم! چه کار داریم درباره آنها؟ از کجا؟ ما از دل او که خبر نداریم، از حقیقت او که خبر نداریم. از سرّ او که خبر نداریم. قسم یاد کرد هر که در قلبی سروری نهاده است، خوشحالش کرده است، خدای متعال برای او لطفی می‌آفریند. این لطف دستگیرش است. لطفی برای او می‌آفریند. دعای آن شخص که دلش خوش شد، دعای فرزندانش، توجه زیردستانش، احوال او، خوبی‌هایی که درباره این مرد نقل می‌کند، احترامی که درباره او می‌کند، حرفی که درباره او می‌زند، این‌ها همه لطف است، به طوری این لطف به کار بیاید فإذا نَزَلَتْ بهِ نائبَةٌ جَرى إلَيها كالماءِ في انحِدارِهِ حتّى يَطرُدَها عَنهُ وقتی نازله، نائبه، حادثه بر این شخصی که دل آن طرف را خوش کرده بر او حادثه، نائبه و نازله‌ای پیش آمد،گرفتاری و مصیبتی پیش آمد می‌بینید چطور آب جریان پیدا می‌کند، نفوذ پیدا می‌کند، چه نحوه آب نفوذ پیدا می‌کند می‌بینی آن لطف، آن دستگیری در این وقت مصیبت می‌آید طوری کمکش می‌کند، او را رهایی می‌دهد، او را از آن مصیبت کنار می‌کند و دلش را خوش می‌کند، كَما تُطرَدُ غَرِيبَةُ الإبلِ اینطور که در نهج البلاغه دارد، در کشکول شیخ بهایی دارد کما تُطرَدُ غَرِيبَةُ الإبلِ چطور در آن شترها در آبشخور (شتر که گفت برای این است که عربستان است و برای کمیل از حیوانات آنجا مثال می‌زند) می‌خواهند آب بخورند،اگر یک شتر غریبی در میان آنها وارد شود، این شترها او را دور می‌کنند و نمی‌گذارند شرکت کند، اجمالا غریب و بیگانه را دور می‌کنند. این افرادی که از ناحیه او مصیبت و گرفتاری دیده، دل خوش دارد آن نازله و گرفتاری و مصیبت را از او دور می‌کند، کمکش می‌کنند، یار او هستند، دستگیر او هستند. اینطور این لطف مثل آب جریان دارد و جاریست. جهت ارتقاء کانال نشر با لینک ⬇️ @modafeanzuhur 🏴 کانال مهدوی مدافعان ظهور 🏴 https://eitaa.com/joinchat/3280666642C9b9ebd02e0
آورده اند که رسول خدا روزی به گورستان بقیع گذر کرد به نزدیک قبری رسید اصحاب را فرمود:که با تعجیل گذرید و در محل برگشتن فرمود که تعجیل مکنید. گفتند یا رسول الله در محل رفتن تعجیل فرمودی گفت:بلی شخصی را عذاب می کردند طاقت ناله و فریاد او نداشتم اکنون خدای تعالی بر وی رحمت کرد گفتند یا رسول الله سبب چه بود؟فرمود:کودکی از وی مانده حالا اورا به مکتب دادند معلم وی را تعلیم 《بسم الله الرحمن الرحیم》 کرد و کودک آن را بر زبان راند خطاب رسید که ای فرشتگان دست از این کس بدارید که روا نباشد که پدر را عذاب کنند و پسرش در یاد ما باشد. جهت ارتقاء کانال نشر با لینک ⬇️ @modafeanzuhur 🏴 کانال مهدوی مدافعان ظهور 🏴 https://eitaa.com/joinchat/3280666642C9b9ebd02e0
✴️ کتاب تهذیب الاخلاق و تطهیر الاعراق (یا -قسمت_‌اول شخصی که تازه به دوران تکلیف رسید نماز از نفس او صادر می شود ولی صدور نماز و فعل نماز از او از روی کلفت است. چون میل طبیعی ظاهری تعلق نفس به بدن اقتضاء ندارد که نفس تن در بدهد در افعالی مثل نماز و رو ضه و ... .فعل کف نفس به راحتی از انسان صادر نمی شود و با زحمتی همراه است. اما اخلاق مربوط به خلق و خوی شخص است و خو طوری است که اگر برای شخص حاصل شود براساس آن ملکه فعل مربوط به آن را انجام می دهد و فعل به راحتی از آن صادر می شود. به همین صورت می بینید تا نماز بخواهد برای شخص به صورت اخلاق در آید طول می کشد.بر همین مبنا شرع مقدس احکامی را برای ما واجب نمود تا با افعال احکام شرعیه ولو که با کلفت و زحمت هم که است خلق و خوی در نفس حاصل شود و ما حصل احکام این شود که در نفس اخلاق حاصل شود. ➖➖➖➖➖➖➖➖ جهت ارتقاء کانال نشر با لینک ⬇️ @modafeanzuhur 🏴 کانال مهدوی مدافعان ظهور 🏴 https://eitaa.com/joinchat/3280666642C9b9ebd02e0
ﺳﺮﻣﺎﻳﻪ ﻫﻤﻪ ﺳﻌﺎﺩﺕ ﻫﺎ ﻭﺍﻫﻢ ﻭﺍﺟﺒﺎﺕ ﻣﻌﺮﻓﺖ ﻧﻔﺲ ؛ ﻳﻌﻨﻰ ﺧﻮﺩ ﺷﻨﺎﺳﻰ ﺍﺳﺖ ، ﻭ ﺁﻧﻜﻪ ﺧﻮﺩ ﺭﺍ ﻧﺸﻨﺎﺧﺖ ﻋﺎﻃﻞ ﻭ ﺑﺎﻃﻞ ﺯﻳﺴﺖ ﻭ ﮔﻮﻫﺮ ﺫﺍﺗﺶ ﺭﺍ ﺗﺒﺎﻩ ﻛﺮﺩ ﻭ ﺑﺮﺍﻯ ﻫﻤﻴﺸﻪ ﺑﻰ ﺑﻬﺮﻩ ﻣﺎﻧﺪ . ﻫﻴﭻ ﻣﻌﺮﻓﺖ ﻧﻔﺲ ﺑﻪ ﻛﺎﺭ ﺍﻧﺴﺎﻥ ﻧﻤﻰ ﺁﻳﺪ . ﺍﻧﺴﺎﻥ ﻛﺎﺭﻯ ﻣﻬﻢ ﺗﺮ ﺍﺯ ﺧﻮﺩ ﺳﺎﺯﻯ ﻧﺪﺍﺭﺩ ﻭ ﺁﻥ ﻣﺒﺘﻨﻰ ﺑﺮ ﺧﻮﺩ ﺷﻨﺎﺳﻰ ﺍﺳﺖ . ﺳﻘﺮﺍﻁ ﺧﻮﺩ ﺷﻨﺎﺳﻰ ﻭ ﺍﺧﻠﺎﻕ ﺭﺍ ﺍﺯ ﻫﻤﻪ ﻣﻬﻢ ﺗﺮ ﻣﻰ ﺷﻤﺮﺩ . ﮔﻮﻳﻨﺪ ﻭﻗﺘﻰ ﺍﺯ ﻛﻨﺎﺭ ﻣﻌﺒﺪ ﺩﻟﻒ ، ﻋﺒﻮﺭ ﻣﻰ ﻛﺮﺩ ﺩﻳﺪ ﺑﺎﻟﺎﻯ ﺁﻥ ﻧﻮﺷﺘﻪ ﺍﺳﺖ : ﺧﻮﺩ ﺭﺍ ﺑﺸﻨﺎﺱ ! ﻫﻤﻴﻦ ﻛﻠﺎﻡ ﺭﺍ ﺍﺳﺎﺱ ﻓﻠﺴﻔﻪ ﺧﻮﺩ ﻗﺮﺍﺭ ﺩﺍﺩ . ﺳﻘﺮﺍﻁ ﺩﺭ ﻣﻘﺎﺑﻞ ﺩﺍﻧﺸﻤﻨﺪﺍﻥ ﻃﺒﻴﻌﻰ ﮔﻔﺖ : ﺑﻴﻬﻮﺩﻩ ﺩﺭ ﺷﻨﺎﺧﺘﻦ ﻣﻮﺟﻮﺩﺍﺕ ﺧﺸﻚ ﻭ ﺑﻰ ﺭﻭﺡ ﺭﻧﺞ ﻣبر ! ﺑﻠﻜﻪ ﺧﻮﺩ ﺭﺍ ﺑﺸﻨﺎﺱ ﻛﻪ ﺷﻨﺎﺧﺘﻦ ﻧﻔﺲ ﺍﻧﺴﺎﻥ ﺑﺎﻟﺎﺗﺮ ﺍﺯ ﺷﻨﺎﺧﺘﻦ ﺍﺳﺮﺍﺭ ﻃﺒﻴﻌﺖ ﺍﺳﺖ . ، ص823 ره جهت ارتقاء کانال نشر با لینک ⬇️ @modafeanzuhur 🏴 کانال مهدوی مدافعان ظهور 🏴 https://eitaa.com/joinchat/3280666642C9b9ebd02e0