بنویسید به روی لحدم
من فقط عشق حسین بن علی رابلدم
ننویسید که او خادم بد عهدی بود بنویسید که او منتظر مهدی بود...
#شبتون_حسینی🌙
شهیدحمیدسیاهکالیمرادی
دل را پر از طراوٺ عطر حضور ڪن
آقا تو را به حضرٺ زهرا ظهورڪن
آخر ڪجایے اے گل خوشبوے فاطمه(س)
برگرد و شهـر را پر از امواج نورڪن
#اللهم_عجل_لولیک_الفرج 💕
شهیدحمیدسیاهکالیمرادی
شنبہ: ناهار : پیامبر خوبی ها؛ حضرت رسول الله(سلام و صلوات خدا بر او باد)
شـام : اقا جانم حضرت امیر المومنین؛ (درود خـدا بر او باد)
شهیدحمیدسیاهکالیمرادی
اگر روۍِ اخلاق حساس نباشیم
بدونِ شک، بھ حق الناس ختم
خواهد شد. اخلاقِ خوب ضامن
آلودھ نشدن بھ حقالناس است.
#استاد_مسعود_عالی
@modafehh
#رفقا برای ایام فاطمیه هرررکاری میتونید انجام بدید هررچند کوچیک ،حتی ۱۰۰ تا صلوات ،توفیق کار کردن در ایام فاطمیه قسمت هر کسی نمیشه ها ،حیفه از دستش ندیم سال دیگه رو کسی ندیده 😭
-ما که ندیدهایم اما گفتهاند کوچهی باریکی بوده
بنیهاشم
و خانهای بوده که حتی نسیم برای گذر از آنجا، با احترام دَر میزده.
میگویند عاشقترین مرد جهان و معشوقترین زن دنیا، ساکنینش بودهاند.
.
ما که ندیدهایم اما میگویند همان در دردسرساز شده عاقبت.
و مردی که دستش را بسته بودند و پیش چشمش..زن باردارش میسوخت و در خون غلت میزد.
..
ما که ندیدهایم اما گفتهاند،
دختری داشته آن خانه..که از همسایهها یک روزی شبیه امشب، میشنیده مادرش خیلی، ماندنی نیست.
...
ما که ندیدهایم اما گفتهاند،
لکههای خون روی بسترش فراوان بوده و بدن نحیفش فشار زیادی را تحمل میکرده.
و در همان حال، گویی که هیچ دردی نداشته..
عاشقانه نگاه میکرده شوهرش را..
و با صدایی آرام ترنم میکرده:" به خدا قسم که تنها نگران تو هستم ایعلی..بعد از من چه کسی به تو سلام خواهد کرد در این شهر؟"
..
ما که ندیده ایم اما گفتهاند،
علی بغض داشته.
و آن شب عمیقترین چاه عمرش را کنده و در آن حرف زده.
آخر مرد وقتی گریه دارد، زود خلوت میکند.
...
ما که ندیدهایم،
اما میگویند؛
ناجوانمردانه و بد چادرش را کشیدند،
جلوی چشم پسر کوچکش..
بد زدند..
بد کشیدند..
و طفل کوچکش به لکنت افتاده بود زبانش.
اصلاً من که نمیدانم،
حسن(ع)
دقیقتر از ماجرا خبر دارد..
-حسنا زرین.
[اگر دلتون شکست، منم دعا کنید🖤]
@modafehh
•🥀•
مادر که نباشد نظم خانه ب هم می ریزد..
علی در نجف..🖤
حسن در بقیع..🖤
حسین درکربلا..🖤
زینب در دمشق..🖤
#فاطمیه
شهیدحمیدسیاهکالیمرادی
برشی از کتاب یادت باشد ❣⇩
شهید سیاهکالی اعتقاد ویژه ای به رزق معنوی هیئت داشتند
ایشان بهترین روش برای جذب جوانان به معارف را ظرف هیئت می دانستند و بر همین اساس هیئت خیمه العباس را به همراهی دوستانشان راه اندازی کردند
حتی در شب های سرد زمستان با موتور در هیئت هفتگی شرکت می کردند
اصرار داشتند همسر و دوستانشان در این جلسات حضور داشته باشند.
#شهید_حمید_سیاهکالی_مرادی
شهیدحمیدسیاهکالیمرادی
خدایا ازت ممنونم
برای آدم های خوبی که سر راهم قرار دادی.
برای تموم لحظه های که خندیدم، گریه کردم و تو کنارم بودی.
برای تمام لحظه هایی که حمایتم کردی.
برای تموم روزهای که پناه بی قراری هام بودی.
ازت ممنونم برای لحظه های که فکر میکردم نمیتونم تحمل کنم و از پسش بر بیام و تو کمکم کردی که دوباره بلند شم و ادامه بدم؛
#شکرت:)