eitaa logo
•|کانال‌رسمی‌شهید‌حاج‌حمید‌ سیاهکالی مرادی |•
4.3هزار دنبال‌کننده
9.5هزار عکس
2.1هزار ویدیو
113 فایل
🌸🍃 #کانال_رسمی #شهیدمدافع‌حرم‌ #حمیدسیاهکالی‌مرادی (با نظارت خانواده ی شــهید عزیز) 🍁 یادت_باشد❣ کانال تلگراممون: @modafehhh خـادم کانال : @khadem_sh @khaleghiii غباروبی گلزار شهدا
مشاهده در ایتا
دانلود
﷽ شهید سیدعلی حسینی •┈┈┈•✾•🔸🔶🔸•✾•┈┈┈• 🌸بِسمِ رَبِّ الشُهَدا و الصِدّیقین🌸 《 غذای مشترک 》 🖇اولین روز زندگی مشترک، بلند شدم غذا درست کنم ... من همیشه از ازدواج کردن💞 می‌ترسیدم و فراری بودم ... برای همین هر وقت اسم آموزش آشپزی وسط میومد از زیرش در می‌رفتم ... ♨️ بالاخره یکی از معیارسنج‌های دخترها در اون زمان، یاد داشتن آشپزی و هنر بود ... هر چند، روزهای آخر، چند نوع غذا از مادرم یاد گرفته بودم ... از هر انگشتم، انگیزه و اعتماد به نفس می‌ریخت ...😬 🍜🍲غذا تفریبا آماده شده بود که علی از مسجد برگشت ... بوی غذا کل خونه رو برداشته بود ... از در که اومد تو، یه نفس عمیق کشید ...♨️ - به به، دستت درد نکنه ... عجب بویی راه انداختی ...😋 🔸با شنیدن این جمله، ژست هنرمندانه‌ای به خودم گرفتم ... انگار فتح‌الفتوح کرده بودم ... رفتم سر خورشت ... درش رو برداشتم ... آبش خوب جوشیده بود و جا افتاده بود ... قاشق رو کردم توش بچشم که ...😱 ▫️نفسم بند اومد ... نه به اون ژست گرفتن‌هام ... نه به این مزه ... اولش نمکش اندازه بود اما حالا که جوشیده بود و جا افتاده بود ...😞 گریه ام گرفت😭 ... خاک بر سرت هانیه ... مامان صد دفعه گفت بیا غذا پختن یاد بگیر ... و بعد ترس شدیدی به دلم افتاد ... 🍃✨خدایا! حالا جواب علی رو چی بدم؟ ... پدرم هر دفعه طعم غذا حتی یه کم ایراد داشت ... - کمک می خوای هانیه خانم⁉️ ... 💠با شنیدن صداش رشته افکارم پاره شد و بدجور ترسیدم ... قاشق توی یه دست ... در قابلمه توی دست دیگه ... همون طور غرق فکر و خیال خشکم زده بود ... 🔹با بغض گفتم ... نه علی آقا ... برو بشین الان سفره رو می اندازم ... 😒یه کم چپ چپ و با تعجب بهم نگاه کرد ... منم با چشم های لرزان منتظر بودم از آشپزخونه بره بیرون ... - کاری داری علی جان؟ ... چیزی می‌خوای برات بیارم؟ ... با خودم گفتم نرم و مهربون برخورد کن ... شاید بهت سخت کمتر سخت گرفت ...😔 - حالت خوبه❓ ... - آره، چطور مگه❓ ... - شبیه آدمی هستی که می‌خواد گریه کنه😢 ... 🔹به زحمت خودم رو کنترل می‌کردم و با همون اعتماد به نفس فوق معرکه گفتم ... نه اصلا ... من و گریه❓ ... ▫️تازه متوجه حالت من شد ... هنوز قاشق و در قابلمه توی دستم بود ... اومد سمت گاز و یه نگاه به خورشت کرد ... چیزی شده❓ ... 🔸به زحمت بغضم رو قورت دادم ... قاشق رو از دستم گرفت ... خورشت رو که چشید، رنگ صورتم پرید ... با خودم گفتم: مردی هانیه ... کارت تمومه ...😱 ✍ ادامه دارد ... @modafehh •┈┈•✾•🔸🔶🔸•✾•┈┈•
شده‌دلٺنگ‌شوےچاره‌نیابےجز اشڪ؟! من‌به‌این‌چاره‌ےبیچاره‌دچارم‌هر شب ... · · #شبتون بخیر 🌙 @modafehh
🌼بسم الله الرحمن الرحیم🌼
🔻در دنیا جز نامے و چند عڪسی و یڪ مشت یادگار ظاهراً چیزے از #شهید باقی نمی‌ماند! اما با چشم سِر در منظر حقیقت؛ این #خون شهید است ڪه در شریان‌هاے حیات تاریخے انسان جریان دارد و هیچ فیضے نیست مگر آنڪه با وساطت شهید نزول می‌یابد...! #شهید_حمید_سیاهکالی_مرادی #شهدا_را_یاد_کنیم_با_ذکر_صلوات @modafehh
فعلا قابلیت بارگیری به دلیل درخواست زیاد فراهم نیست
نمایش در ایتا
📢 بسم رب الشهدا و الصدیقین سلام بر پیشگاه مقدس،حضرت ولی عصر (عج)و سلام بر روان پاک امام راحل امام شهدا سلام بر شهیدان انقلاب اسلامی.دورود بیکران بر مقام معظم رهبری و سلام و عرض ادب خدمت شما عاشقان و رهروان شهدا... سلام و عرض ادب خدمت یکایک شما اعضای بزرگوار کانال شهید مدافع حرم حمید سیاهکالی مرادی .با نهایت احترام ضمن تقدیر و تشکر از حضور گرم شما عاشقان شهید دوست که با حضورتان باعث رونق بخشیدن به هدف کانال شده اید و خداروشاکریم که سعادت داریم برای این بزرگواران قدمی برداریم و ان شاءالله که این هدف و قدم تداوم داشته باشد... سپاسگزاریم بابت این حجم از محبت شما خواهران و برادران که از راه های دور و نزدیک برای زیارت مزار شهید حضور بهم میرسانید.... ان شاءالله دعای خیر شهید بزرگوار در تمامی لحظات زندگی شامل حالتان بشود.. زندگیتان مهدوی عاقبتتان شهدایی... @modafehh
میگفت: خدا هست خدا دوستمون داره اینکه تو احساس میکنی این یه احساس کاذبه... که حضرت آدم هم کرد و به درخت ممنوعه نزدیک شد + هیچوقت بخاطر احساس به نزدیک نشو! @modafehh
#اکنون_گلزار شهدا🌷 #شهدا را یاد کنیم‌ با ذکر یک‌صلوات🌼 @modafehh
غروب پنج شنبه در جوار شهید زین الدین، دعاگویتان بودم #ارسالی از اعضاء🌼 @modafehh
اکنون حضور مهمان های شهید حمید در منزل پدری شهید 👇👇👇