eitaa logo
•|کانال‌رسمی‌شهید‌حاج‌حمید‌ سیاهکالی مرادی |•
4.3هزار دنبال‌کننده
9.5هزار عکس
2.1هزار ویدیو
113 فایل
🌸🍃 #کانال_رسمی #شهیدمدافع‌حرم‌ #حمیدسیاهکالی‌مرادی (با نظارت خانواده ی شــهید عزیز) 🍁 یادت_باشد❣ کانال تلگراممون: @modafehhh خـادم کانال : @khadem_sh @khaleghiii غباروبی گلزار شهدا
مشاهده در ایتا
دانلود
دیدی رفیق شهیدم؛ این جانی که داریم چقدر برایمان عزیز است یک ویروس اینطور ترس به دل ها انداخته ؛ تازه معلوم نیست حتما جانت را بگیرد! حالا میفهمی سختی از جان گذشتن را ؟ شهدا از عزیز ترین چیزی که داشتند گذشتند! @modafehh
⭕ اطلاعیه موسسه جهت اعزام یک تیم جهادی در زمینه و (تاریخ اعزام دوشنبه 19 اسفند به مدت ۸روز) به مناطق محروم سیستان و بلوچستان به افراد متخصص در این زمینه ها نیازمند است: پزشک، بنا، جوشکار، گچ کار، کاشی کار، برق کار، تأسیساتی، ایزوله، کارگر ساده و ... ✅ جهت اعلام آمادگی به شماره تلفن09124814883اقای بهرامی تماس بگیرید
🌹 که وقتی زیاد گناه کردی و خواستی که خدا حتما تو رو ببخشه بعد از کلی اقرار به گناه بگو خدایا تو مولای منی... من کسی غیر از تو ندارم... اگه در خونه تو نیام کجا برم...😭 میدونم بد کردم ولی خب من همینم، زشتی های روح خودمو اوردم با خودم اما تو خوبی... تو هم خوبی هاتو بیار... @modafehh
رفیق شهید داری؟ حواست به هست؟!🍃 شهید بیدارمیکند ... شهید دستت را میگیرد ... شهید بلندت میکند ... شهید، "شهیدت" میکند ...🌷 کافیه کنی و بخواهی..💚 @modafehh
لَّاتُدْرِكُهُ‌الْأَبْصَارُ .... احساس‌ٺنهایے یعنےندیدن‌ٺو ... · · @modafehh
مجذوب امام غریب! آیت الله جوادی : لیله الرغائب به معناي شب آرزوها نيست، بلکه شب رغبت‌ها و گرایش ها و مجذوب‌شدن‌هاست! @modafehh
•|کانال‌رسمی‌شهید‌حاج‌حمید‌ سیاهکالی مرادی |•
اکنون‌امامزاده چهار انبیاء یکی از جاهایی که حمید اقا زیاد میرفتن💚
تقدیم به مدفعانِ سلامت . .‌ . ثبت می شود در خاطرات مردم فداکاری و دفاع مقدسِ این روز هایِ شما در دفاع از سلامت و مردم ! دمتون گرم ! + حتما برای عزیزان دکتر و پرستار و همه کادر بیمارستان که شبانه روزی در تلاش هستند دعا کنید @modafehh
﷽ شهید سیدعلی حسینی •┈┈┈•✾•🔸🔶🔸•✾•┈┈┈• 🌸بِسمِ رَبِّ الشُهَدا و الصِدّیقین🌸 《 غریب آشنا 》 🖇بعد از چند سال به ایران برگشتم … سجاد ازدواج کرده بود و یه محمدحسین 7 ماهه داشت … حنانه دختر مریم، قد کشیده بود … کلاس دوم ابتدایی … اما وقار و شخصیتش عین مریم بود … 🔹از همه بیشتر … دلم برای دیدن چهره مادرم تنگ شده بود… 🔸توی فرودگاه … همه‌شون اومده بودن … همین که چشمم بهشون افتاد … اشک، تمام تصویر رو محو کرد … خودم رو پرت کردم توی بغل مادرم … شادی چهره همه، طعم اشک به خودش گرفت …😭 🔻با اشتیاق دورم رو گرفته بودن و باهام حرف می‌زدن … هر کدوم از یک جا و یک چیز می‌گفت … حنانه که از ۴ سالگی، من رو ندیده بود … باهام غریبی می‌کرد و خجالت می‌کشید… 💠محمدحسین که اصلا نمی‌گذاشت بهش دست بزنم …خونه بوی غربت می‌داد … حس می‌کردم توی این مدت، چنان از زندگی و سرنوشت همه جدا شدم که داشتم به یه غریبه تبدیل می‌شدم … اونها، همه توی لحظه لحظه هم شریک بودن … اما من … فقط گاهی … اگر وقت و فرصتی بود … اگر از شدت خستگی روی مبل … ایستاده یا نشسته خوابم نمی‌برد … از پشت تلفن همه چیز رو می‌شنیدم … غم عجیبی تمام وجودم رو پر کرده بود …😔😔 🍀فقط وقتی به چهره مادرم نگاه می‌کردم … کمی آروم می‌شدم … چشمم همه جا دنبالش می‌چرخید … 🔻شب … همه رفتن … و منم از شدت خستگی بیهوش … 🍃برای نماز صبح که بلند شدم … پای سجاده … داشت قرآن می‌خوند … رفتم سمتش و سرم رو گذاشتم روی پاش … یه نگاهی بهم کرد و دستش رو گذاشت روی سرم … با اولین حرکت نوازش دستش … بی اختیار … اشک از چشمم فرو ریخت … 🔹مامان … شاید باورت نشه … اما خیلی دلم برای بوی چادر نمازت تنگ شده بود … ▫️و بغض عمیقی راه گلوم رو سد کرد … ✍ ادامه دارد ... @modafehh •┈┈•✾•🔸🔶🔸•✾•┈┈•