#معلم_فراری. #پارت_هفتم. این قسمت آشی که یک وجب روغن داشت: ظهر است. سربازها با لب و دهـان خشـكيده جلـو سـالن غـذاخوري صـف
كشيدهاند. راديـو، دعـاي روز اول مـاه رمضـان را مـيخوانـد. گروهبـان، لـب
خشكيدهاش را با زبانش خيس كرده، با دلشوره به ساعتش نگاه ميكند.
صداي شيپور آماده باش، همه را به خود ميآورد. همـه خودشـان را جمـع و
جور ميكنند و براي استقبال از سرلشكر آماده ميشوند. ماشـين سرلشـكر نـاجي
جلو ساختمان غذاخوري ميايستد. گروهبان به استقبال ميرود. رانندة ماشين زود
پياده ميشود و در را براي سرلشكر باز مي كند. سگ پشمالوي سرلشكر از ماشين
پايين ميپرد و دم تكان ميدهد. لحظهاي بعد، سرلشكر ميآيد. همه به احتـرام او
پا ميكوبند. از راديو دعا پخش ميشود. سرلشكر، سيگارش را روشن مـيكنـد و
با اشاره به گروهبان ميفهماند كه راديو را خاموش كند.
گروهبان دوان دوان ميرود. سرلشكر همراه بـا سـگ و راننـدهاش بـه طـرف
آشپزخانه راه ميافتد.
سربازان آشپز در كنار ديگهاي غذا به حالت خبردار ايستادهاند. سـگ پشـمالو
سرلشكر وارد آشپزخانه ميشود. به طرف ديگهاي غذا مـيرود و بـو مـيكشـد.
يونس ميخواهد با لگد سگ را از اطـراف ديگهـا دور كنـد كـه سرلشـكر وارد
ميشود يونس و آشپزهاي ديگر به احترام او پا ميكوبند. سرلشكر، آشـپزها را از
نظر ميگذراند، سپس رو ميكند به يونس.
ـ مسئول آشپزخانه كجاست؟
ـ رفته مرخصي. ـ احمق، بگو رفته مرخصي، قربان !
ـ رفته مرخصي، قربان.
ـ كي برميگردد؟
ـ فردا برميگردد، قربان.
سرلشكر ميرود سر ديگ غذا. يك چنگ پلـو برمـيدارد و مزمـزه مـيكنـد.
ميگويد: «يك بشقاب و قاشق بياوريد.»
يكي از آشپزها، بشقاب و قاشقي به سرلشـكر مـيدهـد. او مقـداري پلـو در
بشقاب ميريزد و رو ميكند به آشپزها.
ـ بياييد جلو ببينم. يالاّ تند باشيد.
آشپزها ترسان جلو ميروند. سرلشكر به دهان هر كدام يك قاشق برنج ميريزد
و ميگويد: «بخوريد، قورتش بدهيد.»
يونس خودش را با اجاق سرگرم مـيكنـد. سرلشـكر متوجـه مـيشـود و بـا
عصبانيت داد ميزند: «هو، نكبت... مگر حاليات نشد گفتم بياييد جلو؟»
يونس معذرتخواهي ميكند و پيش ميرود. سرلشكر يك قاشق برنج به دهان
او ميريزد و ميگويد: «شروع كنيد. فقط مراقب باشيد هر سربازي از گرفتن غـذا
خودداري كرد، فوراً به من معرفياش كنيد.»
يونس در حالي كه مشغول كشيدن برنج در بشقابهاست، منتظر فرصتي است تا
برنج را از دهانش بيرون بريزد. خداخدا ميكند سرلشكر وادار به صحبتش نكند...
والاّ مجبور ميشود روزهاش را باطل كند يا روزهدارياش را فاش كند. يك لحظه
به ياد ابراهيم مي افتد. اگر او به مرخصي نرفته بود و اينجا بود بـا سرلشـكر چـه برخوردی میکرد؟. #ادامه_دارد. #کپی_بدون_ذکر_منبع_پیگرد_الهی_دارد @modofeh
پارت ها را خوندین.چطور بود https://daigo.ir/secret/6591365508
|•جبههفرهنگیشهیدسیاهکالیمرادی•|🇮🇷🇵🇸
منم ایرانی تو حساب کن روی شیعه های سلمانی😇. @modofeh
Amir Hossein Zaheri - نیک موزیکAmir Hossein Zaheri - Arze Salam.mp3
زمان:
حجم:
3.7M
منم ایرانی تو حساب کن روی شیعه های سلمانی. @modofeh
دعا میکنم خدا ۵ تا از این گوگولی ها نصیبتون کنه.😍🤍ولی قبل از اون لیاقتشو بهتون بده
#حسینیه_ثارالله
#ولادت_حضرت_زینب
@modofeh
هلاکت صلاحالدین فاروقی رهبر گروهک تروریستی جیشالعدل
در حمله هوایی مشترک ایران و پاکستان، صلاحالدین فاروقی در کنار نفر دوم و سوم این گروهک به هلاکت رسیده است.
@modofeh
6.6M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
⏳ وقتی که حضرت عزرائیل برای قبض روح حضرت نوح آمد
♦️ حضرت نوح گفت : وقت تمام شد ؟
🔸حضرت عزرائیل گفت : بله تمام شد و زمان اجل رسیده است ...
♦️حضرت نوح گفت : چه زود!😳
@modofeh
|•جبههفرهنگیشهیدسیاهکالیمرادی•|🇮🇷🇵🇸
کرانه عشق (:enc_1623438594589714362442.mp3
زمان:
حجم:
2.8M
و از آن خداست نهان آسمانها و زمين و به او بازگردانده مىشود همه كارها. او را بپرست و بر او توكل كن كه پروردگارت از آنچه به جاى مىآوريد غافل نيست.
•آیه۱۲۳ سوره هود🌏
@modofeh