eitaa logo
|•جبهه‌فرهنگی‌شهید‌سیاهکالی‌مرادی•|🇮🇷🇵🇸
771 دنبال‌کننده
5.3هزار عکس
4هزار ویدیو
19 فایل
امیداست‌جبهه‌فرهنگی‌که‌عقبه‌است... توسط‌تمامی‌جوانان‌رعایت‌شود. (‌ #از_شهید_بگو‌ )‌با‌سرچ‌این‌هشتگ‌مطالب‌مربوط‌به‌شهیدحمید‌براتون‌بالامیاد. کپی؟!حلال‌ِمومن تااینجااومدی‌یهویی۵تاصلوات‌شهیدُمهمون‌کن🙂
مشاهده در ایتا
دانلود
داستان نیمه شبی در حلّه 🔹 ....نگاهم به این طرف و آن طرف می پرید. می ترسیدم دو فروشنده دیگر و پدر بزرگم متوجه  حالتم شده باشند. مادر ریحانه گوشواره ها را برداشت تا آن را به دخترش نشان دهد. خاطره های کودکی به ذهنم هجوم آورده بودند. به این می اندیشیدم که چگونه روزی با ریحانه هم بازی بودم. ولی حالا پسندیده نبود که به او نگاه کنم. می دانستم که ما دیگر آن کودکان دیروز نیستیم. پدربزرگ، با اخمی دلپذیر، دستش را دراز کرد. مادر ریحانه گوشواره ها را کف دست او گذاشت. --- نه خانم، این اصلا" در شان ریحانه ی عزیز ما نیست. کسی که حافظ قرآن است و احکام و تفسیر می داند، باید گوشواره ای از بهشت به گوش کند. ما متاسفانه چنین گوشواره ای نداریم؛ ولی بگذارید ببینم کدام یک از گوشواره های ما برای دخترم برازنده است. پدر بزرگ از پشت قفسه ها بیرون آمد و به گوشواره ای زیبا و گران بها که من آن را طراحی کرده و ساخته بودم، اشاره کرد. خوشحال شدم که پدربزرگ آن را برای ریحانه انتخاب کرده بود؛ اما بعید بود که مادرش زیر بار قیمت آن برود. گوشواره ها را بیرون آوردم و به پدربزرگ دادم. --- طراحی و ساخت این گوشواره ها، کار هاشم است حرف ندارد. مادر ریحانه گوشواره ها را گرفت و ورانداز کرد. واقعا" زیباست؛ ولی ما چیزی ارزان قیمت میخواهیم. پدربزرگ به جای اولش برگشت. من می خواهم نظر ریحانه را بدانم. تو چه می گویی دخترم؟ خیلی ساکتی! کنجکاوانه به ریحانه نگاه کردم تا ببینم چه می گوید. شبحی از صورتش را در نور دیدم. همان ریحانه روزگار گذشته بود. دستش را باز  کرد و دو دیناری که در آن بود را نشان داد. --- از لطف شما متشکرم؛ اما فکر کنم این دو سکه به اندازه کافی گویا باشند. آهنگ صدایش نیز آشنا بود. پدربزرگ خندید و گفت: چه نکته سنج و حاضر جواب! مادر ریحانه گوشواره ها را روی قفسه گذاشت و با نگاهش همان گوشواره های اولی را جست و جو کرد. پدربزرگ گوشواره های گران بها را درون جعبه ی کوچکی که آستر و جلد آن از مخمل بنفش بود قرار داد و آن را جلوی مادر ریحانه گذاشت. --- از قضا قیمت این گوشواره ها دو دینار است. در دلم به پدربزرگم آفرین گفتم. از خدا خواستم که ریحانه صاحب آن گوشواره ها شود. قیمت واقعی آن ده دینار بود. یک هفته روی آن زحمت کشیده بودم. چهار زن وارد مغازه شدند. پدربزرگ آنها را به دو فروشنده دیگر حواله داد. مادر ریحانه جعبه را به طرف پدربزرگم برگرداند. --- من می دانم که قیمت  این گوشواره ها خیلی بیشتر است. ما نمی توانیم اینها را ببریم. پدربزرگ جعبه را به جای اولش برگرداند و ابروها را در هم فرو برد. --- به خدا قسم ، باید آن را ببرید. این گوشواره ها از روز اول برای ریحانه ساخته شده است. شما آن دو دینار را بدهید و بروید. من خودم می دانم و ابوراجح. بالاخره ما خرده حساب هایی با هم داریم. پدربزرگ با زبانی که داشت سرانجام آنها را راضی کرد گوشواره ها را بردارند و با خود ببرند. وقتی ریحانه دو دینار را روی پارچه گلدوزی شده قرار داد، مادرش گفت: این دست مزد گلیم هایی است که ریحانه بافته است. پدربزرگ سکه ها را برداشت و سپس آنها را در دست من گذاشت. --- این سکه ها را باید به هاشم بدهم تا او هم دستمزدی برای کارش گرفته باشد. تصمیم گرفتم آن دو سکه را برای همیشه نگه دارم........
سلام رفقا به خدا شرمنده یک مشکلی پیش اومد نتونستم به پیشنهاد دوستمون عمل کنم امشب میزاریم تا فردا صبح اگر خواستید اعلام کنید پیوی تا تعداد صلوات ها مشخص بشود، تروخدا حلالم کنید شرمندم
|•جبهه‌فرهنگی‌شهید‌سیاهکالی‌مرادی•|🇮🇷🇵🇸
چرا که نه، داخل کانال قرار میگیره ببینیم استقبال چقدره😁
برای شادی روح آقا حمید سیاهکالی، برادر عزیزمان، انشاالله سه تا کارو انجام بدیم ۱)نماز اول وقت ۲)تا حد امکان صلوات با عجل فرجهم ۳)خواندن قران(هر چقدر که در توانتونه) منتظریم اعلام بشه داخل پیوی یا علی مدد
بسم الله الرحمن الرحیم سلام اول بگم چرا صبحی فرستادم.... خب گفتم اول پیامو ببینین دیگه😁
فعلا قابلیت بارگیری به دلیل درخواست زیاد فراهم نیست
نمایش در ایتا
آنچه‌خدا‌خواست همان‌مۍشودツ وآنچہ‌دلت‌خواست نہ‌آن‌مۍشودツ🤍🕊
تقوا یعنی چه؟ شهید بابک نوری هریس
4.4M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
﷽ هــیچ وــقت دیــر نیست شخصی که تا چهل سالگی اهل دین و دیانت نبوده و مطربی می کرد؛ اما تغییر میکنه و میشه استاد بسیاری از بزرگان و اولیاءالهی مطلبی بسیار زیبا از میرزا جهانگیرخان به نقل از آیت الله بهجت ره
اَلسَّلامُ عَلَیْکَ یا اَباعَبْدِاللَّهِ وَ عَلَى الاَْرْواحِ الَّتى حَلَّتْ بِفِناَّئِکَ عَلَیْکَ مِنّى سَلامُ اللَّهِ (اَبَداً) ما بَقیتُ وَ بَقِىَ اللَّیْلُ وَ النَّهارُ وَ لاجَعَلَهُ اللَّهُ آخِرَ الْعَهْدِ مِنّى لِزِیارَتِکُمْ اَلسَّلامُ عَلَى الْحُسَیْنِ وَ عَلى عَلِىِّ بْنِ الْحُسَیْنِ وَ عَلى اَوْلادِ الْحُسَیْنِ وَ عَلى اَصْحابِ الْحُسَیْنِ التماس دعا