ما بهش میگیم [ رویا ] ؛
انگلیسیها میگن [ Dream ] ؛
عربها میگن [ حلم ] ؛
ولی بھ نظرم پائولو کوئیلو از همه قشنگتر
میگھ ..
[ افسانہی شخصی ]
نصف وُ نیمه بودن توۍ رابطه به هیچ دردی نمیخوره !
بہ قول فاضل نظری ..
یا چشم بپوش از من وُ از خویش بَرانم /
یا تنگ در آغوش بگیرم کہ بِمیرم ..
تو را شبیہ شب دوست دارمت !
یکدست، یکرنگ
بیصدا، تنها
وَ البته بیپایان، بیپایان ..
ـ عَزیزِ¹²⁸ ـ
. 🧫 . .
رفتم اما، دلِ من بر دوست هَنوز ؛ میبرم جسمۍ وُ دل در گرو اوست هَنوز ..
شاید تو، سکوتِ میانِ کلامم باشۍ، دیده نمیشوی ؛ اما من تو را اِحساس میکنم.
شاید تو، هَیاهوۍ قلبم باشۍ، شنیده نمیشوی ؛ اما من تو نَفَس میکشم .
از آدمیزاد هیچ بَعید نیست که بگوید، خداحافظ.
وَ بندبندِ وجودش « میخواهم بِمانم » باشد.
برایم کِتاب بخر ..
وَ صفحھی اولش بنویس،
( براۍ لبخندت موقع خواندنِ این نوشتہ )
هَمین .. !
بیا در لابهلاۍ ورقههای این کتابها، هم را
در آغوش بگیریم
نگرانِ آبرو هم نباش. اینجا هیچکس کتاب
نمیخواند ..