قلبم، خسته از تلاشهای شبانہروز ،
نامهی استعفایش را نوشت، آگهی بھ
روزنامهها میدهد : واگذاریِ قلبیِ ناآرام،
نیمهوقت، با مَزایای تهۍ . .
از نظرم کاش وجود نداشت [ عاشقۍ ] .
از نظرم کاش وجود نداشت [ وابستگی ] .
از نظرم کاش وجود نداشت [ دلتنگی ] .