eitaa logo
محافظان‌انقلاب
819 دنبال‌کننده
5.1هزار عکس
3.8هزار ویدیو
73 فایل
کانالی در جهت افزایش آگاهی و بصیرت https://splus.ir/mohafezad لینک کانال در سروش لینک گروه مرتبط https://eitaa.com/joinchat/3074163782C467b12be02 ارتباط با ادمین کانال: @zkermani @iimanjan
مشاهده در ایتا
دانلود
این همه آدم رفتند و نیامده اند ؛ ولی یک نفر است که رفت و هنوز هم در تاریخ دارند میگویند: نیامد نیامد... .....
فعلا قابلیت پخش رسانه در مرورگر فراهم نیست
مشاهده در پیام رسان ایتا
صد بار اگر علقمه را فتح کند هر بار دوباره تشنه بر میگردد... 🏴 فرا رسیدن تاسوعای حسینی تسلیت و تعزیت باد
مداحی آنلاین - برای من اشک نریزی ای مشک - نریمانی.mp3
5.88M
🔳 🌴برای من اشک نریزی ای مشک 🌴که آبروم میریزه با گریه ات 🎤
فعلا قابلیت پخش رسانه در مرورگر فراهم نیست
نمایش در ایتا
⭕️ باورم اینه که برکت هیأت هامون،صدقه سر قسمت خانومهاست.اگه ما سینه زن اربابمون شدیم،واسه اینه که بچگیامون مامان هامون ما رو بغل میکردن میبردن هیأت. با یه عالمه خوراکی و اسباب بازی سرمون رو گرم میکردن، کلی اذیت میشدن و از روضه و عزاداریشون میفتادن، تا ما رو عاشق امام حسین بار بیارن. 👤 هادی نیکخواه
😔روضه ای که قبول شد 😭 مرحوم سید علی اکبر کوثری روضه خوان امام خمینی (ره) میگه بعد از اتمام جلسه اومدم از درب مسجد بیام بیرون یکی از دختر بچه های محله اومد جلوم و گفت اقای کوثری برای ماهم روضه میخونی؟ گفتم:دخترم روز عاشوراست و من تا شب مجالس مختلفی وعده کردم و چون قول دادم باید عجله کنم که تاخیری در حضورم نداشته باشم. میگه هر چه اصرار کرده توجهی نکردم تا عبای منو گرفت و با چشمان گریان گفت مگه ما دل نداریم!؟  چه فرقی بین مجلس ما و بزرگترها هست؟ میگه پیش خودم گفتم دل این کودک رو نشکنم و قبول کردم و به دنبالش باعجله رفتم تا رسیدیم. حسینیه ی کوچک و محقری بود که به اندازه سه تا چهار نفر بچه بیشتر داخلش جا نمیشدند.  سر خم کردم و  وارد حسینیه ی کوچک روی خاکهای محله نشستم و بچه های قد و نیم قد روی خاک دور و اطرافم نشستند. سلامی محضر ارباب عالم حضرت سیدالشهدا عرضه کردم السلام علیک یاابا عبدالله... دو جمله روضه خوندم و یک بیت شعر از آب هم مضایقه کردند کوفیان... دعایی کردم و اومدم بلند بشم باعجله برم که یکی از بچه ها گفت تا چای روضه رو نخوری امکان نداره بزاریم بری ؛ رفت و تو یکی از استکانهای پلاستیکی بچه گانشون برام چای ریخت، چایی سرد که رنگ خوبی هم نداشت ، با بی میلی و اکراه استکان رو آوردم بالا و برای اینکه بچه ها ناراحت نشن بی سر و صدا از پشت سر ریختم روی زمین و بلند شدم و رفتم... شام عاشورا (شب شام غریبان امام حسین) خسته و کوفته اومدم منزل و از شدت خستگی فورا" به خواب رفتم. وجود نازنین حضرت زهرا، صدیقه ی کبری در عالم رویا بالای سرم آمدند طوری که متوجه حضور ایشان شدم  به من فرمود؛ آسید علی اکبر مجالس روضه ی امروز قبول نیست. گفتم چرا خانوم جان فرمود؛ نیتت خالص برای ما نبود. برای احترام به صاحبان مجالس و نیات دیگری روضه خواندی فقط یک مجلس بود که از تو قبول شد و ما خودمون در اونجا حضور داشتیم، و اون روضه ای بود که برای اون چند تا بچه ی کوچک دور از ریا و خالص گوشه ی محله خواندی....  آسید علی اکبر ما از تو گله و خورده ای داریم! گفتم جانم خانوم، بفرمایید چه خطایی ازم سر زده؟ خانوم حضرت زهرا با اشاره فرمودند اون چای من با دست خودم ریخته بودم چرا روی زمین ریختی!!؟ میگه از خواب بیدار شدم و از ان روز فهمیدم که توجه و عنایت اونها به مجالس با اخلاص و بی ریاست و بعد از اون هر مجلس کوچک و بی بضاعتی بود قبول میکردم و اندک صله و پاکتی که از اونها عاید و حاصلم میشد برکتی فراوان داشت و برای همه ی گرفتاری ها و مخارجم کافی بود. بنازم به بزم محبت که در آن  گدایی و شاهی برابر نشیند.   📚 منبع؛ کتاب خاطرات مرحوم کوثری (ره)
مداحی آنلاین - یه قلب مبتلا تو این سینه ست - محمود کریمی.mp3
6.26M
🔳 🌴یه قلب مبتلا تو این سینه است 🌴مریضم و دوام اباالفضله 🎤
🕊 بن علی ... آنچه را که داشت ... داد ... تا که خود را ... به کمال برساند ... بیداری امت ، از کسانی که امام زمان خود را کُشتند ... همان هایی که در انتظار ، اشک فراق از نبودنش و شوق ز وصالش... می ریختند ... و عاقبت با شمشیر های عریان ، لبیک گفتند ... چرا ... نبودنت ... درد ، ندارد ...؟! ...
و خَسفَ القمر... سلام بر سلطان وفا ، اباالفضل العباس... با عرض تسلیت بمناسبت فرا رسیدن 🏴