eitaa logo
کانال رسمی شیخ محمد قدرتی
1.8هزار دنبال‌کننده
3.8هزار عکس
1.8هزار ویدیو
38 فایل
شیخ _محمد _قدرتی 📚سخنران حرم مطهر حضرت معصومه س ومسجد مقدس جمکران و سراسر کشور 📚سطح سه حوزه علمیه 📚دکتری تاریخ اسلام از دانشگاه
مشاهده در ایتا
دانلود
این جهان غیر از سرای آزمایش نیست، نیست شعر من تیغی بُرنده‌ست و گزارش نیست، نیست غیر تیر و تیغ و نیزه بر سر احقاق حق زیر و رو کردم ولی راهِ گشایش نیست، نیست دست رد بر سینه‌ی هرچه امان نامه زنم تشنه‌ی جام بلا دنبال سازش نیست، نیست کربلا باید کفن پوشید و از دنیا برید عرصه‌ی کرب و بلا جای نمایش نیست، نیست به قتال فاطمیون بی جهت صف بسته‌اند شیعیان را واهمه از تیر و ترکش نیست، نیست می‌شود روزی شهادت‌نامه‌ام امضا شود؟ در مفاتیح دلم جز این نیایش نیست، نیست ساقی کرببلا یعنی ابوالفضل و جز او مستحق این همه مدح و ستایش نیست، نیست تا کلیمی‌ها به بزم روضه امشب دعوت‌اند خوب و بد را هم نیازی به گزینش نیست، نیست دست بر دامان آقای کریم خود زدم دست خالی خدمت باب الحوائج آمدم عاشقان با گریه‌ی نم نم صدایش می‌کنند زائرانش در حرم، هر دم صدایش می‌کنند مرد و زن، پیر و جوان امشب دخیل محضرش با توجه عالم و آدم صدایش می‌کنند او طبیبِ دردِ بی درمانِ خلقِ عالم است دردمندان، حضرت مرهم صدایش می‌کنند کاشف الکرب الحسین است و گرفتاران شهر در هجوم درد و رنج و غم صدایش می‌کنند دسته دسته سینه‌زن‌هایش به روضه آمدند نه فقط ما، ارمنی‌ها هم صدایش می‌کنند ساقی ابن ساقی است و در سقایت شهره است سلسبیل و کوثر و زمزم صدایش می‌کنند چون لباس رزم پوشد حیدر کرببلاست اهل خیمه صاحب پرچم صدایش می‌کنند ساکنان آسمان‌ها یک صدا همراه با حیدر و پیغمبر اکرم صدایش می‌کنند هم نفس با فاطمه، هم ناله با ام البنین هاجر و آسیه و مریم صدایش می‌کنند در نبود او خواتین حرم آشفته‌اند کودکانِ غرقِ در ماتم صدایش می‌کنند در میان خیمه زینب، بر روی مرکب حسین رو به سوی علقمه با هم صدایش می‌کنند با "اخا ادرک اخا" کرببلا آتش گرفت خیمه گویا پیش چشم بچه‌ها آتش گرفت چه غریبانه برادر را برادر جمع کرد پاره پاره، پاره پاره، پاره پیکر جمع کرد در نگاه سرد نخلستان به تنهایی حسین با دلی غمدیده و با دیده‌ی تر جمع کرد بازوی آزرده‌اش، پهلوی نیزه خورده‌اش هر دو را از منظر چشمان مادر جمع کرد پیش چشم بچه‌های چشم بر راه عمو خیمه‌ی عباس را همراه خواهر جمع کرد حرمله از برکت چشمش هزاران نقره و... کیسه‌های مملوی از درّ و گوهر جمع کرد دست ناپاکی که سقا را به خاک و خون کشید در غروب کربلا خلخال و معجر جمع کرد بی عمو کلی گره خورده‌ست در کار رباب مشکْ پاره پاره شد، ای وای بیچاره رباب ✍ 🔹 https://eitaa.com/mohammad_ghodratii 🔴عضویت درکانال رسمی محمد قدرتی🔴
؛ ؛ آتشِ عشقِ حسینی در دلم تا سر گرفت قابِ عکسِ دودمانم رنگِ خاکستر گرفت از طفولیَّت به من گفتند اربابم تویی! عشقِ تو از تک تکِ گهواره‌ها، نوکر گرفت هیچ کس را دستِ خالی رد نکردی، خوش‌مرام! هرچه دارد سائلِ درمانده، از این در گرفت آنقَدَر ذکر حسین از حَنجرِ من شد بلند می‌توان از تار‌هایش چوبه‌ی منبر گرفت بیرقت را نصب کردم، غُصه‌هایم عَزل شد رقصِ پرچم، ماتم از این قلب‌ِ غم‌پرور گرفت فرش‌هایِ روضه، قالیِ سلیمانِ من است تا نشستم روی آن، دیدم که روحم پَر گرفت نامسلمان‌ را وَهَب‌کردن فقط کار تو بود... ای که طرزِ کُشتنِ تو گریه از کافَر گرفت آبروریزی که کردم، پشتِ من بودی حسین! هر زمانی بد شدم، لُطفت مرا در بَر گرفت سور و ساتِ گریه را زهرا فراهم می‌کند اشکِ خود را باید از مهریه‌ی مادر گرفت در نجف ویزای زُوّارِ تو امضا می‌شود کربلای اربعین را باید از حیدر گرفت خونِ طفل شیرخوارت تا ابد تضمین ماست شیعه حُکم بخشِش‌اش را از علی‌اصغر گرفت ** حرمله با یک سه‌شعبه حَلق او را پاره کرد حنجرش شکلی شبیهِ مشک آب‌آور گرفت آه ! عُمقِ قبرِ اصغر بیشتر می‌شد اگر فکرِ نبش‌قبر را می‌شد از این لشگر گرفت ✍ https://eitaa.com/mohammad_ghodratii 🔴عضویت درکانال رسمی محمد قدرتی🔴