گاهی گمان نمی کنی ولی خوب می شود
گاهی نمی شود که نمی شود که نمی شود
گاهی بساط عیش خودش جور می شود
گاهی دگر، تهیه بدستور می شود
گه جور می شود خود آن بی مقدمه
گه با دو صد مقدمه ناجور می شود
گاهی هزار دوره دعا بی اجابت است
گاهی نگفته قرعه به نام تو می شود
گاهی گدای گدایی و بخت با تو یار نیست
گاهی تمام شهر گدای تو می شود…
گاهی برای خنده دلم تنگ می شود
گاهی دلم تراشه ای از سنگ می شود
گاهی تمام آبی این آسمان ما
یکباره تیره گشته و بی رنگ می شود
گاهی نفس به تیزی شمشیر می شود
ازهرچه زندگیست دلت سیر می شود
گویی به خواب بود جوانی مان گذشت
گاهی چه زود فرصت مان دیر می شود
کاری ندارم کجایی چه می کنی
بی عشق سر مکن که دلت پیر می شود
۷ بهمن ۱۴۰۱
اگر توی خواستگاری طرف مقابل دلبسته شما بشه، بشدت دوست تون داشته باشه اما به دل شما نشینه یا تناسب نداشته باشید
چیکار می کنید؟ چه جوابی بهش می دید؟
@mohammadii3
۸ بهمن ۱۴۰۱
والا خیلی خیلی پیش اومده و خیلی هم پیگیر بودن اما اصلا به دل من نمینشستن
خیلی رک بهشون میگفتم من واقعا هیچ حسی ندارم نسبت به شما😐والا....
بنظرتون کار بدی میکردم؟😐
۸ بهمن ۱۴۰۱
۸ بهمن ۱۴۰۱
سلام وقتتون بخیر اقای محمدی
در مورد سوال داخل کانال
من بیشتر اوقات منطقی هستم تا احساسی،مقاومت میکنم و از نظر خودم کوتاه نمیام.چنانچه یکبار این اتفاق افتاد،یکسال پیگیری خانواده اقا پسر ادامه داشت ولی خوب پای جوابمون موندیم.
و البته این هم بگم من چون از نزدیک ازدواج یکی از بستگان رو دیدم که،اقا پسر پسندیده بودن ولی خوب دختر خانم و خانواده اشون نمیخواستن ولی با اصرار مادر اقا پسر و اینکه ساداتم و.... از این دست صحبتها ازدواج سر گرفت ولی الان هم بعد نزدیک بیست و هفت سال زندگی،تنش و تفاوت بینشون باقی هست شاید کم تر شده باشه ولی خوب ...
۸ بهمن ۱۴۰۱
آخرینش برا من همین هفته پیش اتفاق افتاد
یه خانمی اومد در خونمون و شماره گرفت و قرار گذاشتیم
بعد پسرشون اصلا به من نمیخورد بعد که جواب منفی دادم مامانش باز اومد در خونمون و ما فهمیدیم که پسرش منو توو مغازش دیده بوده و تعقیب کرده بوده خونمونو یاد گرفته😐
و خیلی مامانش گفت که شما رو دوس داره و ازتون خوشش اومده و...
منم گفتم به هم نمیخوریم و دلیل آوردم
دیدم کوتاه نمیاد با کلی مقدمه چینی گفتم همونطوری که ممکنه پسر شما خواستگاری یه دختر همه چیز تموم بره ولی به دلش نشینه، پسر شما هم با وجود همه خصوصیات خوبی که داشتن به دل من ننشستن
البته که بازم کوتاه نیومد و گفت بعد عمری پسرم از یکی خوشش اومده بیا خودت ببینش و بهش بگو قانعش کن، منم گفتم خیر دلبستگیش با دوباره دیدن بدتر میشه نه بهتر🙄
۸ بهمن ۱۴۰۱
سلام و ادب
با تجربه ی تلخی که در این زمینه داشتم باید بگم که
شما هیچ مسئولیتی در قبال احساسات بقیه ندارید مخصوصا در این موضوع که بسیار حساس و سرنوشت سازه!
بنده یه خواستگاری داشتم که یک سری از ملاک هامو رو نداشت اصلا
به اصرار خانواده و ابراز احساسات آقا پسر جواب مثبت دادم
ولی نمیدونستم حسی که بر اثر هیجان باشه همونطور که سریع به وجود اومده سریع هم از بین میره
و من موندم و یه تجربه ی بسیار بسیار تلخ که بعد از حدود هشت ماه هنوز دارم ضربه میخورم ازش..!!
۸ بهمن ۱۴۰۱
بهش محترمانه توضیح میدم اگه گوش نداد بلاکش میکنم خودش با این قضیه کنار بیاد
۸ بهمن ۱۴۰۱
سلام
متاسفانه خیلی بد این حس
منکه یجوری همه تقصیرا ميندازم گردن خودم ک یوقت دلش نشکنه و اعتماد ب نفسش از دست نده کلی با خودش بگه چرا مگه چمه و...
میگم من مناسب شما نیستم و.... 😔
۸ بهمن ۱۴۰۱
خیلی منطقی بهشون میگم دوست داشتن مهم نیست مهم اینکه اخلاق و دین داری و شخصیت نسبتا تناسب داشته باشه وگرنه با دوست داشتن که الان خیلیا خوشبخت میشدن
۸ بهمن ۱۴۰۱
سلام
بار ها شده اما من قبول نمیکنم چون معتقدم وقتی کشش و علاقه وجود نداشته باشه بعد از ازدواج سردی بوجود میاد
در مواجهه با یکی خواستگارام که اتفاقا پسر خالم بود و کلی رودربایستی وجود داشت اول برای بی احترامی نکردن گفتیم من ازدواج فامیلی رو نمیپسندم
وقتی خیلی اصرار پیش آمد
رک گفتم به دلم نمیشینن
حالا بماند چه بحثهایی پیش آمد
اما خوشحالم چون بعد ها مدیون دلم نمیشم😊
۸ بهمن ۱۴۰۱
سلام
اولا تشکر می کنم بابت پیام های ارسالی تون
اما حجم پیام های ارسالی خیلییی زیاده و اگر همه رو بخوام بذارم توی کانال شاید جالب نباشه.
پس هم ازتون تشکر می کنم و هم پوزش می خوام. تک تک پیام ها تون رو می خونم و اگر لازم باشه برای جمع بندی ازش استفاده می کنم.
بازم ممنون
محمدی🌹
۸ بهمن ۱۴۰۱