eitaa logo
خَلَقَ لَكُمْ مِنْ أَنْفُسِكُمْ أَزْوَاجًا
22.8هزار دنبال‌کننده
2.6هزار عکس
823 ویدیو
28 فایل
کانال مشاوره ازدواج و روابط عاطفی فهرست موضوعات https://eitaa.com/mohammadi2i/12923 لیست کارگاه ها https://eitaa.com/mohammadi2i/2915 تلگرام ما t.me/mohammadi2i تعین وقت و تهیه کارگاه ها @F_Shojaeeii مکتب‌ خونه @soalatkhososi تنهایی @anjomantanhai
مشاهده در ایتا
دانلود
سلام منم قربانی ازدواج اجباریم و هنوز بعد از سالها زندگی نتونستم بپذیرم و نمیدونم بتونم پدر و مادرم رو ببخشم یا نه😔😔 آدمها فقط یه بار حق زندگی کردن دارن شما رو بخدا این فرصت رو از بچه هاتون نگیرید 😭😭😭
خواستگاری که باب دلم باشه و من رو عاشقانه بخواد کم نداشتم اما چه کنم که پسند بابام نبودن و... ۸سال پاسوز زندگی شدم که با تدبیر والدین ام بوده ولی متاسفانه به اندازه ۸هفته توش احساس خوشبختی نکردم خییییلی از مشکلات اخلاقی همسرم رو تو خواستگاری متوجه شدم وبا خانواده درمیان گذاشتم اما ویژگی های منفی رو برام مثبت جلوه میدادن در نهایت با گریه نشستم سر سفره عقد و هرکاری کردم تا همه بفهمند من راضی نیستم حتی تا روز تولد بچه ام با همسرم کج رفتاری میکردم که بدونه علاقه ندارم اما... بعد تولد بچه مون به خاطر بچه ام هرررررکااااری کردم که عاشق شوهرم بشم اما چون دوتا نقطه مقابل هم هستیم نشد که نشد که نشد الان هم همه تلاشم اینه زندگی بی تنش بگذره تا بچه مون آرامش داشته باشند ان شاءالله خدا عوض اشک ها و خون دل خوردن های من با خوشبختی واقعی بچه ام بهم بده دعا کنید اخلاق همسرم فقط یه قدم مایل به اخلاق من بشه تا کمتر زجر بکشم
امروز خودرو داخلیم دوباره حین حرکت روشن و خاموش شد. زدم کنار و زنگ زدم امداد خودرو. تا اومد و ماشین رو دید. گفت اااا این آشغال رو خریدی؟ 😅 من اون لحظه این جوری بودم😶 دوباره جرثقیل اومد. راننده جرثقیل تا ماشین رو دید. گفت ااااا این آشغال رو خریدی؟ 😅 اینا خیلی بدرد نخوره. پ.ن:: فک می کنم با این ماشین وارد رابطه سمّی شدم. همش خراب میشه. در اسرع وقت باید بفروشمش 🚶‍♂🚶‍♂🚶‍♂🚶‍♂🚶‍♂
سمی بودن خانواده عموما زمانی بیان میشه که دخالت‌های خانواده اثر منفی در زندگی آدم بذاره. حالا خانواده بنده به شکل دیگه‌ای سمی به حساب میان. چطور؟ براتون توضیح میدم. من پسری مذهبی هستم و تحصیلات تکمیلی خودم رو در یکی از بهترین دانشگاه‌های کشور گذروندم و الان شغلی با درآمد متوسط دارم و بحمد الله خودم رو خوشبخت می‌دونم اما خانواده‌م مذهبی نیستند و هرکدوم ایراداتی در رفتارشون هست مثلا پدرم چند سالی هست که به مواد سنتی اعتیاد پیدا کرده و ... این ویژگی‌های خانواده باعث شده در جلسات آشنایی برداشت درستی از رابطه من با خانواده‌م نشه و این تصور ایجاد میشه که با وجود این تعارضات در اطرافیانم، دخترخانم آینده خوبی در کنار بنده نخواهد داشت. این در حالی که بنده در انتخاب‌های زندگیم کاملا مستقل بودم و خانواده‌م همیشه به من و تصمیماتم احترام میذارند (و در زندگی بنده دخالت نمی کنند و افراد حد و حدود خودشون رو می‌دونند) و رفتارهای اشتباهشون اثر منفی در زندگی من نگذاشته و اگر کم و کاستی هم بوده از خودم می‌دونم. به همین جهت، این جمله که «شما با یک نفر ازدواج نمی‌کنید بلکه با یک خانواده ازدواج می‌کنید» علیرغم اینکه در مورد اغلب خانواده‌های ایرانی درست است اما حداقل در مورد بنده صدق نمی‌کنه اما اثر این دیدگاه رو در زندگیم می‌بینم. در آخر می‌خوام به آقاپسرها و دخترخانم‌هایی که در آستانه ازدواج هستند این پیشنهاد کلی رو بدم: در جلسات آشنایی با ایجاد چند ابهام و گره ذهنی، طرف مقابلتون رو سریع رد نکنید. بهش اجازه بدید تا خودش و خانواده‌ش رو به شما بشناسونه و بعد تصمیم بگیرید. اون فرد شاید مناسبترین گزینه برای شما باشه و شما با عجله‌تون فرصت ازدواج موفق رو از خودتون و طرف مقابل گرفتید
فعلا قابلیت پخش رسانه در مرورگر فراهم نیست
مشاهده در پیام رسان ایتا
پارسال سال یازدهم که بودیم یکی از بچه ها بعد از امتحانات نوبت اول عروس شد.. میگفت مامانم گفته یا باید عروس بشی یا باید بری از خونه! اینم هی میومد میگفت بهش هیچ حسی ندارم ، نزدیکم میشه بدم میاد ، چون مامانم اجبار کرده بود عقد کردم! ما هی می‌گفتیم خب چرا قبل عقد حرف نزدی بفهمی این بچست؟ گفت من کلا 3 ساعت صحبت کردم نمیشد فهمید این چیزا رو که الان وقتی بهش حرفی میزنم یا قهر میکنه یا میشینه گریه میکنه شوهرم😐 هیچی خلاصه! از مدرسه اخراجش کردن ولی امسال فهمیدیم قراره جدا شن.. چون شبیه هم نیستند و پسر هنوز به بلوغ عقلی و فکری نرسیده🚶🏻‍♀ خیلی براش غصه خوردم ولی کاری از دستم برنمیومد 🥲
درباره زندگی پدر و مادرم ،یه نکته جالب رو متوجه شدم ... ما از بچگی شاهد دعواهای پدر و مادر بودیم هی دعوا های وحشتناک، هی جنگ های بزرگ، قهر هااای طولانی ..... الان که ما بچه ها بزرگ شدیم جوان شدیم اینا تازه با هم راه اومدن ...بهتر شدن مهربون تر شدن ، به ندرت با هم بحث میکنند خیلییی بهتر همدیگر رو میشناسن و میفهمن ..... یعنی سی سال زمان برد تا برسن به اینجا تا سازش شکل بگیره ... یه عمر ما دعوا دیدم ترسیدیم خون دل خوردیم ....حالا که داریم می‌ریم خونه بخت ، اینا با هم خوب شدن 😂🗿
من میخوام از دانش آموزم بگم که پایه هشتم پارسال قبل امتحان های نیم سال اول اش عقد کرد دختر ۱۵‌ساله پسر ۲۱ساله بماند که چقدر ما غصه اش رو خوردیم و هرچی به خانواده اش اصرار کردیم که بیان مدرسه باهاشون صحبت کنیم نیومدن امان از دست این پدر و مادرهای سمّی و نادان حالا دو روز پیش همین دانش آموز اومد پیشم که خانم من خیلی حالم بده... میخوایم طلاق بگیریم و... این دختر اصلا تو مدرسه حواسش به درس نیست کلا از چهره اش معلومه چه روحیه داغونی داره اخه توروخدا حیف نیست بچهای دست گل تون که خدا امانت بهتون داده رو اینجوری پژمرده میکنید؟
ادمین نوشت :: چن وقت پیش ی مشاوره داشتم با مادر ی دختر خانم 16 ساله. مادرشون معتقد بودن باید دخترشون زودتر ازدواج کنن مگر نه دیگه شوهر گیر نمی یاد. دختر خانم بزور مادرش ازدواج کرد. به سه ماه نرسید با همسرش دعواش شد و با هم کتک کاری کردن و الانم دارن فرایند طلاق رو طی می کنن. ننه سمّی نباشید. 🚶‍♂🚶‍♂🚶‍♂🚶‍♂🚶‍♂
با خواهری که 16 سالشه و با یه پسر پر از خالکوبی 32 ساله دوست شده و وقتی میگیم اون مناسب ازدواج نیست با وقاحت تمام میگه از حرف زدن باهاش لذذذذذت میبرم و احتمالا اصلا باهاش ازدواج نمیکنم و دوس ندارم خودمو از این لذت محروم کنم و در حین این حرفا هم هرهر میخنده چیکار باید کرد؟! 😐🤦‍♀ از هر چیزی ترسناک تر تو این ماجرا بی قید و بندی محضه که به هر قیمتی شده میخواد تمام قبح قضیه رو بریزه. اگه اینجوری پیش بره من تعجب نمیکنم یروزی دست یه پسرو بگیره بیاره خونه ... فقط خدا خودش رحم کنه
اون هایی که توی روابط عاطفی وارد می شن بعد از مدتی کر و کور می شن. خیلی خودتون رو اذیت نکنید بخاطرش. کمکی نمی تونید بهش بکنید. انقد مراجعه کننده دارم که شرایط شون خوبه ولی میرن با دست خودشون، خودشون رو بدبخت می کنن. من هر روز می بینم این رو.. 🚶‍♂🚶‍♂🚶‍♂🚶‍♂🚶‍♂
سلام. من در تعامل با والدین سمی به بن بست رسیدم ۲۸ سالمه و از ۱۹ سالگی تو مدارس ابتدایی مذهبی طور مشغول ام. تعداد زیادی از مادر ها از روی لطف شون احساس تکلیف میکنن که باید منو زن بدن و کلی مورد بهم معرفی کردن. خودم از ۲۲ سالگی دیگه غیر مستقیم گویی رو گذاشتم کنار و رسماً بارها و بارها گفتم من زن می‌خوام. اما بابام اندازه یه پیچ سفت کردن قبولم نداره. به قدری تحقیرم می‌کنه و سرکوفت بهم میزنه که دیوانه شدم. ۳_۴ مورد از مسجدی ها و رفقای خودش گفته بودن اگر میخوای برای پسرت کاری کنی ما می‌شناسیم گفته این قاشق نمیتونه دست بگیره . حالا در همون مقطع تو مجتمع ما که سه تا مدرسه ست ۲ تا از مدیر ها وسط سال رفتن و من همزمان کار های اون دو تا مدرسه رو انجام می‌دادم. روز پدر، مدیر مجتمع زنگ زده بود که تبریک بگه بهش و داشت از من تعریف میکرد بابام گفت این اون چیزی من میخواستم نشد . من به امیدی از خدا پسر خواستم. تا حالا با ۴_۵ تا مشاور صحبت کردم و بردمش پیش شون و انواع راه ها رو رفتم اما نتیجه نگرفتم. حسرت این روز ها و عمری که داره می‌ره رو میخورم
سلام همیشه سمی بودن خانواده ها به ازدواج اجباری نیست. بعضی وقت ها خانواده ها بی دلیل مانع ازدواج دو نفر میشن و بعد چند نفر دیگه رو هم به دردسر میندازن. دوست من یه خواستگار بسیار پیگیر داشت و واقعا همدیگه رو دوست داشتن و از هر نظر همکفو بودن. ولی به یه دلیل مسخره پدر دوستم قبول نکرد و آقا پسر هم به اصرار خانواده اش رفت با یه خانم دیگه ازدواج کرد. امااااا همچنان این دوتا (دوست من و اون آقا پسر) باهم در ارتباط هستن و گهگداری از هم خبر میگیرن. واقعا دلم برای هر دو شون میسوزه. چقدر اشک ریختن تو این سه سالی که از این ماجرا گذشته😔