هدایت شده از هیئت محبین ولایت
◼️[ #گزارش_نوشت
◼️[ #رحلت_امام_خمینی
◼️[ #تجدید_میثاق_با_ولایت
.
.
.
بسماللهالرّحمنالرّحیم
شلوغی پارکینگ یه طرف.. گرمای شدید و آفتاب داغ یه طرف.. کاروان آروم آروم جمع شد و عزاداری رو از همون پارکینگ شروع کردیم؛ زیر آفتاب گرم، با لبهای تشنه و شکمهای گرسنه!
عرقِ روی پیشونیها و چهرههای برافروخته از گرما، گواهی میداد که کسی برای تفریح نیومده..
فرقی نداشت بسیجی کدوم هیئت و پایگاهی... محبین ولایت یا محبین اهل بیت(علیهمالسلام)، مسجد امیرالمومنین یا باقریه(علیهماالسلام)؛ همه زیر یه پرچم بودیم! با یه هدف، یه فکر، یه شعار...
حرکت کردیم به سمت حرم.. سیستم صوت، سر ناسازگاری برداشت و قطع شد! یه طوری که همهمون فهمیدیم امام امت(رحمةاللهعلیه)، دلش برای شنیدن صدای امتش تنگ شده!
حاج احمد مثل همیشه با نام و راه شهدا، شعر رو زینت داده بود.. شاید کسایی بودن بین جمعیت که شهدا رو همراه کاروان میدیدن.. خب از اشکها و همت بالاشون برای جواب دادن شعر، میشد فهمید..
طبق معمول، بیتدبیری تعجبآور مسئولین نظم و سازماندهی مراسم با تجربیات سیساله، باعث شد که ناهماهنگی ایجاد بشه و همه با زن و بچه از وسط اتوبان رد بشن..!! انشاءالله شدیدتر شدنِ خستگی، گرسنگی و تشنگی مردم پای مسئولینِ این بیتدبیریها نوشته نشه..
رسیدیم به انتهای مسیر.. همه روی زمین نِشستن سینه بزنن؛ کنار جاده، روی آسفالت داغ! این آوارگی و سرگردانی و بیتابی عزاداران فرزند آخرالزمانی رسول خدا(صلیاللهعلیهوآله) رو دوربینهای صدا و سیما هم نمیتونست به تصویر بکشه!! شاید هم با شعارهای مرگ بر آمریکا و اسرائیل خیلی میونهی خوبی نداشتن.. الله أعلم!
فقط باید وسط اون جمعیت میبودی و نفس میکشیدی تا بتونی کمی از اون عشق و ارادت رو حس کنی.. کلام امام حسین(علیهالسلام) و نوای همیشگی «یاولدی» رو یه طوری همه با قوت میخوندن که گرمای هوا و داغی آسفالت هم مبهوت ارادهی قوی و عشق و علاقهی کاروان شده بود!!
همه رفتیم سخنان وارث امام(حفظهالله) رو بشنویم.. با جسمهای خسته و فرسوده ولی دلهای مشتاق و تشنهی معرفت! امامِ امروز، مثل همیشه امت خودش رو به وجد آورد!! حتی نمایندههای کشورهای دیگه، افول آمریکا رو با توضیحات کامل و دقیق این رهبر حکیم، باور میکردن!
تموم شد.. هم ماه رمضان، هم مراسم... و به لطف خدا بدون فتنه و مشکل خاصی! وقتی موقع برگشت توی اتوبوس، بلند شدم و گفتم: «انشاءالله خستگی و فرسودگی بدنهامون، همیشه در راه خدا و دفاع از نظام و انقلاب اسلام باشه نه در راه معصیت و خدمت به کفر...» میشد رضایت رو توی چهرههای خسته دید!!
ٱلحَمدُلله کَما هُوَ أهلُه...
به امیــد اینــکه روز قیامــت نزد خـدا و
رسـولش، سربلنــد و روسفیــد باشیــم...
و این توشهها رو تا اون روز حفظ کنیم!
یاعلی