✼……
#خاطرات_شهدا✨
منو بیش تر دوست داری یا خدا رو؟
مادر گفت « خب معلومه، خدارو. »
- امام حسین رو بیش تر دوست داری یا خدارو؟
- امام حسین رو هم براخدا می خوام.
- پس را ضی هستی که من شهید بشم.
فدای امام حسین بشم؟!🥀
📚یادگاران، جلد هشت کتاب شهید ردانی پور، ص 76
@mohebin_velayt_shohada
━━━━▣━━◤ ◢━━▣━━━━━
✼……
#خاطرات_شهدا✨
از خواب که بلند شدم دیدم نیستند.
تا دیدمش به اعتراض گفتم:
«چرا بیدارم نکردی حسن؟
بی من رفتی شکار تانک؟»
گفت: «تا بالای سرت هم اومدم.
اما تا خواستم بیدارت کنم،
به دلم افتاد اگه بیای شهید می شی.
زودتر از من که نباید شهیدشی!»
📚يادگاران، جلد 21 كتاب شهيد حسن رضوان خواه ، ص 37
@mohebin_velayt_shohada
━━━━▣━━◤ ◢━━▣━━━━━
✼……
#خاطرات_شهدا᠅
یک دفعه که...
فرزندم به مرخصی آمده بود
دیدم پلاکی در گردن دارد
به ایشان گفتم: این چیست؟
گفت این کلید بهشت است
و هر کسی از این پلاک ها داشته باشد وارد بهشت می شود.
اگر به بهشت رفتم...
شما را هم با خودم می برم.🙂
شهید حسین چوپانی.
📚منبع: اطلاعات دریافتی از کنگره بزرگداشت سرداران و 23000 شهید استانهای خراسان
@mohebin_velayt_shohada
━━━━▣━━◤ ◢━━▣━━━━━
…🖤…
#خاطرات_شهدا
مادر مي گفت:
«...آخه پاهات از بين مي ره.
تو هم مثل بقيه كفش بپوش،
بعد برو دنبال دسته.»
ابراهيم چشم هاي ميشيش را پايين مي انداخت و مي گفت
«...مي خوام براي امام حسين سينه بزنم.
شما با من كاري نداشته باشين.»
📚يادگاران، جلد 2 كتاب شهيد محمد ابراهيم همت ، ص 2
@mohebin_velayt_shohada
━━━━▣━━◤ ◢━━▣━━━━━
○شهید علیرضا حافظی○
ایشان چند بار در جبهه مجروح شده بود. ترکشی به کمر و تیری به کتف ایشان اصابت کرده بود. امّا به کسی نمی گفت که مجروح شده است. می گفت: این مجروحیّت ها بخاطر امام حسین (ع) است و اگر بگوئیم، اجرش از بین می رود. برای بیرون آوردن ترکشی که به بدنش اصابت کرده بود به پزشک مراجعه کرد، ولی پزشک ها نظر داده بودند که اگر ترکش را خارج کنیم، قطع نخاع می شوی.
📚منبع: اطلاعات دریافتی از کنگره سرداران و 23000شهید استانهای خراسان
#خاطرات_شهدا
@mohebin_velayt_shohada
━━━━▣━━◤ ◢━━▣━━━━━
•💚🐢•
در زندان «الرشيد» بغداد، يكي از برادران رزمنده كه از ناحيه ي پا به وسيله ي نارنجك مجروح شده بود، حالش وخيم شد و از محل آسيب ديدگي، چرك و خون بيرون مي آمد. ايشان پس از 21 روز اسارت، بعد از اقامه ي نماز صبح به درجه ي رفيع شهادت نايل شد.
با شهادت وي، رايحه ي عطري دل انگيز در فضاي آسايشگاه پيچيد. با استشمام بوي عطر، همه شروع كرديم به صلوات فرستادن. نگهبانان اردوگاه با شنيدن صداي صلوات سراسيمه وارد شدند. آن ها فكر مي كردند يكي از برادران، شيشه ي عطر به داخل آسايشگاه آورده است، به همين خاطر تمام آن جا را بازرسي كردند.
وقتي چيزي پيدا نكردند، پرسيدند: «اين بو از كجاست؟» و ما به آن ها گفتيم كه از وجود آن برادر شهيد است! به جز يكي از نگهبانان، كسي حرف ما را باور نكرد. آن نگهبان بعدها به بچه ها گفته بود كه من مي دانم منشأ آن رايحه ي دل انگيز از كجا بود و به حقانيت راه شما نيز ايمان دارم.
راوي : حميدرضا رضايي
💚شبتون شهدایی💚
شــــــــــادۍ روح شھدا صلواٺ:
💚⃟ ⃟🌿╏➜ #خاطرات_شهدا
💚⃟ ⃟🌿╏➜ #داستان_شب
💚⃟ ⃟🌿╏➜ #ادمین_شهیده
ـ ـ ـ ـــــــــــ‹❉•❉›ــــــــــ ـ ـ ـ
نگاه و گناه👀🚷
هر خانواده ای برای خودش رسم و رسومی دارد. ما قبل از عروسی، مراسمی زنانه برگزار می کنیم که معروف است به پاتختی. خانم ها جمع می شوند و در حضور عروس و داماد جشن می گیرند.
مراسم شروع شده بود؛ اما هر چه اصرار می کردیم داخل خانه نمی آمد! به شوخی گفتم: همه که تو را نمی شناسند؛ شاید فکر کنند عیب و ایرادی داری!
قبول نمی کرد. نمی توانست رو به روی آن همه نامحرم بنشیند. جلوی در ایستاد. می گفت: همین کفایت می کند.
شهید حسن آقاسی زاده
📚کتاب شهاب، ص 67،از زبان مادر شهید
امیرالمومنین علی علیه السلام
از علائم ايمان، انجام كارهاى شايسته است و چراغ نورانى آن عفت می باشد.🌱
📚بحار الأنوار، ج1، ص375
💚سلاااام صبحتون شهدایی💚
شــــــــــادۍ روح شھدا صلواٺ:
💚⃟ ⃟🌿╏➜ #خاطرات_شهدا
💚⃟ ⃟🌿╏➜ #صبحتون_شهدایی
💚⃟ ⃟🌿╏➜ #ادمین_شهیده
ـ ـ ـ ـــــــــــ‹❉•❉›ــــــــــ ـ ـ ـ
🖤بـسمرب الشهدا🖤
#هیسدخترهاهمشهیدمیشوند
•وصیت شهیده فاطمه جعفریان•
اصلاً به مال دنیا وابستگی نداشت. به تأسی از حضرت زهرا س انگشتر و لباس عروسیاش را به فقـرا هدیه کرده بود. وصیـت کرده بود تمـام وسایلش را به مردم محتاج بدهند. نگران وضعیت جامعه بود و برای آنها از هیچ تلاشی فروگذار نبود.
📚کفشهای جامانده در ساحل، ص58
امام علی(علیه السلام)
دلبستگى به دنیا، عقل را فاسد مى كند، قلب را از شنیدن حكمت ناتوان مى سازد و باعث عذاب دردناك مى شود.
📚غررالحكم، ص65
شــــــــــادۍ روح شھدا صلواٺ:
🖤صبحتون شهدایی🖤
🖤⃟ ⃟🥀╏➜ #خاطرات_شهدا
🖤⃟ ⃟🥀╏➜ #صبحتون_شهدایی
🖤⃟ ⃟🥀╏➜ #السلامعلیکیااباعبدالله
ـ ـ ـ ـــــــــــ‹❉•❉›ــــــــــ ـ ـ ـ
•🖤🖥️•
وصیت شهید مدافع حرم حمید رضا اسداللهی به فرزندش:
محمد، زندگی ڪن برای #مهدی عج
درس بخوان براي #مهدی عج
ورزش ڪن برای #مهدی عج
محمد من تو را از خدا براي خودم نخواستم
تو را از خدا خواستم برای #مهدی عج
🖤⃟ ⃟🥀╏➜ #السلامعلیکیااباعبدالله
🖤⃟ ⃟🥀╏➜ #خاطرات_شهدا
┄┄┅┅┅❅❁❅┅┅┅┄┄
•ببرید براے رزمنده ها🌱•
عروس و داماد هنوز یک ماه از ازدواجشان نگذشته بود که آمده بودند جبهه. داماد سنگری شده بود و عروس در پشتیبانی و امداد فعالیت میکرد. محل اسکانشان هتل هلال بود. ساختمانی در جادهی آبادان ـ خرمشهر که مدام در تیررس خمپاره و توپ قرار داشت. شنیدیم فقط یک پتو دارند که وسط اتاق پهن میکنند و مینشینند اما برای خواب چیزی ندارند. یک پتو برداشتیم و رفتیم درِ اتاقشان. آمدند دم در ولی پتو را قبول نکردند. گفتند: «ببرید برای رزمندهها». اصرار کردیم، گفتند: «نه، ما به آنچه داریم قانع هستیم».
📚ستاره های بی نشان، ج 3، ص 24 و 25
امام علی (ع)
وقتى خداوند خوبى بنده اى را بخواهد به او قناعت عطا می كند.
📚غررالحكم، ص 391
🖤⃟ ⃟🥀╏➜ #خاطرات_شهدا
🖤⃟ ⃟🥀╏➜ #السلامعلیکیااباعبدالله
ـ ـ ـ ـــــــــــ‹❉•❉›ــــــــــ ـ ـ ـ
#خاطرات_شهدا
🔻 یه تانک عراقی آتش گرفته بود راننده ازش امد بیرون و در حالی که اسلحه دستش بود هاج و واج به اطراف نگاه می کرد بعد قمقمه آبش را در آورد و شروع به آب خوردن کرد یکی از بچهها او را نشانه گرفته بود که علی اکبر اسلحه اش را کنار زد و گفت
مگر نمی بینی که دارد آب می خورد ما شیعه امام حسین (ع) هستیم باید مثل امام رفتار کنیم نه مثل یزیدیان......
#شهیدعلی_اکبر_محمدحسینی
📕 خط عاشقی ، ج۱
لامپ اضافی💡🚌࿚
#میخواهممثـلتوباشم🌿¶
لامپهای اضافی خانه را خاموش کرد و گفت: اسراف نکنید! ما میتوانیم با صرفهجویی توی مصرف آب و برق و گاز، به پیروزی کشورمون کمک کنیم.
#شهید نقی نادعلیاوغلی
📚«زنگ عبور»، ص117
حضرت رسول صلی الله علیه وآله:
هر مردى كه در زندگى صرفهجویى کند، هرگز روى فقر را به خود نمیبیند.
📚تحفالعقول؛ ترجمهی حسنزاده، ص
🖤شبتون حسینی🖤
🖤⃟ ⃟🥀╏➜ #خاطرات_شهدا
🖤⃟ ⃟🥀╏➜ #السلامعلیکیااباعبدالله
ـ ـ ـ ـــــــــــ‹❉•❉›ــــــــــ ـ ـ ـ