🍃🍃🍃🍃🍃🍃🍃🍃🍃🍃🍃🍃
🌷از آنجایی که عشق خدمت به نظام مقدس را در سر داشت، در آذر سال 85 به استخدام نیروی انتظامی در آمد و لباس مقدس خدمت به تنها نظام شیعی در جهان را بر تن کرد. دوره آموزشی را در مشهد مقدس سپری کرد. پس از پایان دوره آموزشی، در منطقه زاهدان، یگان 112 لار، با پست سازمانی کمک متصدی خودرو و نقشه برداری مشغول به انجام وظیفه شد.
@mohebin_velayt_shohada
آیدی کانال 👆🌹
فعلا قابلیت پخش رسانه در مرورگر فراهم نیست
مشاهده در پیام رسان ایتا
🍃🍃🍃🍃🍃🍃🍃🍃🍃🍃🍃🍃
#درگیری
....
🌷تو همین حال و هوا نگاهم به اسماعیل افتاد.مثل شیر می جنگید.با شجاعت خاصی با تیربار گرینوف تیراندازی می کرد.بعضی وقت ها می رفت پشت ماشین و با دوشکا تیراندازی می کرد.خیلی از نیروهای عبدالمالک از جمله جانشینش رو اسماعیل به درک واصل کرد.واقعا ترس و خستگی برای اسماعیل مفهومی نداشت...
دوباره نگاهم به اسماعیل افتاد . واقعا" سنگ تمام گذاشته بود.از بالای همه ارتفاعات مرزی به سمت دوشکای او شلیک می شد.اسماعیل جلوی هرگونه جابه جایی اشرار را گرفته بود.در آن شرایط بارش گلوله از طرف دشمن آنقدر زیاد بود که همه بچه ها سنگر گرفته بودند.اسماعيل غير از فشنگهاي گرينف، پنچ خشاب هفتاد تايي دوشكا را خالي كرده بود.حسابي از اشرار تلفات گرفت. وقتي هم گلوله ها تمام شد از ماشين پريد پايين. همان لحظه از بغل تير به ران پايش خورد.يك تير هم به ساق پايش خورده بود. چند تا تركش هم به پهلويش خورده بود.
جالب بود که اسماعیل با اون حال به ما روحیه می داد.می گفت:با یاری خدا موفق می شیم...
📽 شهیدان #سید_نورخدا_موسوی و #اسماعیل_سریشی حین انتقال بعد از مجروحیت
@mohebin_velayt_shohada
آیدی کانال 👆🌹
🍃🍃🍃🍃🍃🍃🍃🍃🍃🍃🍃🍃
#شیدای_شهادت
🌷تابستان 1385 بود . چند ماه قبل از اینکه اسماعیل در نیروی انتظامی استخدام شود با بچه های هیئت اردوی مشهد رفتیم . روز آخر من و اسماعیل با هم رفتیم برای وداع .حال عجیبی داشت . ارادت اسماعیل به امام رضا " ع " مثال زدنی بود . از در باب الجواد " ع " که بیرون آمدیم ، اسماعیل به من گفت : هادی وداع آخره ، هرچی از آقا بخوای می ده ها !دوباره برگشتیم . هرکدام رفتیم یه گوشه سر به سجده گذاشتیم و شروع کردیم به درد دل کردن با آقا . ساعتی بعد از حرم بیرون آمدیم .اسماعیل به من گفت : هادی از آقا چی خواستی !؟ کمی مکث کردم و گفتم : زندگی خوب ، شغل خوب ، همسر خوب و ...
یه جور دیگه نگاهم کرد ! گفت : هادی ضرر کردی !
من خیلی اصرار کردم که تو چی خواستی اما جواب نمی داد . با اصرار من گفت : من فقط از آقا شهادت خواستم ! تصمیم گرفتم استخدام نیروی انتظامی بشم و ان شاءا... همون جا هم شهید بشم !راستش من حرفش رو جدی نگرفتم . با خودم گفتم آخه الان ، شهادت !!چطوری ؟! مگه می شه !؟گذشت تا این که تابوت اسماعیل رو دیدم که روی دست مردم داشت به سمت گلزار شهدا می رفت . اون وقت فهمیدم که ما کجا بودیم و اسماعیل کجا
@mohebin_velayt_shohada
آیدی کانال 👆🌹
🍃🍃🍃🍃🍃🍃🍃🍃🍃🍃🍃🍃
#همسفر_شهدا
🌷خیلی از شهدا صحبت می کرد . به شهیدان همت و باکری علاقه خاصی داشت . برای من از اون ها صحبت می کرد عکس هاشون رو می گرفت و نگه می داشت .می گفت : دوست دارم رو نفس خودم کار کنم تا بهتر مهارش کنم !تا خدارو بهتر بشناسم . چون گام اول در خداشناسی ، خود شناسی است.
.....
دست کم ماهی دوبار به مزار شهدا می رفتیم . بعد از این که شهید قهاری شهید شد می گفت باید بیشتر از این شهید قهاری بدونیم .
به من گفت : هادی جان بیا بریم خاطرات شهید قهاری رو از زبان دوستان و خانواده اش بشنویم . ببینیم چطور آدمی بوده .می گفت : تو این سال ها که نه از جنگ خبری است و نه از آن حال و هوا ، شهید قهاری چی کار کرد که شهادت قسمتش شد . همیشه وقتی به کنار مزار شهدا می رفتیم حتما" لحظاتی در کنار قبر شهید قهاری می ایستاد !عجیب این بود که اسماعیل بعد از شهادت در اطراف مزار این سردار بزرگ آرمید !
@mohebin_velayt_shohada
آیدی کانال 👆🌹
فعلا قابلیت پخش رسانه در مرورگر فراهم نیست
مشاهده در پیام رسان ایتا
🍃🍃🍃🍃🍃🍃🍃🍃🍃🍃🍃🍃
#پرواز
🌷ما روز شنبه با اشرار درگیر شده بودیم . روزهای اول حال اسماعیل بهتر بود ، اما هرچه می گذشت حالش بدتر می شد .
سرانجام در 22 اسفند 87 پس از چند روز تحمل درد، با سینه ای مجروح و پهلویی شکسته؛ هم چون مادرمان حضرت زهرا(س) به شهادت رسید. به ندای امام زمان (عج) لبیک گفت و به ملکوت پر کشید. شرافتمندانه ترین مرگ را که همان شهادت است، برگزید و نامش را برای همیشه در تاریخ جاویدان کرد.
🌷دستنوشته ای از #شهید_اسماعیل_سریشی:
«بار خدایا! مادامی که عمر من در اطاعت تو صرف میگردد، مرا زنده بدار و زمانیکه عمرم چراگاه شیطان شد، پیش از آنکه گرفتار خشم و غضب تو گردم، جانم را بستان.»
@mohebin_velayt_shohada
آیدی کانال 👆🌹
🍃🍃🍃🍃🍃🍃🍃🍃🍃🍃🍃🍃
#آخرین_وداع
🌷تقریبا" آخرین پیامکی که برای من و بیشتر رفقا فرستاد این بود :
" لحظه ها را به بیداری بگذرانیم که سال های سال به اجبار خواهیم خفت " !
آخرین پیامک او هم برای من این شعر بود :
می رسد روزی که بی من روزها را سر کنی
می رسد روزی که مرگ عشق را باور کنی
می رسد روزی که تنها در کنار قبر من
خاطرات رفته ام را یک به یک باور کنی
البته این شعر را در آخرین صفحه ی سر رسیدش هم نوشته بود .
@mohebin_velayt_shohada
آیدی کانال 👆🌹
🍃🍃🍃🍃🍃🍃🍃🍃🍃🍃🍃🍃
🌷ای #شهید ! ای آنکه بر کرانه ی ازلی و ابدی وجود، برنشسته ای! دستی بر آر و ما قبرستان نشینان عادات سخیف را نیز از این منجلاب بیرون کش.
#شهدا_گاهی_نگاهی
#اللهم_ارزقنا_توفیق_الشهادة_فی_سبیلک
@mohebin_velayt_shohada
آیدی کانال 👆🌹
🍃🍃🍃🍃🍃🍃🍃🍃🍃🍃🍃🍃
کتاب #شیدای_شهادت
🌷زندگی نامه و خاطرات #شهید_اسماعیل_سریشی
ناشر : گروه شهید ابراهیم هادی
صفحات کتاب : 144
@mohebin_velayt_shohada
آیدی کانال 👆🌹
فعلا قابلیت پخش رسانه در مرورگر فراهم نیست
مشاهده در پیام رسان ایتا
🍃🍃🍃🍃🍃🍃🍃🍃🍃🍃🍃🍃
📽حتما ببینید...😔
#حرکت_عجیب_جسم_بی_جان_شهید❗️
🔹قسمتی از سخنرانی فرمانده #شهید
🌷به خدای احد و واحد قسم ! بعد از شهادت اسماعیل بر بالینش حاضر بودم . حادثه بسیار عجیبی پیش آمد . چشم شهید بسته بود . اما به محض این که گونه شهید را بوسیدم اسماعیل چشمش را باز کرد ... !
🇮🇷🇮🇷🇮🇷🇮🇷🇮🇷🇮🇷🇮🇷🇮🇷🇮🇷🇮🇷🇮🇷🇮🇷
🌷وَلا تَحسَبَنَّ الَّذينَ قُتِلوا في سَبيلِ اللَّهِ أَمواتًا ۚ بَل أَحياءٌ عِندَ رَبِّهِم يُرزَقونَ
هرگز گمان مبر کسانی که در راه خدا کشته شدند، مردگانند! بلکه آنان زندهاند، و نزد پروردگارشان روزی داده میشوند.
#نسأل_الله_منازل_الشهداء
@mohebin_velayt_shohada
آیدی کانال 👆🌹
🍃🍃🍃🍃🍃🍃🍃🍃🍃🍃🍃🍃
🌷شادی ارواح طیبه ی شهدا،امام شهدا، شهدای دفاع مقدس،شهدای مدافع حرم و وطن
و علی الخصوص
🇮🇷🌷 #شهید_اسماعیل_سریشی 🌷🇮🇷
🌷 #صلوات 🌷
💐اللهم صل علی محمد و آل محمد وعجل فرجهم
#نسأل_الله_منازل_الشهداء
#التماس_دعای_شهادت
@mohebin_velayt_shohada
آیدی کانال 👆🌹
انتهای "نگاه خدا" یعنی
🕊 "شهادت" 🕊
💢اللّهمّ ارْزُقْنا مَنازِلَ الشُّهداء💢
#التماس_دعا
@mohebin_velayt_shohada
آیدی کانال 👆🌹