eitaa logo
متن اشعار کربلایی محسن محمدی پناه
554 دنبال‌کننده
1 عکس
2 ویدیو
7 فایل
در این کانال متن اشعار کربلایی محسن محمدی پناه قرار میگرد. اینستاگرام: http://instagram.com/mohse.mohammadipanah.1 صفحه ویراستی: https://virasty.com/Moheb110 ایتا: @Mmohamadipanah متن اشعار: @mohsenmohammadipanah1 کانال عکس: @pic_mohammadipanah
مشاهده در ایتا
دانلود
روى دستاى بابا، دست و پا مى زده تشنه لب رفته بازم، تشنه لب اومده لباشو ديدم، آبى نخورده گمون كنم با لالايى تير خوابش برده نزديک بوده و نبوده فاصله - فرماه حرمله تير سه شعبه شو زده با حوصله - فرماه حرمله جواب اشكامو ميدن با هلهله - فرماه حرمله آه فرماه حرمله ___________ من تحمل ندارم، آخه من مادرم باورش سخته اما، ذبح شده اصغرم قنداقه خونى، گهواره خالى تكون ميدم دستامو براى طفل خيالى مى سوزم به زير آفتاب و ميگم - فرماه حرمله روضه مى خونم قبل از خواب و ميگم - فرماه حرمله وقتى مى بينم كاسهء آب و ميگم - فرماه حرمله آه فرماه حرمله __________ تو خيالم مى بينم، خواب رو دوش من جاى بچه م هميشه، بوده آغوش من خاطره هاى، شش ماه كامل زنده شده تا سرُ ديدم رو نيزهء قاتل ميونه هم ديگه ميگن با افتخار - فرماه حرمله دارن ما رو مى كُشن با اين شعار - فرماه حرمله سرُ نشون ميدن تو كوچه و بازار - فرماه حرمله آه فرماه حرمله شاعر http://eitaa.com/mohsenmohammadipanah1
آرزو داره یه مادر واسه ی بچه‌ش تو رویاش دوست داره وقتی بزرگ می‌شه بشه شبیه باباش همه خانواده خوشحالن تا بچه‌اش را می‌بینن بچه که دنیا میاد همه میان دورش می‌شینن ولی مادر تو پشت در بود اومدی دنیا تو بغلم نه زیر دست و پا علی می‌گفت فضه بدو زهرا تو جون دادی شهادتین رو پشت در گفتی به جنگ دشمن خدا رفتی چقدر شدی شبیه بابا منم تنها تویی تنها گلم لالا ، لالا لالا ________________ یاد تو هر روز میام بین در و دیوار می‌مونم دور خونه راه میرم با گریه لالایی می‌خونم کاش بودی تو آغوشم عشقو بازم زنده می‌کردی کاش بودی با خنده داداش حسین خنده می‌کردی ولی مادر ما اینجاه و تو زیر خاکایی ما جمعیمو فقط تو تنهایی هر شب برات روضه می‌گیرم ولی مادر حسن تو گریه‌هاش میگه هر شب نشد بشی هم بازی زینب الهی من برات بمیرم فدای تو منو بابا گلم لالا ، لالا لالا ________________ جای شکرش باقیه همین که محسن رو ندیدی از گلوی پسرت تیر سه شعبه نکشیدی نه سرش از تن جدا شد و نه روی نیزه ها رفت دوباره گریز روضه ها به سمت کربلا رفت من میخواستم وایسی رو پای خودت نه روی نیزه دستامو شبیه گهواره میگیرم سوی نیزه قول میدم اگه ورق برگرده و علی م نمیره جوری لالایی بخونم حرمله م گریه ش بگیره تلاش کردم حسین ازت بشنوه بابایی عصای دست نیزه دارایی بی تو از این زمونه سیرم گل یاسم بگو کی از شاخه تو رو چیده سرت هنوزم بوی شیر میده الهی من برات بمیرم من این پایین تو اون بالا علی بالام لالا لالا شاعران: https://eitaa.com/mohsenmohammadipanah1
متحیره اباعبدالله چه جوری تا خیمه ها بره اباعبدالله توی غم شده محاصره اباعبدالله سخته لحظه های آخِر اباعبدالله روو زدنش برای آب، یه طرف خجالت از رووی رباب، یه طرف قصه ی سوز جگرش، یه طرف غصه ی داغ پسرش، یه طرف پسرش مظلومه دست و پاهاشو زده، الان دیگه آرومه مادرش تموم قصه رو خودش میفهمه تیرِ بیرون زده از زیر عبا معلومه ای وای علی لالای _____________________ کوهی از غمه اباعبدالله روضه یعنی قامت خم اباعبدالله صورت خونی و در همِ اباعبدالله غصه دیده بیشتر از همه اباعبدالله شکستن از داغ جوون، یه طرف حرمله و زخم زبون، یه طرف علقمه و داغ عمو، یه طرف سه شعبه و زخم گلو، یه طرف چشمِ آقا دیده که مِنَ الْاُذُنْ اِلَی الْاُذُنْ گلو پاشیده خونش از زمین به سمت آسمون باریده فکرشو بکن فقط بچه چقد ترسیده... ای وای علی لالای شاعر: http://eitaa.com/mohsenmohammadipanah1
یه لحظه هم برا علی از خیمه بیرون نزدم دلواپس تو بودم و به خاطر تو اومدم اصلا فدای سرت بچم آخ بچم با حنجرش شد سپرت بچم آخ بچم آب نداریم ولی از خون پاکش میکنیم دل نداریم ولی با هم خاکش میکنیم نه خاک نریز چشماش هنوز بازه حسین نه خاک نریز میبینی چقدر نازه حسین ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ مسیر تیر و که نشد یه ذره تغییر بدم یه چیکه آب خوردم بذار برم بهش شیر بدم میرم ببینم کجاس بچم آخ بچم انگار روی نیزه هاس بچم آخ بچم نیزه رو تکون نده، بچه‌ام بدخواب میشه نیزه دار آب نخور، قلبم داره آب میشه نه آب نخور، خشکی لبهاش و ببین نه تاب نده، بچه‌م میفته رو زمین شاعر: https://eitaa.com/mohsenmohammadipanah1
ببخش اگر که دست و پا گیرم ببخش اگه بهونه می‌گیرم بچه ام دو روزه رفته رو نیزه من دارم از دلشوره می‌میرم خانم، زینب اگه راه دور رفته باشه چی؟ خانم، زینب اگه تو تنور رفته باشه چی؟ خانم، زینب زیر آفتاب مونده باشه چی؟ خانم، زینب موهاشو آتیش سوزونده باشه چی؟ کاری ازم برنمیاد به غیر آه، آه پسرم کشتند شیرخواره‌ی من رو بی‌گناه، آه پسرم ـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ کاشکی بمیره مادر بچه‌ام خیلی کوچیک بود حنجر بچه‌ام یادم نمی‌ره دم دروازه بازی می‌کردند با سر بچه‌ام خانم، زینب اگه رو نیزه‌ها مونده باشه چی؟ خانم، زینب زیر دست و پا مونده باشه چی؟ خانم، زینب اگه چشمش رو نبسته باشه چی؟ دل منو بدجوری سوزوندند رو نیزه‌ها بچه‌ام رو گردوندند اگر که دندون درمی‌آوردند با سنگا روی نیزه می‌شکوندند شاعر: http://eitaa.com/mohsenmohammadipanah1