مُجاهِدْ؛
_
قَاتِلُوهُمْ يُعَذِّبْهُمُ اللَّهُ بِأَيْدِيكُمْ وَيُخْزِهِمْ وَيَنْصُرْكُمْ عَلَيْهِمْ وَيَشْفِ صُدُورَ قَوْمٍ مُؤْمِنِينَ
با آنان بجنگید تا خداوند آنان را بهدست شما عذاب کند و رسوایشان نماید و شما را بر آنان پیروزی دهد و سینههای [پرسوز و غم] مردم مؤمن را شفا بخشد./توبه ۱۴
مُجاهِدْ؛
_
رفتنت نقطه پایان خوشی هایم بود؛
دلم از هرچه و هرکس که بگویی سیر است...
ولی مختار یه عده از مجرم های کربلا رو خیلی بد کشت
رسما زجر کش کرد
برا همین بعد از اون هیچ حاکمی از ترس جرئت نکرد
مثل اون جنایت رو با یه امام دیگه بکنه
(خطاب به مسئولین فعلی مملکت)
او را کشتم و در تاریکترین حفرهی حافظهام خاک کردم، زیرِ آوارِ کلماتِ ناگفته. اما اگر قرار بر زمینی سخت باشد، او را به ساحلی میبرم که دریا هر شب با خشم بر سینهاش بکوبد. او را در مرزِ میان آب و ماسه رها میکنم تا هر جزر و مد، خاکستر این عشق را با خود به اعماقِ اقیانوس ببرد. خاکِ او باید شور باشد، تلخ باشد؛ درست مثل حقیقتی که به روحم زخم زده و به جانم خون میپاشد!