✨#پیغمبراکرم_صَلَّیاللهُعَلَیهوَآلِه
آیــه آیــه هــمــه جــا عـطـر جنان می آید
وقتی از حُسن تو صحبت به میان می آید
جبرئیلی که به آیات خــدا مـأنــوس است
بـشـنـود مــدح تو را بـا هـیـجــان می آیـد
می رسـی مثـل مسیـحـا و به جـسـم کعبه
بـا نـفــس هــای الــهــی تــو جــان می آید
بسکه در هر نفست جاذبۀ تـوحیدی است
ریگ هم در کـف دستت به زبـان می آید
هرچه بت بود به صورت روی خاک افتاده ست
قـبـلـۀ عــزت و ایـمــان به جـهـان می آید
با قــدوم تـو بــرای هــمــۀ اهــل زمـیـن
از سـمـاواتِ خــدا بـرگ امــان مـی آیــد
نـور توحیدی تو در همه جا پیچیده ست
از فــراســوی جهــان عـطر اذان می آید
عـرش مـعـراج؛ سـمـاوات شده محرابت
ملکـوتی ست در این جـلـوۀ عـالـم تابت
خاک از بـرکت تو مسجد رحمــانـی شد
نــور تــوحـیــد به قـلـب بـشر ارزانی شد
خواست حق، جلوه کند روشنی توحـیدش
قلب پُر مِـهـر تو از روز ازل بــانــی شد
ذکر لبهای تو سـر لـوحۀ تسـبیحات است
عــرش بـا نــور نـگـاه تـو چـراغـانی شد
قول و افعال و صفاتت همه نور محض اند
نــورت آئـیــنــۀ آئــیـن مــسـلــمــانی شــد
به ســراپــردۀ اعـجــاز و بـقــا ره یــابــد
هر که در مـذهب دلدادگی ات فـانی شد
خواستم در خـور حُـسن تو کـلامـی گویم
شعر من عـاقبتش حسرت و حیـرانی شد
ای که مبهوت تو و وصف خطی از حُسنت
عقل صد مولوی و حـافظ و خـاقـانی شد
«از ازل پـرتـو حُـسـنت ز تجلی دم زد
عشق پـیـدا شد و آتـش به هـمه عالم زد»
https://eitaa.com/mojtabasheikhi_110
#پیغمبراکرم_صَلَّیاللهُعَلَیهوَآلِه
به دقت گوش کن انگار چیزی بر زمین افتاد
سکوت شب شکست و در همه دنیا طنین افتاد
گمانم این صدای بر زمین افتادن بتهاست
یکی الله اکبر گفت و اینَک در جهان غوغاست
خدایا کیست بتهای جهان را واژگون کرده؟
شکوهِ چیست تاج سروران را سرنگون کرده؟
خبر آمد که در ایران ترک برداشت ایوانی
سراسیمه پرید از خواب، شاهنشاه ساسانی
مدائن را ببین! انگشت بر لب مانده از حیرت
که این بیطاقتی در طاق کسری نیست بیعلت
کسی خاموش کرده آتش شرکی مسلم را
کدامین نور تا این حد دگرگون کرده عالم را
رسوم جاهلیت را به هم زد وقت میلادش
رسید و استجابت شد دعای خیر اجدادش
گرفته آسمان انبیا یک عمر نور از او
سخن گفتند در تورات، انجیل و زبور از او
نشان دادند تنها قدری از اوج مقامش را
رسولانی که وقت معجزه بردند نامش را
پر از عجزیم وقتی بوده اعجازش کلام الله
چه جای مدح؟ خرما بر نخیل و دست ما کوتاه
رسید از چشمۀ آفاق، جان تازهای آورد
برای مردم دنیا جهان تازهای آورد
به نام زن کرامت داد، دریا را به صحرا بُرد
مقام دختران را با کلام خویش بالا برد
نصیب او به غیر از ناسپاسیها نشد، آری
لبش یک بار هم اما به نفرین وا نشد، آری
نبی آمد ولی افسوس قدرش را ندانستند
نه، قدرش را بهجز زهرا و جز مولا، ندانستند
علی در یاریِ تنهاییِ احمد مصمم ماند
ولیُ اللهِ اعـظم، با رسول اللهِ اکرم ماند
💠https://eitaa.com/mojtabasheikhi_110