#بهجت_دربیان_سعادت
آنچه حضرت آیت الحق استاد سعادت پرور از حضرت آیتالله العظمی بهجت نقل می فرماید:
ادامه:
هم چنين همان اهل علم حاضر در مجلس[در محضر آیت الله بهجت ره]گفت: در شهر ما، تكيهاى است كه در آن عزادارى مىكنند. در ايّام عزادارى، شبى عزادارى مىكنند، آخر شب درب تكيه را مىبندند و به خانه مىروند، امّا ناگهان صداى گريه و عزادارى مىشنوند، برمىگردند و درب تكيه را باز مىكنند، امّا مىبينند كسى در آن جا نيست، در را مىبندند و برمىگردند، باز هم صدا مىشوند، برمىگردند و نگاه مىكنند، مىبينند كسى نيست، ملتفت مىشوند كه جنّها در آن جا عزادارى مىكنند.
ادامه دارد...
📚رسائل عرفانی،نکات ناب از آیت الله بهجت
#بهجت_دربیان_سعادت
آنچه حضرت آیت الحق استاد سعادت پرور از حضرت آیتالله العظمی بهجت نقل می فرماید:
ادامه:
سپس [آیت الله بهجت] فرمود: آقاى [علامه] طباطبايى ره در نجف براى من نقل مىكرد كه: آقا شيخ عبد اللَّه گلپايگانى، يكى از شاگردان مرحوم آخوند خراسانى بود، او را در خواب مىبينند، به او مىگويند: چه كردى؟ مىگويد: امر كردند من را به جهنم ببرند، گفتم: درس خواندهام، رساله نوشتهام، گفتند: دَرسَت براى فلان و رسالهات براى فلان و كارهايت براى فلان و فلان بوده است و به تمام اعمال من اشكالاتى گرفتند. دربارهى زيارتهاى زمان جوانىام كه به كربلا رفتم، گفتند: مثلًا تفريح و يا چنين و چنان بوده و زمانى كه مورد توجه قرار گرفتى، زيارتت براى چنين و چنان بوده، خلاصه از همهى اعمالم اشكالاتى گرفتند. از همه مهمتر، اين بود كه گفتند: نه تنها تقليد نمىكردى، بلكه عمل به احتياط هم نداشتى، اجتهادهايت چنين و چنان اشكالى داشته، تنها به من دُرّى كه به اندازهى تخم مرغ بود و برق مىزد دادند و گفتند: تو فقط اين را دارى! گفتم: اين چيست؟ گفتند: اين، ثواب «الحمد للَّه» ى است كه در يكى از سفرهايت به كربلا گفتى، در حالى كه خسته شده بودى و پاهايت از سختى راه خسته شده بود، در كنارى نشسته و در حال استراحت، اين الحمد للَّه از دهنت بيرون آمد. آيت اللَّه بهجت فرمود: اين شخص بين شاگردان آخوند، برجستگى خاصى داشته است. سپس مواردى از برجستگى وى را نقل فرمود كه ذكر آن لازم نيست.
ادامه دارد...
📚رسائل عرفانی،نکات ناب از آیت الله بهجت
هدایت شده از حوزه آنلاین
#بهجت_دربیان_سعادت
آنچه حضرت آیت الحق استاد سعادت پرور از حضرت آیتالله العظمی بهجت نقل می فرماید:
ادامه:
[آیت الله بهجت:] شيعه، سنّى و كافر بودن، بين بنى آدم است[ولی] در ميان اجنّه، دو دسته بيشتر وجود ندارد: شيعه و كافر.
نقل شده است كه به بعضى از اشخاص كه با آنان تماس داشتهاند گفتهاند: در ميان ما كسانى هستند كه در غدير حضور داشتهاند.
ادامه دارد...
📚رسائل عرفانی،نکات ناب از آیت الله بهجت
عضوشوید 👈حوزه آنلاین
#بهجت_دربیان_سعادت
آنچه حضرت آیت الحق استاد سعادت پرور از حضرت آیتالله العظمی بهجت نقل می فرماید:
ادامه:
[آیتالله بهجت ره:] دو امامزاده، در محلى هستند كه زيرش نهرى جارى است، دو مار هم در آن جا هستند! من خودم ديدهام هر كه آن جا مىرود، به او خيره مىشوند! گفتهاند: اگر كسى خوب باشد و به آن جا برود، به او كارى ندارند و اگر بد باشد، او را اذيت مىكنند! بنده نشنيدهام كسى در آن آب رفته باشد، ولى روى [پيكر] آن امامزاده سنگى بود، مىگفتند: هر كه آن را در دست بگيرد و حاجت خود را بخواهد، اگر مقتضى باشد، آن سنگ تكان مىخورد وگرنه تكان نمىخورد! من هفت يا نُه ساله بودم كه آن سنگ را در دست گرفتم، نمىدانستم چه نيّت كنم، به خاطرم گذشت كه به كربلا مىروم يا خير، فورى آن سنگ شروع به تكان خوردن كرد، چيزى نگذشت كه به كربلا مشرّف شدم!
ادامه دارد...
📚رسائل عرفانی،نکات ناب از آیت الله بهجت
#بهجت_دربیان_سعادت
آنچه حضرت آیت الحق استاد سعادت پرور از حضرت آیتالله العظمی بهجت نقل می فرماید:
ادامه:
[آیتالله بهجت ره:] كسى در خواب ديده بود افرادى كه به حرم امير المؤمنين- عليه السّلام- مىروند، همه به صورت حمارند، گوش يكى از آنها را گرفته بود، و در اين حال، از خواب بيدار شد، ديد، دستش به گوش خودش است!
ادامه دارد...
📚رسائل عرفانی،نکات ناب از آیت الله بهجت