- ژیهات
به مرگم راضیم ، اما فقط یک آرزو دارم سرم را لحظهی آخر ، به زانوی تو بگذارم
بپرسی از من آن لحظه ، که آیا صحبتی دارم ؟!
به جای اَشهَدُاَنَّ ، بگویم دوستت دارم :)
هدایت شده از - دلدادھ مٺحول -
بعضیها "تعهدشون" نَجیبه. نِجابت داره.
تعهدشون به نجات دادن آخرین تیکه میوه تو قوطی رانی. به ریختن نون خشکها پشت پنجره برای کبوترا. به جفت کردن پاهاشون وقتی تو تاکسی نشستن. به آدمهایِ زندگیشون. به آدمهایِ نزدیکِ عزیزِ زندگیشون.