- ژیهات
نبودنت درد داره ؛ دردی که وجودمو پر میکنه . دردش مثلِ این میمونه که از بالایِ یه ساختمون بلند بپرم
- کاش اینجا بودی ؛
همین جا کنارِ من
و من فراموش میکردم که
خستهام، خرابم، دلتنگم . .
- یه مودِ عجیبی دارم ک
انگار میخوام داد بزنم نمیشه میخوام داد نزنم
نمیشه ! میخوابم بخوابم نمیتونم ،
میخوام برم
بیرون ولی حسِ و حالش نیست !
آدمایِ اطرافمو دوسِت دارم ولی حالِ و . .
حوصلشونو ندارم خیلی ،
چیزایِ دیگه رو نمیدونم کلا یه مودِ عجیبیه
ک حتی خودمم نمیفهممش .
بعد از رفتن یه آدمایی دلت ُ خاک میگیره ، غم عالم و آدم میشینه روش . .
ولی نبود یه سری آدما ، دلی واست نمیزاره که خاک بگیره که بتونی یه روزی بتکونیش و ادامه بدی ،
بعد از تو دلی واسه ادامه دادن نموند برام ، دلی واسه تکوندن نموند برام :)
اونوقتا که
این جلافتا نبود مادر ،
یه گُل نارنج میدید
ترُ تمیزه
برش میداشت ،
میاورد میذاشت
پشت گوشم
میگفت :
بهارُ تو قشنگ میکنی
نه نآرنجش : )