اونوقتا که
این جلافتا نبود مادر ،
یه گُل نارنج میدید
ترُ تمیزه
برش میداشت ،
میاورد میذاشت
پشت گوشم
میگفت :
بهارُ تو قشنگ میکنی
نه نآرنجش : )
حاضرم یه نفر دونه دونه موهامو بکنه یا به هم بریزه ؛
لواشکامو برداره ؛
دکور اتاقمو خراب کنه ؛
دفترامو خط خطی کنه ؛
جیغ بکشه ؛
هررر کار رو مخیو کنه ؛
ولی به رفیقم نزدیک نشه .
- ژیهات
میشه ی دعایی کنید فردا ی چی حل بشه :))))))
رفقا خیلی دعاکنید واسه جهاد . .
آیه*