هر آنکه پا به وجود از عدم گذاشت گریست
نه من! که هرکه به دنیا قدم گذاشت گریست
فرشته ای که مرا نامهٔ هبوط آورد
همین که بر دل من مهر غم گذاشت گریست
اگر چه چارهٔ اندوه من شراب نبود
شبی که جام لبی بر لبم گذاشت گریست
دلا چه بر سرت آمد که چون ملک در حشر
شکسته های تو را پیش هم گذاشت گریست
کتاب زندگی من «سیاه مشق» غم است
دراین صحیفه قلم هرچه کم گذاشت گریست
"وجود، فاضل نظری"
به چه می اندیشی؟!
به خزانی که گذشت؟
به بهاری که نبود؟
به امیدی که کنون رفته به باد؟
یا به عهدی که دگررفت ز یاد؟
به چه می اندیشی؟!
به دوچشمی که توراهیچ ندید؟
به دودستی که توراهیچ نخواست؟
به رفیقی که غبارغمت ازچهره نرفت؟
یابه قلبی که برایت سخن ازعشق نگفت؟
به چه می اندیشی؟!
به بهاری دیگر به امیدی دیگر یا رفیقی دیگر
اگر سَرَم، که از انکار کردگار پُرم
اگر دلم، که از اندوه روزگار پُرم
دقیقتر بنگر _این غبار از آینه نیست_
خود این منم که در آیینه از غبار پُرم
درختیام که پُراز قلبهای کنده شدهست
ز خالکوبی غم های یادگار پُرم
نه اهل کشتی نوح و نه سر نهاده به کوه
برای آمدن مرگ از انتظار پُرم
مگیر زورق فرسوده مرا از رود
که از خیال رسیدن به آبشار پُرم!
"گریههای امپراتور، فاضل نظری"
#بخش_علایق
گهر هست و دیبا و گنج دِرَم
چو باشد درم دل نباشد دُژَم...
✪دُژَم= خشمگین، اندوهگین، دلتنگ.
"فردوسی"
مختصرشعری.
گهر هست و دیبا و گنج دِرَم چو باشد درم دل نباشد دُژَم... ✪دُژَم= خشمگین، اندوهگین، دلتنگ. "فردوس
دنبال معانی دیگه بودم که به این رسیدم:)
من نمی خواهم که بعد از مرگ من افغان کنند
دوستان گریان شوند و دیگران نالان کنند
من نمی خواهم که فرزندان و نزدیکان من
ای پدر جان ! ای عمو جان! ای برادر جان کنند
من نمی خواهم پی تشییع من خویشان من
خویش رااز کار وا دارند و سرگردان کنند
من نمی خواهم پی آمرزش من قاریان
با صدای زیر و بم ترتیل الرحمن کنند
من نمی خواهم خدا را گوسفندی بیگناه
بهر اطعام عزادارن من قربان کنند
من نمی خواهم که از اعمال نا هنجار من
ز ایزد منان در این ره بخشش و غفران کنند
آنچه در تحسین من گویند بهتان است و بس
من نمی خواهم مرا آلودۀبهتان کنند
جان من پاک است و چون جان پاک باشد باک نیست
خود اگر ناپاک تن را طعمۀ نیران کنند
در بیابانی کجا از هر طرف فرسنگهاست
پیکرم را بی کفن بی شستشو پنهان کنند
"حبیب یغمایی"
خون میچکد از دیده در این کنج صبوری این صبر که من میکنم افشردن جان است..
"هوشنگ ابتهاج"