اشخاص قدرتمند میدانند که چگونه بر زندگیشان مسلط باشند، حتی زمانی که اشک از چشمانشان جاری است!
"جملات ۸ ریشتری"
توی مقاله ای که خوانده بودم، نوشته شده بود دوست های خیالی معمولاً در زمان استرس ظاهر میشوند و با بالاتر رفتن سن، معمولاً بچهها دنیای خیالی خود را فراموش میکنند.
اما کِرِنشا چیز دیگری به من گفت؛
او گفت:«دوستای خیالی هیچوقت ترکت نمیکنن. فقط آماده و منتظر میمونن تا وقتی که به اونا نیاز داشته باشی.»
"پاستیل های بنفش"
فلک کی بشنود آه و فغانم
به هر گردش زند آتش به جانم
یک عمری بگذرانم با غم و درد
به کام دل نگردد آسمانم🌒
"بابا طاهر"
شهر بیم است کزین حُسن پرآشوب شود
این قَدَر نیز نباید که کسی خوب شود:)
"وحشی بافقی"
زین مدرسه هرگز مَطَلَب علم که اینجاست
لوحی سیه و چند بدآموز و دگر هیچ
"ملک الشعرای بهار"
مو آن آزردهٔ بی خانمانم
مو آن محنت نصیب، سخت جانم
مو آن سرگشته خارم در بیابان
که هر بادی وزد پیشش دوانم
"بابا طاهر"
زندگی صحنه یکتای هنرمندی ماست
هر کسی نغمه خود خواند و از صحنه رود
صحنه پیوسته به جاست
خرم آن نغمه که مردم بسپارند به یاد
"ژاله اصفهانی"
ز پیش شاه و وزیرم، دری گشاده نشد
مگر ز غیب، دری کردگار بگشاید
عبید، حاجت از آن در طلب که رحمت او
اگر ببندد یـک در، هزار بگشاید
"عبید زاکانی"
اونجا که عبید زاکانی در وصف حسرت عمر گذشته میگه:
به نای و نی، همه عمرم گذشت و میگفتم
دریغ عمر و جوانی که میرود بر باد
به آه و ناله کنون دل نهاده ام، چه کنم
قضا قضای خدای است، هرچه بادا باد...🍃
به صحرا بنگرم، صحرا تو بینم
به دریا بنگرم، دریا تو بینم
به هر جا بنگرم، کوه و در و دشت
نشان از روی زیبای تو بینم
"بابا طاهر"