eitaa logo
مختصرشعری.
66 دنبال‌کننده
269 عکس
19 ویدیو
0 فایل
_شعرها و متن هایي که ساختهٔ من نیست امّا سازندهٔ روزِگار منه... گلچین شده از گنجینه های زندگی ام "کتاب ها" هر چه از دوست رسد نیکوست...✨(ناشناس) https://eitaa.com/nashenas_app/app?startapp=link_15ani3e&btn=مختصر.شعری:)
مشاهده در ایتا
دانلود
زندگی ام کابوسی شده که سعی میکنم از آن بیرون بیایم... "درهایی به اتاقک زیر آشپزخانه"
روباه گفت: خداحافظ.. رازی که میگویم خیلی ساده است. به جز چشم دل، هیچ چیز را نمی‌شود آن طور که هست، دید. شازده کوچولو برای اینکه فراموش نکند تکرار کرد:«چیز های مهم رو چشم نمیتونه ببینه.» "شازده کوچولو"
...✨
روباه: وقتی رو که صرف گُلت کردی، آن را این قدر مهم کرده... و شازده کوچولو دوباره گفت: به اندازه ی عمری که به پایش گذاشته ام:) روباه گفت: آدم ها این موضوع را فراموش کرده اند. اما تو هرگز فراموشش نکن. تا زنده ای نسبت به کسی که اهلیش کرده ای مسئولی؛ تو مسئول گُلت هستی...🌿 "شازده کوچولو"
غمگینم. برای همه‌ی چیزهایی که از دست دادیم. برای این که در جوانی دیگر چیزی برای از دست دادن نداریم. ما هرچه را که باید از دست داده باشیم، از دست داده‌ایم. "فروغ فرخزاد"
نمی‌دانم چند بار فرصت خداحافظی دارم معماست... همان قدر معما که کوری کتابِ کور دیگر را بخواند و بینایان از دیدن خط آن عاجز باشند. "زمستان بلاتکلیف ما"
ای که گفتی هیچ مشکل چون فراق یار نیست! گر امیدِ وصل باشد، همچنان دشوار نیست "سعدی"
تعریف من از فضای دل انگیز:
توفانی را که در وجودم به راه افتاده در کدام سرزمین رها کنم؟ چند قدم باید به مرگ نزدیک شده باشم تا بپذیرند یوزپلنگ وحشی ای را که سرگردان، در خیابان ها به التماس آغوش گربه ای افتاده برای گریستن...! "کلمات تنم را کبود کرده‌اند"
- زندگی مثل یک کتابه؛ بعضی فصل ها غمگین و بعضی شاد و بعضی دیگر انگیزه بخش و بعضی ها هم ناامید کننده‌اند؛ اما در هرصورت برای کامل شدن داستان، ضروری اند…
آن قدر جدا افتاده ام که دیگر هیچ انسانی را نمی‌شناسم به گمانم درونم نسل جدیدی از میمون ها در راه پیدایش است. "کلمات تنم را کبود کرده‌اند"