توضیح الاشارات | حسین مولوی
Mohammad Noori ~ UpMusicMohammad Noori _ Safar Baraye Vatan (320) (1).mp3
زمان:
حجم:
19.5M
بسم الله الرحمن الرحیم
ما برای آن که ایران
گوهری تابان شود
خون دل ها خورده ایم
خون دل ها خورده ایم
#محمد_نوری
#نادر_ابراهیمی
@molavihossein1
هدایت شده از وزنه سیاسی
3.3M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
🔹هند: کشمیر برا ماست
🔹پاکستان: کشمیر برای ماست.
نظر کشمیریها چیست؟
کشمیری ها در ۴۴ سالگی پیروزی انقلاب اسلامی: خمینی ای امام ✊🏻 خمینی ای امام✊🏻
بسم الله الرحمن الرحیم
دیروز و امروز ما _ آموزش و پرورش ناحیه یک اراک _ یک کارویژه فرهنگی انجام دادیم؛ ایجاد زمینه حضور ۳۰۰ نفر از مدیران مدارس برای تماشای فیلم های سینمایی اکران شده در جشنواره فیلم فجر.
دویست نفر فیلم "شماره ۱۰" را تماشا کردند و امشب ۱۰۰ نفر به تماشای فیلم " غریب " خواهند نشست.
از مدیران محترم مدارس درخواست کردم - همان طور که ما مدیران را به یک ضیافت فرهنگی دعوت کردیم _ شما هم از این فرصت برای ایجاد زمینه ی حضور معلمان مدارس در سینما و تماشای فیلم استفاده کنید ولی استقبال قابل توجه نبود. تقریبا شبیه حساب و کتابی است که بعضی از عزیزان درباره خرید کتاب می کنند و نمی خرند.
به نظرم با تغییر رویکردها می توان هم برای نیروی انسانی مشوق های فرهنگی تاثیر گذار ایجاد کرد و هم این که گردش در مراکز فرهنگی و هنری شهر را رونق بخشید.
این روزها فکر می کنم به این که ما می توانیم فرصت حضور چند باره ی معلمان و خانواده گرامیشان را در رویدادهای فرهنگی _ از جمله سینما _ فراهم کنیم. ان شاءالله
حسین مولوی
معلم و مدیر آموزش و پرورش ناحیه یک اراک
.
https://www.instagram.com/p/CokVNSjuWGY/?igshid=MDJmNzVkMjY=
توضیح الاشارات | حسین مولوی
بسم الله الرحمن الرحیم با سلام و تبریک اعیاد امروز در خانه چند خانواده با آبرو حضور پیدا کردم. وض
بسم الله الرحمن الرحیم
به لطف خداوند و همت و اعتماد شما بزرگواران در این دو هفته از طرف شما نیکوکاران گرانقدر مبلغ بیست میلیون و شصت هزار تومان به حساب ارائه شده واریز گردید و طبق وعده ی داده شده این مبلغ برای نیازمندان مذکور هزینه شده و خواهد شد.
۱. خرید یک دستگاه تلوزیون و اهدا به خانواده با آبرو چهار میلیون و هشتصد هزار تومان
۲. خرید یک دستگاه ماشین لباسشویی دو قلو؛ برای خانواده با آبرو ؛ سه میلیون و چهارصد هزار تومان
۳. کمک به ترخیص پدر یکی از دانش آموز مدرسه ای در ناحیه یک؛ یک میلیون و ششصد هزار تومان
۴ کمک به خانواده که همسرش بیماری دارد؛ مبلغ پنج میلیون تومان
۵. و مبلغ پنج میلیون و دویست و شصت هزار تومان در روزهای آینده صرف تعمیر خانه یکی دیگر از خانواده ها خواهد شد. ( تعمیر خانه ایشان علاوه بر پول نیاز به نیروی جهادی دارد. امیدوار هستم گروه جهادی اداره در این راستا خدمت ارائه کند )
حمایت و همراهی شما باعث شد حداقل هایی به این خانواده های شریف کمک شود. در ادامه مسیر ما همچنان به کمک های شما بزرگواران حساب می کنیم. از اعتماد شما بسیار ممنونم.
چنانچه امکانِ کمک به تعمیر خانه ی مورد نظر را دارید از مساعدت شما سپاسگزارم
👇
۶۲۸۰۲۳۱۳۷۵۷۹۲۶۴۴
ارادتمند شما ؛حسین مولوی
@molavihossein1
بسم الله الرحمن الرحیم
+ عمو .... عمو ....
- جانم...
+ عمو ....یه چیزی به این مدرسه ها بگو
- چی شده مگه....
+ خیلی ما را اذیت می کنند. همش درس؛ همش نوشتن؛ قرآن حفظ کردن... من رو خیلی اذیت می کنن
برشی از گفتگوی یک دانش آموز کلاس اولی با من در یک میهمانی خانوادگی است. چشم هایش پر از اشک بود و این جمله ها را با گریه می گفت.
واقعیتِ پنهان مدرسه ی قرآنی در این چند جمله دانش آموز خلاصه شده است.
من نه مدیران و نه معلمان را مقصر می دانم؛ سیستم وقتی مریض است همه اذیت می شوند _ هم مدیر ، هم معلم و هم دانش آموز _ بی آن که هدف اصلی تحقق یابد.
در اولین سند تحول بنیادین جمهوری اسلامی _ تدوین شده در سال ۱۳۶۶ _ تصریح شده بود که سه سال اول دبستان سرشار از بازی باشد؛ نه بازی وسیله ای برای تفهیم مطالب دشوار و این دو با هم خیلی فرق می کنند.
#حسین_مولوی
@molavihossein
توضیح الاشارات | حسین مولوی
بسم الله الرحمن الرحیم
امروز صبح کارمندان اداره آموزش و پرورش ناحیه یک ، قبل از ورود به دفترهای کارشان با یک همدلي کم نظیر برف های حیاط اداره را جمع کردند. حدود یک ساعت طول کشید.
انصافا کم نظیر و متواضعانه. در این همدلي فرقی بین معاونان اداره و کارشناسان و نگهبان و راننده نبود. همه مثل یک برادر. آن ها می توانستند خموده و بی حال در پشت میزهایشان قرار بگیرند و گمان کنند این وظیفه دیگران است...
برای یک اداره عظیم بیش از بودجه و اعتبار این همدلي هاست که قوت می آفریند. من به وجود تک تک همکارانم از اداره تا مدرسه افتخار می کنم.
حسین مولوی
معلم
@molavihossein1
بسم الله الرحمن الرحیم
وَلَنا لِقاءُ اخَر فِي السَّماء،
مَعَ الاَحِبَّة وَ كُلَّ مَن فَقَدناهُم عَلَى الاَرض
و در آسمان دیدار دیگری داریم،
با آنهایی که دوستشان داشتیم
و همهی کسانی که روی زمین از دستشان دادیم...
#پدر
#مادر
@molavihossein1
Mohammad MotammediMohammad Motammedi - Mozhde (320).mp3
زمان:
حجم:
4.7M
بسم الله الرحمن الرحیم
مژده بده مژده بده
یار پسندید مرا
سایه او گشتم او
برد به خورشید مرا
#محمد_معتمدی
#سایه
@molavihossein1
BehzadBehzad - Sobhe Sadat.mp3
زمان:
حجم:
6M
بسم الله الرحمن الرحیم
هر نفس آواز عشق
می رسد از چپ و راست
ما به فلک می رویم
عزم تماشا که راست ؟
#بهزاد
#مولوی
@molavihossein1
بسم الله الرحمن الرحیم
خاطره نگاری ؛ نقدها و نظرها
امروز برای تفریحی کوتاه به تپه های اطراف اراک رفتم و در میان برف های عظیم راهپیمایی کردم. با چند دقیقه راه رفتن در برف ها ، چندین خاطره رنگارنگ در ضمیر من زنده شده و جان گرفتند. خاطراتی از دوران دانش آموزی و دانشجویی!
اما با توجه به خاطره هایی که در چند وقت گذشته نوشته ام و بازخوردهایی که گرفته ام به نظرم سه نگاه وجود دارد.
در نگاه اول ، تعدادی از دوستان از خاطره نگاری من اظهار خرسندی می کنند. آنان روان نویسی و تصویر سازی در خاطرات را ستوده و بعضی از آنان در خاطرات با من هم ذات پنداری کرده اند و بعضی هم از این که من گذشته خود را پنهان نمی کنم و با دیگران مرور می کنم خوشحالند.
هر چند من نمی دانم چرا باید گذشته خود را پنهان کنم. آن هم آن گذشته ی با افتخار ؛ زندگی با پدر و مادری با صفا ؛ در روستایی زیبا و با طراوت که در بطن زندگی مان همیشه کار و تلاش بوده است تا لقمه ای حلال باشد حتی اگر سفره ای نه خیلی رنگین داشته باشیم.
تعدادی از دوستانی عزیز دیگرم نگاه دیگری به خاطره نویسی های من دارند؛ این عزیزان گمان می کنند که نوشتن برخی خاطرات _ آن هم از گذشته و آن هم از سختی ها و روستا _ با شان امروزی من ناسازگار است. یعنی با رئیس اداره ناحیه یک بودنم و ممکن است به جایگاه من لطمه بزند؛ اما حقیقت این است که من هر چه بیشتر غور می کنم و عمیق تر می نگرم میبینم که رئیس اداره ناحیه بودن _ درست است که یک افتخار کم نظیری است که خداوند فرصتی برایت فراهم کند که خادم یکی از بزرگترین نواحی باشی و از قدیم رئیس فرهنگ بودن خودش موجب افتخار بوده اما _ حقیقتا به آن معنا شانی ندارد و نگذارد به گذشته ات بیندیشی و یا درباره آن قلم بزنی.
نگاه سوم - نگاه من - که حتی با آن نگاه اول متفاوت است و نشأت گرفته از شأن معلمی است؛ من نوشتن را یک امکان کم نظیر و ابزار با شکوه برای انتقال پیام می دانم. این که یک معلم از ظرف های مختلف برای بیان پیام هایش استفاده کند مبارک است. معلمی هم که در ظرف زمان و مکان خاصی نمی گنجد.
یک نکته هم در باب شأن بنویسم. شأن یک معلم چیست؟ شأن یک رئیس اداره چیست؟ اگر پیامبر و پیامبران علیه و علیهم السلام معلم هستند شأن آن ها به چه بوده است؟ پیامبری که در میان مردم کوچه و بازار می نشست درباره گذشته اش چگونه می اندیشید؟ یا آنگاه که پیامبر شد چه شأنی برای خودش تعریف کرد؟
همان پیامبری که می فرمود " الفقر فخری " در دامنش شاگردی تربیت کرد علی _ علیه السلام _ نام که چون بسیار بر خاک می نشست لقب ابوتراب گرفت و همو بود که فرمود " رئیس القوم خادمهم " یعنی هر قدر که رئیس تر باشید باید خادم تر باشید.
به گمانم شأن یک رئیس اداره نه به آن میز طویل و نه آن اتاق با شکوه و نه به مطنطن بودن ابلاغی است که گرفته هیچ ابلاغی گذشته ی انسان را تغییر نمی دهد و عقل انسان را زیاد نمی کند.
با این حساب تفاوت نگاه ها به تفاوت در مبناها بر می گردد. الحمدلله رب العالمین
#حسین_مولوی
@molavihossein1
بسم الله الرحمن الرحیم
اِنَّ الّلهَ لا یَنسی قَلباََ لَجَاء اِلَیهِ فی وَقتِ الشِّدَّه...
خدا فراموش نمی کند دلی را که در وقت سختی به او پناه برده است...
#عربیات
@molavihossein1