eitaa logo
توضیح الاشارات | حسین مولوی
1.8هزار دنبال‌کننده
526 عکس
22 ویدیو
3 فایل
﷽ 🔹️معلم 🔸️مروج کتاب 🔹️مدرس دانشگاه 🔸️مدیرکل آموزش و پرورش استان مرکزی در دولت شهید رئیسی ▫️ روایت هایی از تجربه ها.. و آنچه می خوانم پیام بدهید 👇 @molavihossein789
مشاهده در ایتا
دانلود
پدر فراموش می کند پسرجان گوش کن ! این ها را وقتی می گویم که تو خوابی! زیر گونه ات چین خورده و حلقه ای از موهایت به پیشانی عرق کرده ات چسبیده است. دزدکی به اتاقت آمده ام. همین چند دقیقه پیش بود که در کتابخانه نشسته بودم و داشتم روزنامه می خواندم که موج سهمگین پشیمانی مرا با خود برد و با احساس گناه کنار بسترت آمده ام : پسر جان من خیلی فکر کردم ؛ من با تو کج خلقی کرده ام : موقعی که لباس می پوشیدی که به مدرسه بروی تو را سرزنش کردم.... چون صورتت را به جای این که بشویی با حوله ی مرطوب پاک کردی.... سرت داد کشیدم چون کفش هایت را تمیز نکرده بودی ... موقعی که وسایلت را کف اتاق انداختی با عصبانیت تو را هل دادم.... موقع صبحانه خوردن هم ایراد کارهایت را پیدا کردم. زیادی کره به روی نان مالیدی... وقتی داشتی به تلوزیون نگاه می کردی داد زدم و گفتم « قوز نکن »... دیروز تو را در کوچه دیدم که زانو به زمین زده ای و داری با سنگ های مرمر بازی می کنی... جلوی دوستانت تحقیرت کردم.... خودم راه افتادم و تو را وادار کردم که به دنبالم راه بیفتی و به خانه بیایی.... ببین پسر جان ! پدر باشی و این جور فکرها به سرت بزند! دیشب را یادت هست ؟ توی کتابخانه نشسته بودم... داشتم روزنامه می خواندم که تو با کمرویی و نگاهی کم و بیش رنجیده آمدی ؟ تو کنار در ایستادی و با کمرویی و نگاهی کم و بیش رنجیده آمدی ... من نق زدم و گفتم : « چی میخوای این وقت شب ؟ » تو هیچ نگفتی و دویدی و دست هایت را دور گردنم انداختی مرا بوسیدی و دست های کوچکت مرا محکم در بر گرفتند و بعد رفتی ... پسر جان ! چند دقیقه بعد روزنامه از دست من افتاد ... عادت داشت با من چه می کرد؟ عادت به خرده گیری... عادت به سرزنش کردن این کارها به خاطر این نبود که من دوستت نداشتم... به خاطر این بود که از یک کودک بیش از حدّ انتظار داشتم... داشتم تو را با متر سنّ خودم اندازه می گرفتم. در شخصیت تو چیزهای خوب و نازنین و حقیقی فراوان بودند... تو امشب برای خداحافظی آمدی ، به طرفم دویدی و مرا بوسیدی. پسرجان امشب دیگر هیچ چیز اهمیت ندارد من در تاریکی به اتاقت آمده ام و شرمسار در کنار تخت زانو زده ام می دانم که اگر در بیداری این ها را به تو می گفتم متوجه نمی شدی من از فردا یک بابای واقعی خواهم بود... با تو صمیمی خواهم بود... وقتی رنج می بری رنج خواهم برد ... وقتی می خندی با تو خواهم خندید.. وقتی می خواهم از سر بی حوصلگی حرف بزنم زبانم را گاز می گیرم و تکرار می کنم که : « او که پسر بچه ای بیش نیست ... یک پسر بچه کوچولو... » متاسفم که تو را در ذهنم یک مرد تصور کرده بودم... حالا که میبینم که مچاله و خسته در رختخواب خوابیدی می فهمم که هنوز یک کودک هستی.... دبلیو.لیوینگستون لارند @molavihossein
توضیح الاشارات | حسین مولوی
بسم الله الرحمن الرحیم هر وقت که موسم رحلت یا ولادت حضرت ختمی مرتبت می شود یاد این کتاب شریف می افتم و معمولا معرفی اش می کنم. از بس که این کتاب ماه هست؛ مثل اسمش که است. سه متن کهن و قدیمی درباره پیامبر _ که جانم فدای او باد _ را یاسین حجازی برداشته و به زیبایی هر چه تمام تر تلفیق کرده؛ زواید آن را پیراسته و در یک نظم منطقی یک زندگی نامه از زندگی شریف پیامبر شریف ارائه کرده که مثل حریر نرم و مثل نسیم ملایم و مثل آب زلال است. ما این روزها چقدر محتاجیم به فهم زندگی پیامبر صلوات الله علیه. نه فقط از جنبه تاریخی و سیاسی و نظامی اش نه ؛ بلکه محتاجیم به فهم زندگی پیامبر نور و رحمت از جنبه ي زندگی اش و نوع زندگی اش... این کتاب سرشار است از تصویر سازی از زندگی مردی که هرچند آسمانی آسمانی است اما به شدت زمینی است ؛ فروتن و متواضع و با مردم و در کنار مردم و صبور و هدفمند. جلوه ي تمامی از انسانیت؛ نمایشگاهی از حُسن ها ؛ خاستگاه جوانمردی ها... امشب که شب رحلت اوست دلتنگ بهشت هستم که در صورت پیامبر اکرم صلوات الله علیه متجلی است. من عاشقش هستم. همان کسی که سعدی گقته است : سعدی اگر عاشقی کنی و جوانی عشق محمد بس است و آل محمد حسین مولوی @molavihossein
بسم الله الرحمن الرحیم دیروز _ در جلسه ای _ یکی از حاضران در میانه ی بیان و نطق در خصوص ساماندهی و تمهید مقدمات بازگشایی مدارس ، به جای تاریخ ۱۴۰۳ تاریخ ۱۳۰۴ را به زبان راند. یک جابجایی ساده اعداد و سهو که غالبا بر زبان ما جاری می شود اما من از پنجره ي همین اشتباه پرتاب شدم به ۹۹ سال پیش و قوه خیال مرا برد به زمانی که مدرسه به شکل امروزی اش _ به ویژه مدرسه ای که درس خواندن در آن اجباری است _ شکل می گرفت.‌ خیالم رفت به سالی که ۱۰۰ سال از زمان اعزام دانشجو به اروپا گذشته بود. منظورم سال ۱۲۰۰ است ؛ یعنی از زمانی که اولین چرخش های نوین شدن مدارس در ذهن ها شکل گرفته بود؛ بعد از ۳۰ سال منجر شد به دارالفنون ( ۱۲۳۰ ) و بعد هم ۴۰ سال طول کشید تا منجر شود به تاسیس مدارس نوین ( ۱۲۷۶) ؛ ۱۰۰ سالی که در آن تغییرات کند کند بود. اکنون به ۹۹ سال پیش بر می گردم. به مدرسه های آن سال ها نگاه می کنم. به ساختمان هایشان؛ به بچه هایی که درس می خواندند؛ به معلم هایی که درس می دادند؛ به شیوه های جذب معلم ؛ به دارالمعلین ها و دانشسراها ؛ به منابع و مواد آموزشی... این ۱۰۰ سال غیر از ۱۰۰ سال پیش از خود است. عصر دیگری از تمام اعصار. عصری که عصر انفجار اطلاعات و اختراعات بوده و گاهی ارزش فقط ۱۰ سال آن برابر صدها سال بوده است. من فقط به سطح تغییرات نگاه و ظاهر را قضاوت کردم ؛ حال باید بپرسم آیا این همه دگرگونگی در ابزار، تربیت را نیز سامان بخشیده یا همین ابزارها بر بی سامانی ها افزوده است؟ حسین مولوی @molavihossein
بسم الله الرحمن الرحیم در آستانه ماه مهر هستیم. معلمي با همه دشواری هایش و با همه سختی هایش شیرینی ها و زیبایی هایی دارد. مهر و آبان سال پیش با عده ای از شما معلمان عزیزِ جديد الاستخدام کلاسی با عنوان معلم تحول آفرین داشتم و شما خوشحال از قبولی به مدرسه رفتید. اکنون شما که در کلاس من بودید و یا شما همکاران عزیز که سابقه تان بیشتر است از شادی ها و شوق ها و ناکامی ها برایم بنويسيد. معلمان جديد الاستخدام! یادتان هست که شعر " کبی " محمدجواد محبت را خواندم برایتان و در کلاس اشک ریختید؛ آیا شما هم در کلاستان کبی داشتید؟ شیوا و کوتاه بنويسيد تا منتشر کنیم ان شاءالله. به این حساب ارسال کنید 👇 @molavihossein789 توضیح الاشارات | حسین مولوی @molavihossein
بسم الله الرحمن الرحیم فردا اول مهر هست. ما معلم ها دو تا بهار داریم. دو بار لباس نو می خریم یا لباس هامون را _ اگر نو نباشند _ مرتب می کنیم. یکی بهار طبیعت و یکی هم ماه مهر هست. حتی _ حتی _ بی انگيزه ترین معلم ها هم برای مهر و روز اول ورود به مدرسه متفاوت تر از روزهای دیگر حضور پیدا می کنند. این وقت شب با همه مشغله هایی که دارم و سر دردی که از صبح با من هست و منتظرم میهمان وزارتی برسد یاد چند پیام افتادم که چند نفر از همکاران که بازنشسته شدند برایم فرستادند؛ الان که این متن را می نویسم بغض کردم و اشکم در گوشه چشمم حلقه زده‌. معلمان و مدیران عزیزی که این روزها روز آخر حضورشان در مدرسه بوده؛ بعضی سی سال ؛ بعصی سی و چند سال ماه مهر به مدرسه می رفتند و با جان و دل در خدمت جان و تن دانش آموزان بودند. شیطنت ها را تحمل کردند، از شادی بچه ها شاد شدند، از ناراحتی بچه ها اشک ریختند؛ گاهی از جیب خودشان بخشیدند تا اشکی را پاک کنند. راه های طولانی را پیاده طی کردند تا به مدرسه برسند. مخصوصا قدیمی ها شب در روستا برای این که مزاحمت ایجاد نکنند گرسنه خوابیدند. حالا امروز از این همه سختی برایشان خاطره مانده. من می دانم کسی که کارش عشق ورزيدن بوده برای عشق ورزيدن دلتنگ میشه. من مطمئن هستم معلم ها هیچ وقت دلشون نمیخواد بازنشست بشن. حالا یا به خاطر مشکلات جسمی یا به خاطر مشکلات زندگی فرم بازنشستگی را پر می کنند؛ مگر عشق ورزيدن و محبت کردن بازنشستگی داره؟ می خواستم به این همکارانم بگویم من با افتخار دست های شما را مي بوسم. من با افتخار به سرانگشتان شما بوسه می زنم. من می دانم ما نمی توانیم قدر شما را بدانیم. هر کدام از شما در سینه هايتان چند کتاب راز است؛ بله ممکن است الان نتوانید بنويسيد ولی دل هايتان سرشار از راز است. خطوط چهره شما کتاب است. دست هايتان خبر می دهد که چقدر از این دکتر مهندس ها از زیر دست شما گذشته اند. ما _ حتما _ نمی توانیم قدر شما را بدانیم. فقط با این قلم ناقص خواستم در همین ساعات پایانی تابستان و پیش از آغاز مهر بگویم که دستان شما را مي بوسم. قربان دلتنگی های شما به دانش آموزان؛ قربان دلتنگی های شما به مدرسه. خواهش می کنم بعد از این همه سال حرص خوردن و خستگی مراقب خودتان باشيد. اگر لطف می کنید و باز هم در مدرسه کمک حال مدرسه هستید خدا قوت به شما بدهد. من خودم را شاگرد هميشگي شما معلمان می دانم و در آینده ما نیز به خیل بازنشستگان خواهیم پیوست اگر عمری باشد ان شاءالله حسین مولوی @molavihossein
بسم الله الرحمن الرحیم اولین جلسه در کلاس درس، روز و محل آزمون ما هاست. بچه ها از پنجره نگاهشان از همان لحظه ورود، شروع درس، اداره کلاس، نحوه مواجهه مان با آنان ما را ارزيابي کردند و می کنند. نتایج اولیه ی آزمون در زنگ تفریح و در جمع همکلاسی ها منتشر می شود و شب نتیجه این آزمون را به پدر و مادر ارائه می دهند؛ نگرش یک سال آنان به ما بر مبنای نتیجه همین آزمون است. سوال: آزمون شما چگونه بود؟ حسین مولوی @molavihossein
بسم الله الرحمن الرحیم شهادت گوارای وجود سیدالشهدای مقاومت، مخلص مجاهد سید حسن نصرالله ؛ فارغ التحصیل مدرسه و مکتب حضرت روح الله، فخر شیعه، رهبر بی نظیر که سی سال در سخت ترین شرایط حزب الله را رهبری کرد از دست دادن این مجاهد نستوه را به محضر حضرت صاحب الزمان روحی فداه و امام حکیم حضرت امام خامنه‌ای مدظله‌العالی تسلیت عرض می کنیم. تحمل داغ او بسیار سخت است... حسین مولوی @molavihossein
بسم الله الرحمن الرحیم نبرد را به نبرد اسرائیل با حزبُ الله تقلیل ندهید ؛ حتی نبرد، نبرد میان ایران و اسرائیل نیست؛ نبرد جبهه حق در مقابل جبهه باطل است؛ نبرد حزبِ الله با حزب شیطان است. در این نبرد فقط ها سر نمی بازند؛ سر ها نیز بر سرِ دار خواهد شد و تو می دانی حتی اگر سر حسین ابن علی را در از تن جدا کنند، صدای حق در خرابه های بر سر شیطان آوار خواهد شد. حسین مولوی @molavihossein
بسم الله الرحمن الرحیم از : دانش آموزان آقچه قلعه به : مدیرکل نیمکت آزمایشگاه برای مدرسه جدید زمین فوتبال بزرگتر توپ فوتبال _ تور برای دروازه های فوتبال لباس مخصوص ورزش برای دختران و پسران امضا: دانش آموزان مدرسه آقچه قلعه پی نوشت مدیرکل در تاریخ ۱۳ مهر ماه از مدرسه آقچه قلعه بازدید کردم. متاسفانه این مدرسه با حدود ۹۷ دانش آموز _ اول ابتدایی تا نهم _ فقط ۶ کلاس دارد و به جهت کمبود کلاس دانش آموزان و معلمان در مضیقه شدید هستند و برنامه درسی این دو مدرسه تحت تاثیر نبود فضای فیزیکی هست. بخشی از آنچه این دانش آموز عزیز از ما خواسته است به زودی تقدیم خواهد شد اما مشکل اصلی ساخت یک مدرسه سه کلاسه است. اگر خیر هستید یا خیر می شناسید او را برای یک کار ماندگار پر ثواب راهنمایی کنید. امضا؛ حسین مولوی @molavihossein
توضیح الاشارات | حسین مولوی
#به_مدیرکل بسم الله الرحمن الرحیم از : دانش آموزان آقچه قلعه به : مدیرکل نیمکت آزمایشگاه برای م
بسم الله الرحمن الرحیم بزرگوارانی از حقیر خواستند که شماره حسابی برای کمک تقدیم کنم و من این پیام را یک فرصت تلقی می کنم تا شاید خداوند همه ما را واسطه یک خیر عظیم قرار دهد و بنای یک مدرسه در روستای دور افتاده آقچه قلعه با کمک های خرد و کلان گذاشته شود. من ایمان دارم که به زودی دل دانش آموزان عزیزی که برای مدرسه جدید ساخته نشده تقاضای آزمایشگاه و تور واليبال داشتند خوشحال خواهد شد. به لطف خدا ایمان دارم. کمک های خود را به این شماره واریز کنید. به زودی ساز و کار شروع به کار ساخت را مشخص می کنیم. ان شاءالله.. 👇👇👇 6219861976591486