بسم الله الرحمن الرحیم
دیروز _ در جلسه ای _ یکی از حاضران در میانه ی بیان و نطق در خصوص ساماندهی و تمهید مقدمات بازگشایی مدارس ، به جای تاریخ ۱۴۰۳ تاریخ ۱۳۰۴ را به زبان راند. یک جابجایی ساده اعداد و سهو که غالبا بر زبان ما جاری می شود اما من از پنجره ي همین اشتباه پرتاب شدم به ۹۹ سال پیش و قوه خیال مرا برد به زمانی که مدرسه به شکل امروزی اش _ به ویژه مدرسه ای که درس خواندن در آن اجباری است _ شکل می گرفت.
خیالم رفت به سالی که ۱۰۰ سال از زمان اعزام دانشجو به اروپا گذشته بود. منظورم سال ۱۲۰۰ است ؛ یعنی از زمانی که اولین چرخش های نوین شدن مدارس در ذهن ها شکل گرفته بود؛ بعد از ۳۰ سال منجر شد به دارالفنون ( ۱۲۳۰ ) و بعد هم ۴۰ سال طول کشید تا منجر شود به تاسیس مدارس نوین ( ۱۲۷۶) ؛ ۱۰۰ سالی که در آن تغییرات کند کند بود.
اکنون به ۹۹ سال پیش بر می گردم. به مدرسه های آن سال ها نگاه می کنم. به ساختمان هایشان؛ به بچه هایی که درس می خواندند؛ به معلم هایی که درس می دادند؛ به شیوه های جذب معلم ؛ به دارالمعلین ها و دانشسراها ؛ به منابع و مواد آموزشی...
این ۱۰۰ سال غیر از ۱۰۰ سال پیش از خود است. عصر دیگری از تمام اعصار. عصری که عصر انفجار اطلاعات و اختراعات بوده و گاهی ارزش فقط ۱۰ سال آن برابر صدها سال بوده است.
من فقط به سطح تغییرات نگاه و ظاهر را قضاوت کردم ؛ حال باید بپرسم آیا این همه دگرگونگی در ابزار، تربیت را نیز سامان بخشیده یا همین ابزارها بر بی سامانی ها افزوده است؟
حسین مولوی
@molavihossein
بسم الله الرحمن الرحیم
در آستانه ماه مهر هستیم. معلمي با همه دشواری هایش و با همه سختی هایش شیرینی ها و زیبایی هایی دارد.
مهر و آبان سال پیش با عده ای از شما معلمان عزیزِ جديد الاستخدام کلاسی با عنوان معلم تحول آفرین داشتم و شما خوشحال از قبولی به مدرسه رفتید.
اکنون شما که در کلاس من بودید و یا شما همکاران عزیز که سابقه تان بیشتر است از شادی ها و شوق ها و ناکامی ها برایم بنويسيد.
معلمان جديد الاستخدام!
یادتان هست که شعر " کبی " محمدجواد محبت را خواندم برایتان و در کلاس اشک ریختید؛ آیا شما هم در کلاستان کبی داشتید؟ شیوا و کوتاه بنويسيد تا منتشر کنیم ان شاءالله. به این حساب ارسال کنید
👇
@molavihossein789
توضیح الاشارات | حسین مولوی
@molavihossein
بسم الله الرحمن الرحیم
فردا اول مهر هست. ما معلم ها دو تا بهار داریم. دو بار لباس نو می خریم یا لباس هامون را _ اگر نو نباشند _ مرتب می کنیم. یکی بهار طبیعت و یکی هم ماه مهر هست. حتی _ حتی _ بی انگيزه ترین معلم ها هم برای مهر و روز اول ورود به مدرسه متفاوت تر از روزهای دیگر حضور پیدا می کنند.
این وقت شب با همه مشغله هایی که دارم و سر دردی که از صبح با من هست و منتظرم میهمان وزارتی برسد یاد چند پیام افتادم که چند نفر از همکاران که بازنشسته شدند برایم فرستادند؛ الان که این متن را می نویسم بغض کردم و اشکم در گوشه چشمم حلقه زده.
معلمان و مدیران عزیزی که این روزها روز آخر حضورشان در مدرسه بوده؛ بعضی سی سال ؛ بعصی سی و چند سال ماه مهر به مدرسه می رفتند و با جان و دل در خدمت جان و تن دانش آموزان بودند. شیطنت ها را تحمل کردند، از شادی بچه ها شاد شدند، از ناراحتی بچه ها اشک ریختند؛ گاهی از جیب خودشان بخشیدند تا اشکی را پاک کنند. راه های طولانی را پیاده طی کردند تا به مدرسه برسند. مخصوصا قدیمی ها شب در روستا برای این که مزاحمت ایجاد نکنند گرسنه خوابیدند.
حالا امروز از این همه سختی برایشان خاطره مانده. من می دانم کسی که کارش عشق ورزيدن بوده برای عشق ورزيدن دلتنگ میشه.
من مطمئن هستم معلم ها هیچ وقت دلشون نمیخواد بازنشست بشن. حالا یا به خاطر مشکلات جسمی یا به خاطر مشکلات زندگی فرم بازنشستگی را پر می کنند؛ مگر عشق ورزيدن و محبت کردن بازنشستگی داره؟
می خواستم به این همکارانم بگویم من با افتخار دست های شما را مي بوسم. من با افتخار به سرانگشتان شما بوسه می زنم.
من می دانم ما نمی توانیم قدر شما را بدانیم. هر کدام از شما در سینه هايتان چند کتاب راز است؛ بله ممکن است الان نتوانید بنويسيد ولی دل هايتان سرشار از راز است. خطوط چهره شما کتاب است. دست هايتان خبر می دهد که چقدر از این دکتر مهندس ها از زیر دست شما گذشته اند.
ما _ حتما _ نمی توانیم قدر شما را بدانیم. فقط با این قلم ناقص خواستم در همین ساعات پایانی تابستان و پیش از آغاز مهر بگویم که دستان شما را مي بوسم. قربان دلتنگی های شما به دانش آموزان؛ قربان دلتنگی های شما به مدرسه.
خواهش می کنم بعد از این همه سال حرص خوردن و خستگی مراقب خودتان باشيد.
اگر لطف می کنید و باز هم در مدرسه کمک حال مدرسه هستید خدا قوت به شما بدهد.
من خودم را شاگرد هميشگي شما معلمان می دانم و در آینده ما نیز به خیل بازنشستگان خواهیم پیوست اگر عمری باشد ان شاءالله
حسین مولوی
@molavihossein
بسم الله الرحمن الرحیم
اولین جلسه در کلاس درس، روز و محل آزمون ما #معلم هاست.
بچه ها از پنجره نگاهشان از همان لحظه ورود، شروع درس، اداره کلاس، نحوه مواجهه مان با آنان ما را ارزيابي کردند و می کنند.
نتایج اولیه ی آزمون در زنگ تفریح و در جمع همکلاسی ها منتشر می شود و شب نتیجه این آزمون را به پدر و مادر ارائه می دهند؛ نگرش یک سال آنان به ما بر مبنای نتیجه همین آزمون است.
سوال: آزمون شما چگونه بود؟
حسین مولوی
@molavihossein
بسم الله الرحمن الرحیم
شهادت گوارای وجود سیدالشهدای مقاومت، مخلص مجاهد سید حسن نصرالله ؛ فارغ التحصیل مدرسه و مکتب حضرت روح الله، فخر شیعه، رهبر بی نظیر که سی سال در سخت ترین شرایط حزب الله را رهبری کرد
از دست دادن این مجاهد نستوه را به محضر حضرت صاحب الزمان روحی فداه و امام حکیم حضرت امام خامنهای مدظلهالعالی تسلیت عرض می کنیم. تحمل داغ او بسیار سخت است...
حسین مولوی
@molavihossein
بسم الله الرحمن الرحیم
نبرد را به نبرد اسرائیل با حزبُ الله تقلیل ندهید ؛ حتی نبرد، نبرد میان ایران و اسرائیل نیست؛ نبرد جبهه حق در مقابل جبهه باطل است؛ نبرد حزبِ الله با حزب شیطان است.
در این نبرد فقط #سرباز ها سر نمی بازند؛ سر #سردار ها نیز بر سرِ دار خواهد شد و تو می دانی حتی اگر سر حسین ابن علی را در #کربلا از تن جدا کنند، صدای حق در خرابه های #شام بر سر شیطان آوار خواهد شد.
حسین مولوی
@molavihossein
#به_مدیرکل
بسم الله الرحمن الرحیم
از : دانش آموزان آقچه قلعه
به : مدیرکل
نیمکت
آزمایشگاه برای مدرسه جدید
زمین فوتبال بزرگتر
توپ فوتبال _ تور برای دروازه های فوتبال
لباس مخصوص ورزش برای دختران و پسران
امضا: دانش آموزان مدرسه آقچه قلعه
پی نوشت مدیرکل
در تاریخ ۱۳ مهر ماه از مدرسه آقچه قلعه بازدید کردم. متاسفانه این مدرسه با حدود ۹۷ دانش آموز _ اول ابتدایی تا نهم _ فقط ۶ کلاس دارد و به جهت کمبود کلاس دانش آموزان و معلمان در مضیقه شدید هستند و برنامه درسی این دو مدرسه تحت تاثیر نبود فضای فیزیکی هست.
بخشی از آنچه این دانش آموز عزیز از ما خواسته است به زودی تقدیم خواهد شد اما مشکل اصلی ساخت یک مدرسه سه کلاسه است. اگر خیر هستید یا خیر می شناسید او را برای یک کار ماندگار پر ثواب راهنمایی کنید.
امضا؛ حسین مولوی
@molavihossein
توضیح الاشارات | حسین مولوی
#به_مدیرکل بسم الله الرحمن الرحیم از : دانش آموزان آقچه قلعه به : مدیرکل نیمکت آزمایشگاه برای م
بسم الله الرحمن الرحیم
بزرگوارانی از حقیر خواستند که شماره حسابی برای کمک تقدیم کنم و من این پیام را یک فرصت تلقی می کنم تا شاید خداوند همه ما را واسطه یک خیر عظیم قرار دهد و بنای یک مدرسه در روستای دور افتاده آقچه قلعه با کمک های خرد و کلان گذاشته شود.
من ایمان دارم که به زودی دل دانش آموزان عزیزی که برای مدرسه جدید ساخته نشده تقاضای آزمایشگاه و تور واليبال داشتند خوشحال خواهد شد. به لطف خدا ایمان دارم. کمک های خود را به این شماره واریز کنید. به زودی ساز و کار شروع به کار ساخت را مشخص می کنیم. ان شاءالله..
👇👇👇
6219861976591486
توضیح الاشارات | حسین مولوی
بسم الله الرحمن الرحیم
در _ حدودا _ بیست سالی که مسئولیت های مختلف در آموزش و پرورش داشته ام و به همین جهت با اشخاص،و شخصيت های مختلفی در تعامل بوده ام یک نوع غلیظی از ساده انگاری و سهل انگاشتن در باره آموزش و پرورش و مدرسه داری و معلمي وجود داشته و دارد.
آموزش و پرورش با همه طول و عرض و عمق و حساسیتی که دارد غالبا به آن نگاه دانش آموزی می شود و قضاوت درباره آن به وسیله همین تعطيلات تابستان و عید و آلودگی هواست که بسیار چیپ است و کسی که خوب آموزش و پرورش را مي شناسد از این سهل و ساده انگاری عذاب می کشد.
البته آموزش و پرورش هم هیچگاه نتوانسته است تصویری واقعی و یا حتی اندکی نزدیک به واقع ارائه دهد.
در سفری که به نوبران داشتم در اتاق بیتوته ای معلمان یکی از روستاها نماز خواندم. بعد از نماز از این خانه ساده و کوچک معلمانی که از شهری دور به اینجا می آیند و در غربت زندگی می کنند و می روند عکس گرفتم.
من در اوایل خدمتم و احتمالا بسیاری از معلمان هم سن و سال من با کلمه بیتوته آشنا هستند و اکنون هنوز هم معلمان روستاهای دور دست بیتوته می کنند.
زندگي در غربت روستا _ بعضا برای چند ماه _ ایاب و ذهاب با وسیله نقلیه شخصی، هزینه های سرسام آور، سختي کار با دانش آموزان چند پایه مختلط، مشکلات موجود در زندگی شخصی، نبود امکانات کمک آموزشی، انتظارات خانواده ها ، همراهی نکردن آنان و ده ها موضوع بکر از مشکلات معلمان است که میبایست درباره آن ها مستند ساخته می شد تا آنچنان سهل انگاشته نشود.
سختي معلمي و مدرسه داری فقط به معلمان روستایی خلاصه نمی شود؛ حتی مدرسهی برخوردار از امکانات در مرکز شهر هم مصائب و مشکلات خاص و ویژه خود را دارد.
فرموده : آموزش و پرورش هم تراز با هیچ دستگاهی نیست؛ عناصر موجود در این دستگاه هم همتراز عناصر دیگر دستگاه ها نیست. ما در نمایش سختي ها و ایثارها و خوبی ها و عشق های معلمان خیلی کوتاهی کرده ایم. به مستندسازان توصیه می کنم یک روز یک معلم را مستند کنند. آموزش و پرورش را فقط از قاب معلم بلاگرهای مشاطه قضاوت نکنید.
مدرسه و سختي هایش را شیرینی بچه ها و مظلومیت آن ها قابل تحمل که نه ، معلم را عاشق می کند و این عشق را جز عاشق ها درک و تحمل نمی کنند.
همه آنچه گفته شد به معنای نفی نقص ها و کمبودها و ضعف های مدرسه و معلمان نیست.
حسین مولوی
@molavihossein
🟩 دوشنبه های همدلی ۳۲ 🟩
بسم الله الرحمن الرحیم
سلام علیکم
حسب حالی ننوشتی و شد ایامی چند
محرمی کو که فرستم به تو پیغامی چند
بیش از یک ماه هست که نتوانستم از پنجره ی دوشنبه های همدلی محضر مبارک شما گرامیان عرض سلام داشته باشم و این گناه کوچکی نیست؛ به قولِ مارگارت سَنگِستر : « گناه آن کاری نیست که انجام می دهی بلکه بیشتر آن کاری است که ناکرده می گذاری.»
اکنون از آن دوشنبه همدلی تا این دوشنبه همدلی
▫️از سال تحصیلی کهنه به سال تحصیلی نو آمده ایم
▫️چه بسیار معلمان عزیزی که به بازنشستگی نایل شده اند
▫️چه بسیار معلمانی عزیزی که به تازگی به آموزش و پرورش پیوسته اند.
▫️چه بسیار معلمان عزیزی که از شهری یا استانی به شهری یا استانی دیگر منتقل شده اند.
▫️چه بسیار مدیران با تجربه رفته اند
▫️چه بسیار مدیران با انگیزه جانشین شده اند
اکنون و از این دوشنبه های همدلی دست به سینه می گذارم و در مقابل همه شما 17 هزار فرهنگی سر تعظیم فرود می آورم...
▫️برای بازنشستگان سلامتی
▫️برای نو معلمان
عاقبت بخیری خواهانم
▪️▫️▪️▫️▪️▫️▪️▫️▪️
مدیران گرانقدر
معاونان گرانقدر
معلمان گرانقدر
خدمتگزاران گرانقدر
و کارشناسان گرانقدر
هر کدام به نحوی در تابستان جهاد کردید و مهر با شکوه و آرام رقم زدید؛ ثبت نام ها دانش آموزان... ثبت کتاب ها ... توزیع کارنامه ها...پروژه مهر و تعمیرات مدرسه...برگزاری امتحانات...تصحیح اوراق...اعلام نتایج... هدایت تحصیلی... دریافت و توزیع کتاب... زنگ مهر
همه و همه به دست توانمند شما رقم خورد؛ استان مرکزی با وجود شما درخشید. خداوند عزتتان بدهد
▫️به طور ویژه جا دارد از مدیران و معاونان و کارشناسان ادارات مناطق و اداره کل که تابستان داغ و پر کاری داشتند و شبانه روز کارها را پیگیری می کردند صمیمانه تشکر کنم.
▫️هر مدرسه ای که می روم، در کنار هر معلمی که می نشینم ، دست هر خدمتگزاری را که می فشارم بیش از آن که به فکر خود باشد و چیزی برای خود بخواهد تمام دغدغه اش مدرسه و دانش آموزان هست؛ یقین دارم در هیچ دستگاهی کارکنانی چنین شریف وجود ندارد. کارکنانی چنین با اخلاص وجود ندارد.
▫️می دانم راه های دوری را طی می کنید
▫️هزینه های زیادی را متحمل می شوید
▫️دغدغه های فراوانی دارید
▫️در مدرسه با چالش زیادی روبرو هستید
▫️در اداره با چالش دست و پنجه نرم می کنید
همه این ها را می دانم؛ مثل شما معلم هستم. درد فهمیدن و فهماندن مال من و شماست؛ در برابر شما جز نثار همین کلمات و اخلاص چیزی ندارم و تواضع و ادب نثارتان می کنم.
ای کاش نظام تعلیم و تربیت بتواند حق شما را ادا کند که حق زیادی بر گردن همه دارید. همه زیر بار منت معلمان هستند.
مدیران عزیز! قدر معلمان را بدانید...
کارشناسان عزیز ادارات ! قدر مدیران را بدانید...
کارشناسان عزیز اداره کل ! قدر همکاران ادارات مناطق و نواحی را بدانید....
ارادتمند همه شما
حسین مولوی ( دوشنبه های همدلی ۳۲ ) ۱۶ مهرماه ۱۴۰۳
@molavihossein
🟩 دوشنبه هاي همدلي ۳۳ 🟩
بسم الله الرحمن الرحيم
سلام عليكم
چند وقت پيش سري به يكي از مهد هاي كودك زدم؛ مدير مهد درباره سختي كار با كودكان و توقعات متفاوت پدرها و مادرها مي گفت. اشاره كرد به كودكي كه خسته ولي در گوشه اي بازي مي كرد. گفت: « پدر و مادرش هر دو كار مي كنند؛ صبح قبل از ساعت ۷ به ما مي سپارند و عصر بعد از ساعت ۵ به سراغش مي آيند. مرتبا به من سفارش مي كنند كه نگذاريد دخترم در مهد بخوابد. ما هر دو كار مي كنيم. اگر بچه در مهد بخوابد شب دير خوابش مي برد. ما توان و حوصله بازي با بچه را نداريم »
دلم سوخت؛ اين كودك خردسال كي پدر و مادر را مي بينيد؟ ۱۰ ساعت دوري از پدر و مادر و بعد خواب و دوباره چرخه دوري؛ آيا در كلاس ما، در مدرسه ما هم ممكن است از اين دانش آموزان باشند؟
مديران محترم و گرانقدر
خدا شاهد است اصلا قصد نصيحت و ارسال پيام « من خوبم تو هم خوب باش» و در آوردن اداي آدم هاي خوب را ندارم؛ ولي خواهش مي كنم تلاش كنيم مدرسه را براي دانش آموزان دلچسب كنيم و حتي مدرسه را براي پدران و مادران هم شيرين كنيم؛ نكند مدرسه ي ما براي توليد شادي براي بچه ها، مرتبا براي پدر و مادرها توليد زحمت، استرس و رقابت كند؟
نكند مدرسه ما مرتبا ليست خريد به اوليا بدهد؟ ديروز غروب در جلوي درب يك لوازم التحريري تعدادي از اوليا را ديدم كه درباره خريد لوازمي صحبت مي كردند. حدس زدم _ شايد حدسم درست نباشد _ كه معلمي يا مدير مدرسه اي وسيله اي سفارش داده است. از آن ها كه گذشتم فكر كردم ممكن است كارت يكي از آن ها موجودي به مقدار نداشته باشد و الان به جبر گريه فرزند آمده باشد. حدس زدم ولي مي دانم در بين اوليا هستند. كم هم نيستند.
اصلا منظورم اين نيست كه وسيله براي مدرسه ياز نيست؛ اما مي خواهم عرض كنم به تفاوت ها، دارندگي ها و نداري ها هم فكر كنيد. به توانايي بچه ها و عدم توانايي بعضي ها. به شلوغي سر پدر و مادرها ، اختلاف ها و دعواها و طلاق ها و جدايي ها و تنهايي فرزندان و زندگي در كنار پدر بزرگ و مادر بزرگ فكر كنيد.
به اين فكر كنيد كه ممكن است اين دانش آموز كه از پيش شما مي رود تا شب تنهاست و پدر و مادر دير مي آيند و يا آمده اند ولي خسته اند؛ خواه نا خواه تمام استرس و ترس و خجالت مي شود سهم دانش آموز؛
ما همه معلميم و البته پدر دانش آموز هم هستيم؛ از طرف معلمي به دغدغه هاي معلمي آشنا هستم و هم از دغدغه هاي پدران و مادران مطلع ام.
براي برگزاري جشن ها مراقب باشيد دلي شكسته نشود. مواجه بودم با مديري كه چون پدري به مدرسه كمك نكرده بود با دانش آموز برخورد ناشايست مي كرد؛ آن مدير هنوز هم هست و به اولياي دانش آموزان به عنوان عابر بانك نگاه مي كند و گويي خودش را مالك مدرسه مي داند؛ در آن مدرسه حتما تربيت رخ نخواهد داد چرا كه اول بايد خود مدير رشد پيدا كند.
حتي اگر قرار است ولي دانش آموز تنبيه شود خواهش مي كنم حساب دانش آموز مظلوم را از پدر و مادر او جدا كنيد. نگذاريد حتي از اخم مُستتر در چهره شما پي ببرد و بفهمد كه شما با پدر يا مادر او مشكل داريد. او را در پيش بچه هاي ديگر تحقير نكنيد؛ شما براي آن دانش آموز قبله محبت و دانايي هستيد. بگذاريد در چشم او قبله بمانيد.
ما ممكن است در اثناي كار و شلوغي كار متوجه آثار رفتارهايمان نباشيم. ما معلم ها جنس كارمان و موضوع كارمان با ديگران فرق مي كند. روح لطيف بچه هاي مظلوم را به ما سپرده اند. مصداق اين نوشته ممكن است مدرسه شما نباشد اما احتمالا در همسايگي شمل باشد.
ارادتمند همه شما
حسين مولوي ( دوشنبه هاي همدلي ۳۳ ) ۳۰ مهرماه ۱۴۰۳
@molavihossein