طبیب جوانی که ساعتی بود شانهبهشانۀ دعبل حرکت میکرد، گفت: «هروقت به بغداد میرسم و از این زاویه به آن نگاه میکنم، این همه کاخ و بناهای مرتفع و باغ و بستان چنان به وجدم میآورد که با خود میگویم چگونه بهشتی که مؤمنان به آن اعتقاد دارند، میتواند از این زیباتر باشد. دوست داشتم خانهای در همین جا که ایستادهایم، میساختم و روزها از ایوان آن، این شهر پُررمزوراز را تماشا میکردم.» دعبل نفس عمیقی کشید. او در اندیشۀ دیگری بود. در طول سفر نتوانسته بود از فکر چهرۀ دلربایی که دیده بود، بیرون برود. نخستین بار بود که احساس متفاوتی را تجربه میکرد.
پیش از آن هیچ زنی نتوانسته بود آنگونه دلش را به خود مشغول کند. کشوقوسی به خودش داد و مشتی به سینۀ ستبرش کوبید. با صدایی که پرطنین و نافذ بود، گفت: «بهشت تجسم اعمال نیکوکاران باایمان است. آنجا چشمی به ما میدهند که ملکوت کارهایمان را بهعیان میبینیم و لذت میبریم. کاش آن چشم تیز و حقبین را اکنون هم داشتیم و باطن این شهر و مردمانش را میدیدیم. شاید در آن صورت ترجیح میدادی خانهات را دور از اینجا بسازی.»✨
#کتاب ( عبل و زلفا )
مؤمنات ࣫͝
طبیب جوانی که ساعتی بود شانهبهشانۀ دعبل حرکت میکرد، گفت: «هروقت به بغداد میرسم و از این زاویه به
مثلا شاعر امام رضا (ع) باشی :))🌿
مدرسه که میرفتم توی کلاس از هر عقیده ای داشتیم:)
و طبق گفته حاج حسین یکتا :
شما نذری اهل بیت به دوستاتون و همکلاسی هاتون بدید دیگه بقیه اش با خود اهل بیته ...
توی هر مسیری رفت اون نذری کمکش میکنه:*) تو فقط شکلات ببر از هیئت به نیت تبرک ..✨
فکر میکنم حداقل کسی که توی این فضا های مذهبی نیست با خوردن نذری حداقل محبت اهل بیت توی دلش تقویت میشه :)🌿
https://eitaa.com/momenat_313/3207
💌😌
https://eitaa.com/momenat_313/2692
این دوتا نمونه نذری :)
شما ام برای فردا یه حرکتی بزنید
با دوستاتون هماهنگ کنید در حد توانتون🫂🌿
تولد خواهر امام حسینه ها..
تولد دختر حضرت علی و فاطمه هست ها :)🍓
کار برا اهل بیت کمش زیاده
زیاده اش کمه :)
صبح توراهت سه تا آبنبات بخر بده بغل دستیات بگو برای چه مناسبتیه✨🌿
همین.
مؤمنات ࣫͝
برای تولد امام حسین قرار شد یکی لیوان بیاره و هر کیم یدونه پاکت شیر کاکائو :)
خیلی باحال بود🥲💕
امشب علی ولیمه به خلق جهان دهد
امشب زمین فروغ به هفت آسمان دهد✨🌻