از اونجایی که رسالت خودم رو ایده دادن میدونم فایل همه عکس ها رو براتون داخل ناشناس قرار دادم.
فایل اصلی a4 برچسب ها داخل ایتا ارسال نشد تک تک براتون گذاشتم.
#کنجِ_ایده
مؤمنات :)
بچه ها چون براتون سوال شده و پیام دادید.
ما امروز تو دانشگاه یه روضه جمع وجور گرفتیم و میخواستیم یه هدیه کوچولو بدیم(:
¹عکسای آقا چاپ برگه روی گلاسه هست
²اون ذکر های حضرت زهرا به صورت برچسب چاپ شده(فایل برچسب هایی که براتون قرار دادم بدون غلط املاییه، این عکس رو هوش مصنوعی ادیت زده).
بچه ها فایل چیدمان برچسب هارو اگه میخواین تو بله بهم پیام بدید ارسال کنم اینجا نمیاد💘
ایدی بله :
@jalali_hadiseh
مؤمنات :)
#نوشتهجات ؛)
ما که ندیدهایم اما گفتهاند ،
کوچهی باریکی بوده بنیهاشم و
خانهای بوده که حتی نسیم برای
گذر از آنجا ، با احترام در میزده ،
میگویند عاشقترین مرد جهان و
معشوقترین زن دنیا ،
ساکنینش بودهاند .
ما که ندیدهایم اما میگویند :
همان در دردسرساز شده عاقبت .
و مردی که دستش را بسته بودند
و پیش چشمش ..
همسر باردارش میسوخت و در
خون غلت میزد .
ما که ندیدهایم اما گفتهاند ،
دختری داشته آن خانه ..
که از همسایهها یک روزی ،
میشنیده مادرش خیلی ،
ماندنی نیست .
ما که ندیدهایم اما گفتهاند ،
لکههای خون روی بسترش
فراوان بوده و بدن نحیفش
فشار زیادی را تحمل میکرده .
و در همان حال ، گویی که هیچ
دردی نداشته ..
عاشقانه نگاه میکرده همسرش را ..
و با صدایی آرام ترنم میکرده :
" به خدا قسم که تنها نگران تو
هستم ایعلی ، بعد از من چه کسی
به تو سلام خواهد کرد در این شهر ؟ " .
ما که ندیده ایم اما گفتهاند ،
علی بغض داشته ..
و آن شب عمیقترین چاه عمرش را
کنده و در آن حرف زده ، آخر مرد
وقتی گریه دارد ، زود خلوت میکند .
ما که ندیدهایم ، اما میگویند ؛
ناجوانمردانه و بد چادرش را کشیدند ،
جلوی چشم پسر کوچکش بد زدند ،
بد کشیدند ، و طفل کوچکش به لکنت
افتاده بود زبانش ..
اصلاً ما که نمیدانیم ،
حسنع دقیقتر از ماجرا خبر دارد ..
وقتی به شما گفته میشود: «آنچه را که در دنیا میگفتید، بخوانید و تکرار کنید.» این لحظاتی است که ارزش دارد یک عمر برای آن تلاش کنید.