امروز بعد از چند وقت رفتم قنادی قدیمی
وقتی دبستان بودم همیشه اینجا بودم
تا وسایل بخرم.
صاحب قنادی دیگه منو میشناخت یه دختر ۱۲,۱۱ ساله بودم که همیچیو بلد بود و آروزش این بود یه قناد حرفه ای بشه ...
اونموقع بیشتر زندگیمو تو کیک خامه ای هایی که درست میکردم میدیدم:)
وقتی که از قنادی میومدم بیرون انقد چیز برداشته بودم که نمیتونستم بیارم خونه:))
حالا که چند سال گذشته رفتم بین قفسه ها ذوق بچگیمو نداشتم و با پودر کاکائو از قنادی زدم بیرون!
میخوام بگم تو هر دوره زندگی ذوق همون لحظه رو ببرین
اگه بزارین برا بعد یا وقتی که بزرگتر شدین دیگه براتون خنثی شده:/
حسین ستودهنماهنگ شب های جمعه.mp3
زمان:
حجم:
4.7M
شب های جمعه...
گوش بدینو عشق کنین :)
#هنذفری_مؤمنه
كانَ کلّ شيءٍ في المدينةِ هادئًا إلّا ذهنی:)
همه چیز در شهر آرام بود، جُز ذهنم...
•🌿
بنظرم نه تقدیره نه سرنوشتی مکتوب شده ای!🕊
اگه برای رویاهاتون نجنگین نمیرسین..:)
#جشن_جز ۱|پاییز ۱۴۰۲.
:»
اون روز که رفتیم جمکران همش نگران بودم نرسم اینجا عکسای جز یکمو بگیرم.
اصن انقد همینطوری رفتیم که نتونستم
کروسانی که میخواستمو پیدا کنم.
ولی میدونی بنظرم همین خیلی قشنگه
همینی که کاری تو انجام بدی که تورو خوشحال کنه
و لبخند بیاره رو لبت!:)
اصن میدونی اینکه به خودت احترام بزاری خیلی قشنگ تره:)
نمیشه که راهه صد قدمه رو توی قدم رفت، نه؟
پس با قدم های کوچیک شروع کنین و جایی که خودتون پیشرفتتون رو حس کردین ،خودتونو در آغوش بگیرید:)
نمیدونم تا کجایِ جز دو ادامه بدم؟ اصن لیاقت دارم حفظ کنم یا نه؟
ولی من میدونم این دوران قرآن زندگی قشنگ تری برام ساخت:)
و از خدا ممنونم که گذاشت این مدت زیاد گوش بدم قرآنو و تکرار کنم:))
مؤمنات ࣫͝
:» اون روز که رفتیم جمکران همش نگران بودم نرسم اینجا عکسای جز یکمو بگیرم. اصن انقد همینطوری رفتیم که
بفرستین برا کسی که دوست داره حفظ رو شروع کنه و دودله، یا اگه انگیزه شو از دست داده:)
یا کاری رو میخواد شروع کنه و باید به خودش ایمان پیدا کنه!✨🌿