یکی از توفیق هایی که تو سفر راهیان نور داشتیم همسفری با دو همسر شهید بود و من با همسر شهید علی خشوعی داخل اتوبوس بودم ..
ایشون همون همسر شهیدی هستن که زنگ میزنند به همسرشون و اغتشاشگر گوشیو برمیداره و بعد از فحاشی میگه ۴ تا نیروی انتظامی رو تیکه تیکه کردیم و آتیش زدیم بیاین خاکسترش رو جمع کنید :))
همسر شهید خشوعی برخلاف انتظارم بیقراری نمیکردن وقتی یکی از بچه ها پرسید شما چطور آرومید؟
گفتن شبها تا صبح که دلتنگ میشم گریه میکنم ❤️🩹
منتظر اتوبوس نشسته بودیم بچها صدای غر زدنشون بلند بود اما این دختر روی جدول نشسته بود و کتابش رو میخوند :)
به شب آخر بله برون رسیدیم :)
براتون صوتش رو گرفتم حجمش رو کم کنم میفرستم✨
21.7M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
بهم میگن تو تعصب داری به آقای خامنه ای....
اما من دنباله رو کسی هستم که جدا از مطالعه دین، دیدش باز باشه و حتی کلی رمان خارجی مطالعه کرده باشه...
راستش تو چشم من آقای خامنه ای یه آدم موفق چند بعدیه ✅✨
#کتاب