🔹 جلسه رونمایی کلی مهمان قد و نیم قد داشت. دانشآموزانی که دست در دست والدینشان، آمده بودند. اول مهمان جلسه بودند، ولی کم کم خودشان مدیر جلسه شدند.
🔹دو نفر از نویسندگان، معلماند. در کلاس به دانشآموزان یاد میدهند چطور به دکتر، مهندس بودن اکتفا نکنند و شبیه #سِکتور_سعید سراغ فتح قلههای علمی بروند. دو نفر از دانشآموزان هم برای قدردانی از معلمانشان، متنی را نوشتند و آمدند برای اجرا.
🔹وقتی مجری از آنها دعوت کرد، آرام و بدون استرس، با قدمهای شمرده آمدند روی سِن. میکروفون را که گرفتند، انگار ده سال سابقه پخش زنده در صدا و سیما داشته باشند، بدون لرزش صدا و تپق زدن، متنشان را خواندند و اشک معلمشان را درآوردند.
🔹@monaadi_ir
🔹 نوبت به صحبت نویسندگان مجموعه رسید. شش بانو که هر کدام قصه خودشان را از «طلاش کن» داشتند. یک نفر از رها کردن خانهتکانی دم عید گفت و دیگری از سختی و شیرینی بچهداری و نوشتن همزمان.
🔹چند نفر از نویسندگان «طلاش کن» مادرانی هستند که اولین مخاطبشان فرزندشان بودند. داستان را مینوشتند و برای کودکشان میخواندند. اگر او تایید میکرد، مادر با ذوق داستان را ادامه میداد و اگر ایراد میگرفت، مادر با دقت بیشتری مینوشت تا داستان به زبان کودکان نزدیکتر شود.
🔹 خاطره مشترک همه، شبی بود که در دفتر منادی، دور هم جمع شدند، دل یک دلِ کردند و #جهشی کتابها را نوشتند تا صبح. صبح فایل نهایی کتاب آماده بود!
🆔 @monaadi_ir