eitaa logo
امتداد حکمت‌ و فلسفه
849 دنبال‌کننده
405 عکس
22 ویدیو
128 فایل
#اِمتدادِحِکمت‌وَفَلسَفِه، از ضرورت جریان یافتن اعتقادات تا عمل در مقیاس جامعه، بحث می‌کند. همان دغدغه‌ای که فَقیه‌ِحَکیم‌ِحاکمِ‌انقلاب از اهالی فلسفه مطالبه می‌کند.
مشاهده در ایتا
دانلود
184232L.jpg
98.9K
🔹فصلنامه اطلاعات حکمت و معرفت در آخرین شماره خود- شماره ۱۶۱- زمستان ۱۴۰۰ به موضوع «پیری و سالمندی» می پردازد: «در این ویژه‌نامه‌ که به پدیده‌ی میان‌سالی و سالمندی اختصاص یافته است، به بدبیاری‌های جسمانی که در این دوران‌ها رخ می‌دهد، پرداخته نمی‌شود. هدف‌ این شماره نشان دادن این است که حتی با وجود اینکه در دوران پیری عقربه‌های ساعت اپی‌ژنیک ما برای به زوال رساندن دی‌ان‌ای عجله دارند و سلول‌ها هم دیگر توان چندانی برای تولید انرژی ندارند و ایمنی بدن نیز از همیشه لاجون‌تر به نظر می‌رسد و می‌خواهد هرچه زودتر به آخر خط برسد، می‌شود، و باید، نوعی پیری موفق را تجربه کرد و راهی یافت برای اینکه در روزگار سالمندی نیز بهترین نقش ممکن را در زندگی ایفا کرد. ازاین‌رو در این دفتر برآنیم تا با مدد گرفتن از فلسفه و عرفان و روان‌شناسی، سال‌خوردگی را با شیوه‌های معمول اندیشیدن به زندگی ادغام کنیم تا شاید کمکی باشد برای روشن‌تر شدن این بخش پایانی اما ارزشمند زندگی» 🔹برخی از موضوعات این ویژه نامه: ➖سخن دبیر / بلوغ، در حرکت به‌سمت پیری، نغمه پروان ➖پیری؛ زایندگی و خردمندی/ گفت‌و‌گو با مصطفی ملکیان ، نغمه پروان ➖چگونه می‌توان به میان‌سالی و سالمندی معناداری دست یافت؟/ گفت‌و‌گو با بنگت برولده، ترجمه تقی فرزانه ➖چه چیزی زندگی را ارزشمند می‌سازد؟ / گفت‌وگو با جان بارس، ترجمه شهین پیش بین ➖بهترین اوقات عمر / کارولین لوج، الین کارنل، ماریان کولمن، ترجمه علیرضا رضایت ➖پیری و اکتشاف تجربۀ تضادها و تردیدها / جان بارس، ترجمه شهین پیش بین ...... @monir_ol_din
امتداد حکمت‌ و فلسفه
🔹فصلنامه اطلاعات حکمت و معرفت در آخرین شماره خود- شماره ۱۶۱- زمستان ۱۴۰۰ به موضوع «پیری و سالمندی» م
فارغ از تحلیلهای فلسفی ارائه شده در این ویژه نامه، سطح پردازش فلسفی و عرفانی به موضوعات، قابل توجه است. آیا اهالی فلسفه اسلامی نیز به موضوعات و مسائل دنیای پیرامون خواهند پرداخت؟
n00010492-b.jpg
85.8K
🔹پروندۀ «سلطنت ترس» اولین بار در نهمین شمارۀ فصلنامۀ ترجمان منتشر شده است و شامل شش مطلب می‌شود. 🔹دنیای اطراف ما در سال‌های اخیر شاهد تغییر و تحولاتی فراوانی بوده و ترس به یکی از حالات روزمره و دائمی زمانۀ ما تبدیل شده است. پروندۀ «سلطنت ترس» مجموعه نوشتارهایی است دربارۀ «ترس»، احساسی که زندگی فردی و اجتماعیِ این روزهایمان از آن خالی نیست: هر روز از یکدیگر می‌پرسیم «قرار است چه بر سرمان بیاید؟»، اما شاید پرسش صحیح این باشد که خودِ «احساس ترس چگونه زندگی روزمره‌مان را دگرگون می‌کند؟». 🔹مارتا نوسبام، فیلسوف اخلاق، کتابی نوشته است با عنوان «سلطنت ترس» که انتشارات ترجمان نیز آن را به فارسی ترجمه و منتشر کرده است. او در این کتاب به تأثیر بی‌واسطۀ ترس بر سیاست و جامعه می‌پردازد. ایدۀ‌ نوشتن این کتاب وقتی به ذهن نوسبام آمد که ترامپ -با هشدار دربارۀ بیکاری،‌ مهاجران، ورشکستگی- در دل مردم کشورش ترس و وحشت می‌انداخت و بی‌زحمت رأی جمع می‌کرد. گرچه کتاب او با الهام از فضای انتخابات آمریکا نوشته شده، اما می‌تواند برای هر جایی که افراد بترسند و تصمیمی اجتماعی بگیرند صادق باشد. مهم‌ترین مطلب این پرونده ترجمۀ کامل فصل دوم همین کتاب نوسبام و مصاحبه‌ای با اوست. @monir_ol_din
♻️ترجمه مارتا نوسبام، نویسنده کتاب «سلطنت ترس» 🔹مارتا نوسبوم (به انگلیسی: Martha Nussbaum) (زادهٔ ۶ مه ۱۹۴۷) فیلسوف آمریکایی، مدرس و دارای مقام پروفسوری در دانشگاه شیکاگو است. او در زمینه حقوق زنان، فلسفه یونان باستان، حقوق حیوانات و فلسفه روم باستان، فعال است. 🔹نوسبوم یکی از طراحان و مدافعان رویکرد قابلیت است. او معتقد است همه افراد برای اینکه زندگی پربار و انسانی داشته باشند باید از یک مجموعه مشخص از قابلیت‌های پایه ای برخوردار باشند. قابلیت‌هایی که وی آن‌ها را برای تمام انسان‌ها لازم می‌دانند عبارتند از: زندگی، سلامت جسمانی، احساسی، عاطفی، فکری، خرد کاربردی، محبت و کنترل بر محیط پیرامون. نوسبوم معتقد است که این قابلیت‌ها باید در اساس‌نامه‌هایی که ضمانت اجرایی دارند منعکس شوند تا بتوانند شالودهٔ اجتماعی و سیاسی برای یک زندگی کارآمد را شکل دهند. تأکید نوسبوم در این رویکرد بر قابلیت‌های افراد است و نه قابلیت‌های جوامع. از این‌رو یکی از انتقادهایی که به این رویکرد می‌شود این است که در سطح چارچوب فردگرایانه لیبرال باقی می‌ماند. از دیگر نظریه‌پردازهای رویکرد قابلیت که دیدگاهش نزدیکی بسیاری به دیدگاه نوسبوم دارد آمارتیا سن، برندهٔ جایزهٔ نوبل اقتصاد است. ▫️ویکی پدیا. @monir_ol_din
💢میرفندرسکی و شرح کتاب مهابارة💢 🔹حكيم ابوالقاسم موسوى ميرفندرسكى (۹۷۰-۱۰۵۰)، از اجله حکما و عرفاست و کرامات او نزد اهالی اصفهان معروف است. او شرحی بر یک کتاب عرفان هندی دارد: «شرح كتاب مهابارة، اين كتاب منتخبى است از كتاب جوگ باسشت JogBasishth يا Yoga-Vasishtha و شرحى فارسى بر آن. جوگ باسشت تفسيرى است از عرفان هندى، نوشتۀ «آناندان كشميرى» كه توسط نظام الدين پانى پتى از سانسكريت به فارسى ترجمه شده. ميرفندرسكى از اين ترجمه، منتخبى ترتيب داده و بر اين منتخب شرحى نگاشته كه به «شرح جوگ» مشهور است.» 📙تاريخ ادبيات ايران، ذبيح الله صفا، جلد پنجم، بخش اول، ص۳۱۱ @monir_ol_din
⁉️حکمت، از کجا آغاز شد؟ 🔹شهرزوری می‌گوید: «اعلم أنّ فضلاء أهل العالم اختلفوا في أنّ الحكمة من أيّ الأقاليم ظهرت و في أيّ البلاد نشأت. فأهل بابل، يزعمون أنّها منهم نشأت، و عنهم صدرت. و قد حكى عنهم أبو بكر بن وحشية: إنّ النبط الكلدانيين من أهل بابل استنبطوا جميع العلوم الحكمية، و استخرجوا سائر المعارف الروحانية؛ و هم أوّل من رصد الكواكب، و رتّب الثوابت، و حكم على السيّارات و أحسن تسخيرها بالدعوات. و زعم أهل الهند أنّ مبدأ الحكمة منهم، لأنّهم من حيّز الكوكب الأعظم و الشيخ المكرّم «زحل»، و هو أول الأدوار؛ و أنّه أعطاهم العلوم، و أفاض عليهم الفهوم؛ و تشعّبت بعد ذلك إلى أجيال الأمم. و ذهب المصريّون إلى أنّ أصلها منهم؛ و أنّ أهل العالم أخذوها عنهم و فهموها منهم. و الدليل على هذا أنّ الحكمة أخذت عن آدم - صفي اللّه تعالى -و عن ذريته شيث و هرمس أعني إدريس، و عن نوح. و هؤلاء كانوا سكّان مصر و الشام. و آثارهم إلى الآن نشاهدها في تلك الديار؛ و أنّ هرمس الأعظم هو الذي نشرها في الأقاليم و أظهرها و أفاض على العباد، و سيّرها في البلاد، و هو أبو الحكماء و علاّمة العلماء - أشركنا اللّه في صالح دعائه. و أمّا الروم و يونان فلم تكن الحكمة فيهم قديمة، و إنّما كانت علومهم الخطب و الرسائل و اللغة و النحو و الأشعار. و كانوا صابئة يعظّمون الكواكب و يعبدون الأصنام .» 📙رسائل الشجرة الإلهیة، ج۱ص ۱۴ @monir_ol_din
با تشکر از تذکر علمی آقای رستمی‌کیا.🌹 @monir_ol_din
♻️یحیی النحوی و عمرو بن العاصقفطی، علی بن یوسف «يحيى النّحوى المصرى الاسكندرانى (در اسكندريّۀ) «مصر»، اسقف نصارى بوده. اوّل امر بر اعتقاد تثليث مى‌بود. آخر چون مطالعۀ كتب حكمت كرد، و محال دانست كه سه چيز يك چيز و يك چيز سه چيز باشد، از اعتقاد تثليث رجوع - كرد. و چون اسلامش محقّق شد، بر اساقفه دشوار آمد. بر وى مجتمع شدند. و مناظره كردند. و غالب گشتند. و تزييف طريقۀ او كرده، در مقام استعطاف او شدند. و خواستند كه به رأى اوّل باز گردد. و ترك دعوى بطلان تثليث كند. او قبول نكرد. لاجرم، ايشان اسقاط نمودند او را از منزلتى كه او را بود، بعد از منازعات و مناقشات كه در ميانه گذشت. و بود تا وقتى كه «عمرو بن العاص» فتح «مصر» و «اسكندريّه» نمود. و «يحيى» مذكور بر «عمرو» داخل شد. و حال آنكه شنيده و خم دانسته بود «عمرو» پايه و منزلت او را در علم. و آنچه جارى شده بود ميان او و نصارى. پس «عمرو» وى را اكرام نمود. و او را به جاى خويش شناخت. و شنيد كلام او را در ابطال تثليث و بسيار پسنديد [و مستحسن داشت ]. و ايضا شنيد كلام او را در معنى انقضاء دهر. لاجرم «عمرو» مفتون او شد. و از حجج منطقيّه و الفاظ فلسفيّه كه عرب را به آن آشنائى نبود، چيزهاى هايل شنيد.» 📚تاریخ الحکما قفطی، ص ۴۸۳ @monir_ol_din
امتداد حکمت‌ و فلسفه
#پرونده‌علمی_5 #ایران‌ِآینده_4 #نقدایرانشهری_1 🔺نقد اول؛ غیبتِ‌هویتِ‌ایرانی در اندیشه‌ایرانشهری 🔸ط
〽️ایده ایرانشهری 🔹برخلاف ادعاهایی که برخی درباره سابقه طرح موضوع ايرانشهری و انديشه سياسی و فرهنگی دوران ساسانی و تداوم و تأثير آن در دوره اسلامی ایران و انتساب آن به خود مطرح می کنند دست کم در ايران نخستين کسی که با نگاه تاريخی و مستند به اين موضوع پرداخت شادروان استاد محمد محمد ملايری بود. متأسفانه فضا سازی های رسانه ای در سال های اخير سهم اين استاد را در اين زمينه به کلی ناديده گرفته. توصيه ام خواندن مجموعه آثار اين استاد گرانقدر است. 🌐کانال دکتر حسن انصاری @monir_ol_din
mirbaqeri افراط و تفریط در برخورد با فلسفه.mp3
2.07M
🔹دیدگاه استادمیرباقری(دام عزه) درباره «چگونگی مواجهه با فلسفه اسلامی» @monir_ol_din
♻️شیادی فرهنگی 🎙استاد سیدمنیرالدین حسینی(رضوان الله علیه): (بنیانگذار فرهنگستان علوم اسلامی قم) «الان جوري است كه اسمش هست پول براي تحقيق بگذاريم؛ بودجه هم تصويب مي‌كنند براي تحقيق. حاضرند كلاه سر خودشان بگذارند! تحقيق مي‌كنيم يعني چه؟ يعني تحقيق رده دهم نسبت به كفار! چه برسد به اينكه بخواهند تحقيق بكنند به معناي؛ «تغيير جهت», «تغيير استراتژي». یا اينكه بگویند:ما تحقيقي كه به درد انقلاب نخورد دو ریال بر نمي‌داريم، منشأ هيچ پايه‌اي و درجه‌اي هم وزارت علوم حق ندارد بدهد! بسيار خب! حالا [بر فرض] ما مجبور هستيم بچه ها درس بخوانند, نمي‌شود دانشگاه را تعطيل كرد؛ بايد بچه‌ها همين درس‌هايي را كه هست از كلاس اول ابتدايي تا ليسانس, فوق ليسانس و دكتري بخوانند، براي مقاله‌هايي كه به درد «خارج» مي‌خورد, كار آنها را هم حل مي‌كند. چرا پول می دهید؟! چرا اين مركز تحقيقاتِ دفتر رياست جمهوري, چه مراكز تحقيقاتي, چه محققين، حجم قابل ملاحظه‌اي پول پرداخته مي‌شود! ولکن يك ذره فشار بياورند: فقط ما رده بندي مي‌كنيم، كساني كه جواب بدهند به مشكلات انقلاب. به هيچ كس دیگر نمی توانیم بدهیم! پول منحصر است براي كساني كه به انقلاب بتوانند خدمت بدهند؛ خدمت هر كسي را هم رده بندي بكند؛ هر كسي اصل روشها را توانست تغيير بدهد، يعني ماشين‌هاي توليد(مفهوم) را توانست عوض بكند، بيشترين پول را و بيشترين زمان را به او تخصيص بدهید، هر کس در به كارگيري روشها توانست تغييري ايجاد بكند, سطح بعدی؛ هر كس در موضوعات و مسائل انقلاب توانست لااقل به صورت مصداقي راه چاره ای را بدهد، كمترين ترین را مي‌دهيم. شيادي فرهنگي را تقويت مي‌كنند! يعني به طلبه مي‌گويند: بيا آن چيزهايي را كه ما داريم تصويب مي‌كنيم تو هم شاهد و آيه و روايتش را بياور، تو هم فتوا و چيزش را جور کن! به دانشگاهي هم مي‌گويند: بابا! همان روش ها را براي ما بياور پياده كن! اين را ما شيادي فرهنگي مي‌دانيم.» 📙دوره پژوهشی طرح جامع امنیت ملی- سال ۱۳۷۸ @monir_ol_din
🔹در لیالی ماه مبارک رمضان، جلساتی در مرکز تحقیقات اسلامی مشهد (تحت اشراف آیت الله اشرفی) برگزار می شود که استماع آن جلسات، بسیار مفید است. برخی جلسات سال قبل، پیشتر در کانال، بارگذاری شده بود. یکی از جلسات مفید امسال، ارائه استاد برنجکار پیرامون «فاعلیت الهی» است که تقدیم دوستان می‌شود. @monir_ol_din
فاعلیت_الهی_ذات_گرایی_یا_اراده_گرایی_1_برنجکار[1].mp3
26.51M
🎙جلسه اول ▫️عنوان: فاعلیت الهی ▫️ارائه: استاد برنجکار ▫️موضوعات: ➖تبیین نظریه ذات گرایی در فاعلیت الهی ➖فلسفه یونان، اوج اندیشه ذات گرایی ➖نظریه نوافلاطونیان: اقتضاء ذات یا نظریه صدور ➖نظریه فلاسفه اسلامی: اقتضاء ذات با واسطه علم ➖لازم نظریه ذات گرایی؛ جبر در افعال الهی و انسان @monir_ol_din
فاعلیت_الهی_ذات_گرایی_یا_اراده_گرایی_2_برنجکار[1].mp3
29.3M
🎙جلسه اولعنوان: فاعلیت الهیارائه: استاد برنجکارموضوعات: ➖لوازم نظریه ذات گرایی: وحدت حقیقت میان خالق و مخلوق جبر در افعال الهی و انسان قدم عالم ➖لوازم نظریه اراده گرایی: تباین حقیقت میان خالق و مخلوق اختیار در افعال الهی و انسان @monir_ol_din
فعلا قابلیت پخش رسانه در مرورگر فراهم نیست
نمایش در ایتا
🔹بخشی از مسائلی که امروز با آنها مواجهیم، سابقه‌ای در ادوار پیشین دارد و نقطه اشتراک این ادوار، مواجهه ایرانیان با فرنگ است: «اگر واقعاً معتقد به مبدأ و معادیم و پیغمبر خاتم صلی الله علیه و آله را پیشنهادیم، چگونه از این اوامر و نواهی، در حریت و آزادیم که این همه «مدارس» گشاییم و این همه ترویج «علوم خارجه» نماییم و اطفال خود را از خردی تا بزرگی به اساتید و معلمین فرنگی یا فرنگی مآب های طبیعی بسپاریم و خرم و آسوده بخوابیم که زبان روس و فرانسه بخوانند و سیاسی و ریاضی خارجه تحصیل نمایند و عقاید باطله آنها در نهادشان متمکن شود و شایق و راغب رسم و دیدن آنها بشوند. اگر به مرور، ملکات و کلمات کفر و زندقه در خاطر این ساده لوحان نفوذ و رسوخ کند و به همین طریقه سخیفه بالا روند، عنقریب در دوره و دایره دیگر ابداً اسمی از مسلمانی نبرند و همی گویند: چه پدران احمقی داشتیم و چون نیک نگری راست گفته باشند: «اَلْعَقْلُ مَا عُبِدَ بِهِ اَلرَّحْمَنُ وَ اُكْتُسِبَ بِهِ اَلْجِنَانُ» ▫️رساله «تقدس سلطنت و معایب مشروطیت» از جمله رسائل مشروعه خواهان. مؤلف: ناشناخته. 📙از کتاب «رسائل مشروطیت» ج اول ص ۳۲۰ @monir_ol_din
♻️نقدی به یک نقد 🔹جناب آقای محمدعلی میرزایی، در یادداشتی به مطالب آقای خسروپناه (درباره رؤیت هلال)، واکنش نشان داده و نظر اسلام را واگذاری تشخیص مصادیق موضوعات به «عقلانیت علمی بشر» دانسته است: https://eitaa.com/ijtihad 🔹درباره نقد ایشان، نکاتی مطرح است که تقدیم می‌شود: اول: طبعاً توصیه ایشان به بهره گیری از روش علمی در موضوع شناسی‌های عرفی، به دلیل اعتقادی است که به دستیابی علم و ابزار تکنولوژیکی به واقع موضوعات و مصادیق دارد. و همین امر سبب می‌گردد که ایشان و کسانی که چنین باوری دارند، در مواجهه با دستگاه فقاهتی، لب به اعتراض گشوده و عدم استفاده از علم روز در فرآیند موضوع شناسی را مورد نقد قرار دهند. این اعتراض، نوین نیست و از عصر ورود مدرنیته به جهان اسلام، هماره طرح گردیده و در سطوح مختلف و با عبارات گوناگونی بازخوانی شده است. و به همین دلیل، در برخی از لایه‌های نخبگانی تبدیل به امری مسلم گردیده که گویا مجال تردید در آن وجود ندارد. اما به نظر می‌رسد که در واقع چنین نیست و توصیه به استفاده از علم مدرن در موضوع شناسی ها، از تعمق لازم برخوردار نیست. دوم- معمولاً آنچه که از منظر از این بزرگوران - که به اتقان علم مدرن باور دارند- مغفول می‌ماند توجه به ساحات و مبانی بنیادین علم و تکنولوژی مدرن است. این در حالی است که، در همان جهان غرب، دو دانش «فلسفه علم» و «فلسفه تکنولوژی» به خاطر ضرورت توجه به روش‌شناسی علمی، و ماهیت علم و تکنولوژی، شکل گرفته و برخوردار از رویکردها، نظریات و آراء متعددی گردیده است. پس، مخالفت مطلق با علم و تکنولوژی مدرن یا موافقت تام و تمام با آن نمی‌تواند بدون ورود در این ساحات، صورتی علمی و تخصصی به خود بگیرد. فلذا، اگر نویسندگانی در مقام نقد برآمده و توصیه به استفاده از روش‌شناسی علمی و بهره‌گیری از تکنولوژی را دارند، باید آگاهانه به مبانی این دو عرصه توجه کرده و اتخاذ مبنا نمایند و براساس پذیرفته خود، توصیه به استفاده یا اِعراض از علم و تکنولوژی داشته باشند و یا اینکه، نظر تفصیلی دیگری را برگزینند. درحالیکه، نه تنها یادداشت ایشان، هیچ بهره‌ای از چنین توجهی فلسفی-معرفتی ندارد، بلکه متذکر این نوع توجهات هم نشده است. و از این‌روی، یادداشت مذکور، در حد یک توصیه نامه فروکاسته می‌شود، که اگر بخواهد از وزانت علمی لازم برخوردار باشد، باید دیدگاه آقای خسروپناه را در لایه‌ای بنیادین مورد نقادی قرار دهد که چنین نشده است. سوم- برای درک منظر ایشان باید به همان تعبیری که در یادداشت به کار گرفته‌اند توجه ویژه نمود: «عقلانیت علمی بشر». پیرامون این تعبیر، سؤالات چندی مطرح می‌شود تا عیان گردد که تفوه به این کلمات، اگر از ناحیه اندیشه‌ای بنیادین و ژرف‌نگر پشتیبانی نشود، به ساده‌نگری در مواجهه با جهان مدرن ختم خواهد شد که از آن پروژه‌ای مانند «اجتهاد هوش مصنوعی» بیرون می‌آید. پرواضح است که، «عقلانیت علمی» نزد عرف عام معنای روشنی ندارد و باید معنای آن را در عرف تخصصی پی‌گیری نمود. پس می‌توان این سؤالات را از ایشان پرسید: مقصود از «عقلانیت علمی» چیست؟ چه تعریفی از عقلانیت، برگزیده نگارنده محترم است؟ آیا از منظر ایشان، عقلانیت و روش‌شناسی عقلانی، در همه مکاتب و جهان‌بینی ها، مشترک و واحد است و آنچه که در بین است، اشتراک لفظی بیش نیست؟ یعنی تعریفی که یک دستگاه معرفتی مادیگرا از عقلانیت دارد، همان تعریفی است که یک مکتب حکمی الهی دارد؟ اگر چنین اشتراک معنوی وجود ندارد و هر مکتب و نظام معرفتی، تفسیر خاص خود را از عقلانیت دارد، ایشان کدام عقلانیت علمی را مدنظر خویش دارند؟ یک مجتهد، از کدام عقلانیت علمی، در راستای موضوع‌شناسی و تعیین مصادیق استفاده کند؟ اگر مقصود از عقلانیت علمی، «روش‌های علمی» است، با توجه به تعدد روش‌های علمی در مثال استهلال، کدام یک از این روشها را باید برگزید؟ با توجه به تعارض برخی روشها با همدیگر، براساس چه مرجحاتی باید یکی از روش‌های علمی خاص را برگزید و روش دیگر را کنار نهاد؟ و... 🔹نهایت سخن آنکه: به نظر می‌رسد، توصیه به ورود در جهان مدرن و تبعیت از علم، همان «که عشق آسان نمود اول، ولی افتاد مشکلها»ست. همانطور که ایشان به درستی بیان کرده‌اند که، نباید تصویری «طالبانی» از جامعه اسلامی در قاب بنشیند، همچنان نباید از ذوق علم، پیروی غیرعالمانه و «مقلدانه» از امر مدرن و پدیده تکنولوژی داشت. و صحیح این است که، با رویکردی «انتقادی» به مواجهه بامدرنیته رفته و سعی در پی بردن به لایه های تودرتوی آن داشت و در استفاده از آن، نهایت دقت و ظرافت اندیشی را به کار گرفت که این خود «روش شناسی» مخصوصی دارد که مجال طرح آن در این مقام نیست و در مطالب دیگر تفصیل داده شده است. @monir_ol_din
💢پژوهشی درباره زمان و مکان در فلسفه اسلامی💢 🔹دو مفهوم «زمان» و «مکان» از سری مفاهیم فلسفی هستند که هم در هر مکتب فلسفی(هستی شناختی) مورد توجه قرار گرفته اند و هم اینکه امکان امتداد به فیزیک و طبیعیات را دارند. این پژوهش را با جستجو در حقیقت «مکان» آغاز میکنم. ابتدائاً، تحقیقی را که استادزارعی سبزواری در تعلیقه بر بدایة الحکمة از اقوال فلاسفه و متکلمین نگاشته اند، گزارش میکنم تا موجب اتساع ذهنی نسبت به حقیقت این مقوله فراهم گردد و سپس به اندیشه برخی از فلاسفه خواهم پرداخت. 👇👇 «اعلم أنهم إختلفوا فی حقیقة المکان علی أقوال: الأول: ماذهب إلیه المتکلمون من إنکار المکان. قال المیبدی فی شرح الهدایة الأثیریة،۶۱: «مذهب الإشراقیین أن المکان موجودٌ فی الخارج. و مذهب المتکلمین أنه لاشیء بمعنی أنه معدومٌ فی الخارج». الثانی: ما نسب إلی جماعةٍ من الأوائل فی شوارق الإلهام۲: ۳۰۰. و هو أن المکان هیولی الجسم. الثالث: أنه الصورة. و هذا القول أیضاً منسوبٌ إلی جماعة من الأوائل. شوارق الإلهام. الرابع: أنه سطحٌ من جسمٍ یلاقی المتمکن، سواء کان حاویاً أو محویاً له. و هذا القول تعرض له أرسطو فی کتاب «الطبیعیات»، راجع کتاب «طبیعیات أرسطو» بالفارسیة: ۱۲۷ الخامس: أنه السطح الباطن من الحاوی المماس للسطح الظاهر من المحوی. و هذا قول المعلم الأول و الشیخ الرئیس، راجع «طبیعیات أرسطو»: ۱۳۹، و الفصل السادس و التاسع من المقالة الثانیة من الفن الأول من طبیعیات شفاء، و نسب إلی الفارابی فی الأسفار ۴: ۴۳ السادس: أن المکان بعدٌ یساوی أقطار الجسم المتمکن، فیکون بعداً جوهریاً مجرداً عن المادة. و هذا قول أفلاطون کما فی شرح المواقف: ۲۲۴. و هذا القول نسب إلی الرواقیین فی الأسفار۴: ۴۳ و بدائع الحکمة:۱۱. واختاره المحقق الطوسی و صدرالمتألهین. فراجع کشف المراد: ۱۵۲، و شوارق الإلهام: ۳۰۱، و شرح التجرید للقوشجی: ۱۵۶، و الأسفار۴: ۴۳ 🔹دامنه اختلافات فلاسفه و متکلمین از انکار مکان تا اثبات آن به مثابه بعد جوهری مجرد از ماده، برای پژوهشگر فلسفی، فرصتی مناسب در تحلیل حقیقت مکان به دست می دهد. در مطالب بعدی، به آراء برخی فلاسفه مسلمان برجسته خواهم پرداخت. ادامه دارد... @monir_ol_din
•| صعوبت حقیقت مکان و زمان |• ▫️فخرالدین رازی: «إن العقلاء دارت رءوسهم و حارت عقولهم في معرفة حقيقة المكان و الزمان. أما المكان فأصحاب أفلاطون و كل من كان قبله من الحكماء المعتبرين: اتفقوا على أنه عبارة عن البعد الممتد. و أما اصحاب ارسطاطاليس: فقد اتفقوا على أنه عبارة عن السطح المحيط». 📚المطالب العالية من العلم الإلهي، ج‏۱، ص: ۴۳ @monir_ol_din
💢پژوهشی درباره زمان و مکان در فلسفه اسلامی💢 ✅شماره دوم دیدگاه خواجه نصیرالدین طوسی و علامه حلی 🔹خواجه نصیرالدین طوسی در کتاب «تجرید الإعتقاد»، اشاره ای مختصر به نظریه مختار خود پیرامون حقیقت مکان پرداخته، و علامه حلی آن را در «کشف المراد» اینگونه شرح داده است: «... قد تبين أن الجسم يقتضي بطبعه شيئين المكان و الشكل و لما كان الشكل ظاهرا و كان طبيعيا ذكره بعقب المكان ثم عاد إلى تحقيق ماهية المكان و قد اختلف الناس فيه و الذي عليه المحققون أمران أحدهما البعد المساوي لبعد المتمكن و هذا مذهب أفلاطون. و الثاني السطح الباطن من الجسم الحاوي المماس للسطح الظاهر من الجسم المحوي و هو مذهب أرسطو و أبي علي بن سينا. و قد اختار المصنف الأول و هو اختيار أبي البركات و مذهب المتكلمين قريب منه و الدليل على ما اختاره المصنف أن المعقول من المكان إنما هو البعد فإنا إذا فرضنا الكوز خاليا من الماء تصورنا الأبعاد التي يحيط بها جرم الكوز بحيث إذا ملئ ماء شغلها الماء بجملتها، و الأمارات المشهورة في المكان من قولهم إنه ما يتمكن المتمكن فيه و يستقر عليه و يساويه و ما يوصف بالخلو و الامتلاء يساعد على أن المكان هو البعد» ترجمه: «علامه حلی: خواجه نصیرالدین طوسی، بیان کرد که طبع جسم مقتضی دو چیز است: مکان و شکل. از آنجا که شکل ظاهری است و طبیعی، آن را به دنبال مکان ذکر کرده و سپس به بحث از ماهیت مکان بازگشت میکند که عموماً درباره آن اختلاف شده است. اما آنچه محققین برآن هستند دو دیدگاه است: اولی: مکان، بعدی است که مساوی با بعد متمکن است که این دیدگاه افلاطون است. دومی: مکان، سطح باطن از جسم حاوی است که مماس با سطح ظاهر از جسم محوی است و این، دیدگاه ارسطو و ابن سیناست. اما مصنف، دیدگاه اول را اختیار کرده است که نظریه مختار ابوالبرکات و نزدیک به نظریه متکلمین است. دلیل مصنف بر این دیدگاه چنین است: هنگامی که ما یک کوزه خالی از آب را فرض میکنیم، در حقیقت ابعادی را تصور کرده ایم که جرم کوزه به آنها احاطه دارد، به گونه ای که اگر از آب پر شود، آب همه آن ابعاد را اشغال می کند. و اماراتی که درباره مکان در کلام فلاسفه اشتهار دارد؛ آن چیزی که متمکن در آن تمکن دارد، بر آن استقرار دارد، مساوی با آن است و آن چیزی که به خلو و امتلاء متصف می شود، همه این امارات اربعه با دیدگاه «بعدی بودن مکان» سازگاری دارد.» 📚کشف المراد فی شرح تجریدالإعتقاد، ص ۲۳۲ @monir_ol_din
💢پژوهشی درباره زمان و مکان در فلسفه اسلامی💢 ✅ شماره سوم ▫️دیدگاه شیخ اشراق «أنّ المكان له أمارات أربعة مسلّمة عند الكل: الأولى، امتناع اجتماع جسمين فيه. و الثاني، انّه ينسب الجسم إليه ب «في». و الثالث، جواز انتقال الجسم عنه إلى غيره. و الرابع، اختلافه بالجهات. فتعلم أنّ الهيولى ليست هي مكان الجسم، و لا الصورة إذ لا يكون المجموع في جزء واحد، ثم لا جواز للانتقال عنهما. و ليس المكان ما يستقرّ عليه الجسم إذ ليس هو فيه.... فالمكان هو السطح الباطن للجرم الحاوي المماس للسطح الظاهر للجرم المحوي». مکان، نزد فلاسفه، دارای اماراتی است که با آن شناخته می شود: اول؛ امتناع اجتماع دو جسم در مکان، دوم؛ جسم با «فی» به مکان نسبت داده می شود، سوم؛ جواز انتقال جسم از مکان به غیر آن، چهارم: اختلاف مکان با جهات. با این وصف، معلوم می شود که هیولی و صورت، مکان جسم نیست، زیرا مجموع، در یک جزء محقق نمی شود، همچنین انتقال از هیولی و صورت ممکن نیست، ضمن اینکه مکان آن چیزی که جسم بر آن مستقر می شود نیست، زیرا جسم «در» آن (مایستقر علیه) نیست.....پس مکان همان سطح باطن جرم حاوی است که مماس با سطح ظاهر جرم محوی است. 📚مجموعه مصنفات شيخ اشراق ج‏۴ص: ۱۹۲ @monir_ol_din
▫️به مناسبت سالروز بزرگداشت صدرالمتالهین شیرازی، فرهنگستان علوم اسلامی قم برگذار میکند: 🔰سلسله نشست علمی با موضوع امتداد‌حکمت(چیستی_چرایی_چگونگی) 🔹جلسه اول با ارائه: استاد محمد تقی سبحانی(مدیر پژوهشکده کلام اهل البیت و بنیاد امامت) استاد احمد‌حسین شریفی(مدیر موسسه پژوهشی حکمت و فلسفه ایران) دبیر علمی: حجت الاسلام حامد آرین پور 📍مکان:خیابان الغدیر_کوچه‌۱۰_ساختمان مفید_طبقه اول 🕛زمان: پنج‌شنبه_ ۵خرداد ساعت ۱۰ونیم صبح الی ۱۳ @monir_ol_din
14010305 emtedad hekmat.MP3
42.08M
🔊سلسله نشست علمی با موضوع امتداد‌حکمت(چیستی_چرایی_چگونگی) 🔹جلسه اول با ارائه: استاد محمد تقی سبحانی(مدیر پژوهشکده کلام اهل البیت و بنیاد امامت) استاد احمد‌حسین شریفی(مدیر موسسه پژوهشی حکمت و فلسفه ایران) دبیر علمی: حجت الاسلام حامد آرین پور 🔹مکان: فرهنگستان علوم اسلامی قم 🔹زمان: پنج‌شنبه_ ۵خرداد @monir_ol_din
-1558438143_1803919951.pdf
131.4K
🔹گزارش علمی جناب آقای علی محمدی(زیدعزه) از نشست امتدادحکمت @monir_ol_din