♻️نقدی به یک نقد
🔹جناب آقای محمدعلی میرزایی، در یادداشتی به مطالب آقای خسروپناه (درباره رؤیت هلال)، واکنش نشان داده و نظر اسلام را واگذاری تشخیص مصادیق موضوعات به «عقلانیت علمی بشر» دانسته است:
https://eitaa.com/ijtihad
🔹درباره نقد ایشان، نکاتی مطرح است که تقدیم میشود:
اول: طبعاً توصیه ایشان به بهره گیری از روش علمی در موضوع شناسیهای عرفی، به دلیل اعتقادی است که به دستیابی علم و ابزار تکنولوژیکی به واقع موضوعات و مصادیق دارد. و همین امر سبب میگردد که ایشان و کسانی که چنین باوری دارند، در مواجهه با دستگاه فقاهتی، لب به اعتراض گشوده و عدم استفاده از علم روز در فرآیند موضوع شناسی را مورد نقد قرار دهند.
این اعتراض، نوین نیست و از عصر ورود مدرنیته به جهان اسلام، هماره طرح گردیده و در سطوح مختلف و با عبارات گوناگونی بازخوانی شده است. و به همین دلیل، در برخی از لایههای نخبگانی تبدیل به امری مسلم گردیده که گویا مجال تردید در آن وجود ندارد. اما به نظر میرسد که در واقع چنین نیست و توصیه به استفاده از علم مدرن در موضوع شناسی ها، از تعمق لازم برخوردار نیست.
دوم- معمولاً آنچه که از منظر از این بزرگوران - که به اتقان علم مدرن باور دارند- مغفول میماند توجه به ساحات و مبانی بنیادین علم و تکنولوژی مدرن است. این در حالی است که، در همان جهان غرب، دو دانش «فلسفه علم» و «فلسفه تکنولوژی» به خاطر ضرورت توجه به روششناسی علمی، و ماهیت علم و تکنولوژی، شکل گرفته و برخوردار از رویکردها، نظریات و آراء متعددی گردیده است. پس، مخالفت مطلق با علم و تکنولوژی مدرن یا موافقت تام و تمام با آن نمیتواند بدون ورود در این ساحات، صورتی علمی و تخصصی به خود بگیرد. فلذا، اگر نویسندگانی در مقام نقد برآمده و توصیه به استفاده از روششناسی علمی و بهرهگیری از تکنولوژی را دارند، باید آگاهانه به مبانی این دو عرصه توجه کرده و اتخاذ مبنا نمایند و براساس پذیرفته خود، توصیه به استفاده یا اِعراض از علم و تکنولوژی داشته باشند و یا اینکه، نظر تفصیلی دیگری را برگزینند. درحالیکه، نه تنها یادداشت ایشان، هیچ بهرهای از چنین توجهی فلسفی-معرفتی ندارد، بلکه متذکر این نوع توجهات هم نشده است. و از اینروی، یادداشت مذکور، در حد یک توصیه نامه فروکاسته میشود، که اگر بخواهد از وزانت علمی لازم برخوردار باشد، باید دیدگاه آقای خسروپناه را در لایهای بنیادین مورد نقادی قرار دهد که چنین نشده است.
سوم- برای درک منظر ایشان باید به همان تعبیری که در یادداشت به کار گرفتهاند توجه ویژه نمود: «عقلانیت علمی بشر». پیرامون این تعبیر، سؤالات چندی مطرح میشود تا عیان گردد که تفوه به این کلمات، اگر از ناحیه اندیشهای بنیادین و ژرفنگر پشتیبانی نشود، به سادهنگری در مواجهه با جهان مدرن ختم خواهد شد که از آن پروژهای مانند «اجتهاد هوش مصنوعی» بیرون میآید.
پرواضح است که، «عقلانیت علمی» نزد عرف عام معنای روشنی ندارد و باید معنای آن را در عرف تخصصی پیگیری نمود. پس میتوان این سؤالات را از ایشان پرسید: مقصود از «عقلانیت علمی» چیست؟ چه تعریفی از عقلانیت، برگزیده نگارنده محترم است؟ آیا از منظر ایشان، عقلانیت و روششناسی عقلانی، در همه مکاتب و جهانبینی ها، مشترک و واحد است و آنچه که در بین است، اشتراک لفظی بیش نیست؟ یعنی تعریفی که یک دستگاه معرفتی مادیگرا از عقلانیت دارد، همان تعریفی است که یک مکتب حکمی الهی دارد؟ اگر چنین اشتراک معنوی وجود ندارد و هر مکتب و نظام معرفتی، تفسیر خاص خود را از عقلانیت دارد، ایشان کدام عقلانیت علمی را مدنظر خویش دارند؟ یک مجتهد، از کدام عقلانیت علمی، در راستای موضوعشناسی و تعیین مصادیق استفاده کند؟ اگر مقصود از عقلانیت علمی، «روشهای علمی» است، با توجه به تعدد روشهای علمی در مثال استهلال، کدام یک از این روشها را باید برگزید؟ با توجه به تعارض برخی روشها با همدیگر، براساس چه مرجحاتی باید یکی از روشهای علمی خاص را برگزید و روش دیگر را کنار نهاد؟ و...
🔹نهایت سخن آنکه: به نظر میرسد، توصیه به ورود در جهان مدرن و تبعیت از علم، همان «که عشق آسان نمود اول، ولی افتاد مشکلها»ست. همانطور که ایشان به درستی بیان کردهاند که، نباید تصویری «طالبانی» از جامعه اسلامی در قاب بنشیند، همچنان نباید از ذوق علم، پیروی غیرعالمانه و «مقلدانه» از امر مدرن و پدیده تکنولوژی داشت. و صحیح این است که، با رویکردی «انتقادی» به مواجهه بامدرنیته رفته و سعی در پی بردن به لایه های تودرتوی آن داشت و در استفاده از آن، نهایت دقت و ظرافت اندیشی را به کار گرفت که این خود «روش شناسی» مخصوصی دارد که مجال طرح آن در این مقام نیست و در مطالب دیگر تفصیل داده شده است.
@monir_ol_din
💢پژوهشی درباره زمان و مکان در فلسفه اسلامی💢
🔹دو مفهوم «زمان» و «مکان» از سری مفاهیم فلسفی هستند که هم در هر مکتب فلسفی(هستی شناختی) مورد توجه قرار گرفته اند و هم اینکه امکان امتداد به فیزیک و طبیعیات را دارند.
این پژوهش را با جستجو در حقیقت «مکان» آغاز میکنم. ابتدائاً، تحقیقی را که استادزارعی سبزواری در تعلیقه بر بدایة الحکمة از اقوال فلاسفه و متکلمین نگاشته اند، گزارش میکنم تا موجب اتساع ذهنی نسبت به حقیقت این مقوله فراهم گردد و سپس به اندیشه برخی از فلاسفه خواهم پرداخت.
👇👇
«اعلم أنهم إختلفوا فی حقیقة المکان علی أقوال:
الأول: ماذهب إلیه المتکلمون من إنکار المکان. قال المیبدی فی شرح الهدایة الأثیریة،۶۱: «مذهب الإشراقیین أن المکان موجودٌ فی الخارج. و مذهب المتکلمین أنه لاشیء بمعنی أنه معدومٌ فی الخارج».
الثانی: ما نسب إلی جماعةٍ من الأوائل فی شوارق الإلهام۲: ۳۰۰. و هو أن المکان هیولی الجسم.
الثالث: أنه الصورة. و هذا القول أیضاً منسوبٌ إلی جماعة من الأوائل. شوارق الإلهام.
الرابع: أنه سطحٌ من جسمٍ یلاقی المتمکن، سواء کان حاویاً أو محویاً له. و هذا القول تعرض له أرسطو فی کتاب «الطبیعیات»، راجع کتاب «طبیعیات أرسطو» بالفارسیة: ۱۲۷
الخامس: أنه السطح الباطن من الحاوی المماس للسطح الظاهر من المحوی. و هذا قول المعلم الأول و الشیخ الرئیس، راجع «طبیعیات أرسطو»: ۱۳۹، و الفصل السادس و التاسع من المقالة الثانیة من الفن الأول من طبیعیات شفاء، و نسب إلی الفارابی فی الأسفار ۴: ۴۳
السادس: أن المکان بعدٌ یساوی أقطار الجسم المتمکن، فیکون بعداً جوهریاً مجرداً عن المادة. و هذا قول أفلاطون کما فی شرح المواقف: ۲۲۴. و هذا القول نسب إلی الرواقیین فی الأسفار۴: ۴۳ و بدائع الحکمة:۱۱. واختاره المحقق الطوسی و صدرالمتألهین. فراجع کشف المراد: ۱۵۲، و شوارق الإلهام: ۳۰۱، و شرح التجرید للقوشجی: ۱۵۶، و الأسفار۴: ۴۳
🔹دامنه اختلافات فلاسفه و متکلمین از انکار مکان تا اثبات آن به مثابه بعد جوهری مجرد از ماده، برای پژوهشگر فلسفی، فرصتی مناسب در تحلیل حقیقت مکان به دست می دهد.
در مطالب بعدی، به آراء برخی فلاسفه مسلمان برجسته خواهم پرداخت.
ادامه دارد...
@monir_ol_din
•| صعوبت حقیقت مکان و زمان |•
▫️فخرالدین رازی:
«إن العقلاء دارت رءوسهم و حارت عقولهم في معرفة حقيقة المكان و الزمان. أما المكان فأصحاب أفلاطون و كل من كان قبله من الحكماء المعتبرين: اتفقوا على أنه عبارة عن البعد الممتد. و أما اصحاب ارسطاطاليس: فقد اتفقوا على أنه عبارة عن السطح المحيط».
📚المطالب العالية من العلم الإلهي، ج۱، ص: ۴۳
@monir_ol_din
💢پژوهشی درباره زمان و مکان در فلسفه اسلامی💢
✅شماره دوم
دیدگاه خواجه نصیرالدین طوسی و علامه حلی
🔹خواجه نصیرالدین طوسی در کتاب «تجرید الإعتقاد»، اشاره ای مختصر به نظریه مختار خود پیرامون حقیقت مکان پرداخته، و علامه حلی آن را در «کشف المراد» اینگونه شرح داده است:
«... قد تبين أن الجسم يقتضي بطبعه شيئين المكان و الشكل و لما كان الشكل ظاهرا و كان طبيعيا ذكره بعقب المكان ثم عاد إلى تحقيق ماهية المكان و قد اختلف الناس فيه و الذي عليه المحققون أمران أحدهما البعد المساوي لبعد المتمكن و هذا مذهب أفلاطون.
و الثاني السطح الباطن من الجسم الحاوي المماس للسطح الظاهر من الجسم المحوي و هو مذهب أرسطو و أبي علي بن سينا.
و قد اختار المصنف الأول و هو اختيار أبي البركات و مذهب المتكلمين قريب منه و الدليل على ما اختاره المصنف أن المعقول من المكان إنما هو البعد فإنا إذا فرضنا الكوز خاليا من الماء تصورنا الأبعاد التي يحيط بها جرم الكوز بحيث إذا ملئ ماء شغلها الماء بجملتها، و الأمارات المشهورة في المكان من قولهم إنه ما يتمكن المتمكن فيه و يستقر عليه و يساويه و ما يوصف بالخلو و الامتلاء يساعد على أن المكان هو البعد»
ترجمه:
«علامه حلی: خواجه نصیرالدین طوسی، بیان کرد که طبع جسم مقتضی دو چیز است: مکان و شکل. از آنجا که شکل ظاهری است و طبیعی، آن را به دنبال مکان ذکر کرده و سپس به بحث از ماهیت مکان بازگشت میکند که عموماً درباره آن اختلاف شده است. اما آنچه محققین برآن هستند دو دیدگاه است:
اولی: مکان، بعدی است که مساوی با بعد متمکن است که این دیدگاه افلاطون است.
دومی: مکان، سطح باطن از جسم حاوی است که مماس با سطح ظاهر از جسم محوی است و این، دیدگاه ارسطو و ابن سیناست.
اما مصنف، دیدگاه اول را اختیار کرده است که نظریه مختار ابوالبرکات و نزدیک به نظریه متکلمین است. دلیل مصنف بر این دیدگاه چنین است: هنگامی که ما یک کوزه خالی از آب را فرض میکنیم، در حقیقت ابعادی را تصور کرده ایم که جرم کوزه به آنها احاطه دارد، به گونه ای که اگر از آب پر شود، آب همه آن ابعاد را اشغال می کند. و اماراتی که درباره مکان در کلام فلاسفه اشتهار دارد؛ آن چیزی که متمکن در آن تمکن دارد، بر آن استقرار دارد، مساوی با آن است و آن چیزی که به خلو و امتلاء متصف می شود، همه این امارات اربعه با دیدگاه «بعدی بودن مکان» سازگاری دارد.»
📚کشف المراد فی شرح تجریدالإعتقاد، ص ۲۳۲
@monir_ol_din
💢پژوهشی درباره زمان و مکان در فلسفه اسلامی💢
✅ شماره سوم
▫️دیدگاه شیخ اشراق
«أنّ المكان له أمارات أربعة مسلّمة عند الكل:
الأولى، امتناع اجتماع جسمين فيه.
و الثاني، انّه ينسب الجسم إليه ب «في».
و الثالث، جواز انتقال الجسم عنه إلى غيره.
و الرابع، اختلافه بالجهات.
فتعلم أنّ الهيولى ليست هي مكان الجسم، و لا الصورة إذ لا يكون المجموع في جزء واحد، ثم لا جواز للانتقال عنهما. و ليس المكان ما يستقرّ عليه الجسم إذ ليس هو فيه.... فالمكان هو السطح الباطن للجرم الحاوي المماس للسطح الظاهر للجرم المحوي».
مکان، نزد فلاسفه، دارای اماراتی است که با آن شناخته می شود:
اول؛ امتناع اجتماع دو جسم در مکان،
دوم؛ جسم با «فی» به مکان نسبت داده می شود،
سوم؛ جواز انتقال جسم از مکان به غیر آن،
چهارم: اختلاف مکان با جهات.
با این وصف، معلوم می شود که هیولی و صورت، مکان جسم نیست، زیرا مجموع، در یک جزء محقق نمی شود، همچنین انتقال از هیولی و صورت ممکن نیست، ضمن اینکه مکان آن چیزی که جسم بر آن مستقر می شود نیست، زیرا جسم «در» آن (مایستقر علیه) نیست.....پس مکان همان سطح باطن جرم حاوی است که مماس با سطح ظاهر جرم محوی است.
📚مجموعه مصنفات شيخ اشراق ج۴ص: ۱۹۲
@monir_ol_din
▫️به مناسبت سالروز بزرگداشت صدرالمتالهین شیرازی، فرهنگستان علوم اسلامی قم برگذار میکند:
🔰سلسله نشست علمی با موضوع امتدادحکمت(چیستی_چرایی_چگونگی)
🔹جلسه اول
با ارائه:
استاد محمد تقی سبحانی(مدیر پژوهشکده کلام اهل البیت و بنیاد امامت)
استاد احمدحسین شریفی(مدیر موسسه پژوهشی حکمت و فلسفه ایران)
دبیر علمی:
حجت الاسلام حامد آرین پور
📍مکان:خیابان الغدیر_کوچه۱۰_ساختمان مفید_طبقه اول
🕛زمان: پنجشنبه_ ۵خرداد
ساعت ۱۰ونیم صبح الی ۱۳
@monir_ol_din
14010305 emtedad hekmat.MP3
42.08M
🔊سلسله نشست علمی با موضوع امتدادحکمت(چیستی_چرایی_چگونگی)
🔹جلسه اول
با ارائه:
استاد محمد تقی سبحانی(مدیر پژوهشکده کلام اهل البیت و بنیاد امامت)
استاد احمدحسین شریفی(مدیر موسسه پژوهشی حکمت و فلسفه ایران)
دبیر علمی:
حجت الاسلام حامد آرین پور
🔹مکان: فرهنگستان علوم اسلامی قم
🔹زمان: پنجشنبه_ ۵خرداد
@monir_ol_din
-1558438143_1803919951.pdf
131.4K
🔹گزارش علمی جناب آقای علی محمدی(زیدعزه) از نشست امتدادحکمت
@monir_ol_din
💢پژوهشی درباره زمان و مکان در فلسفه اسلامی💢
✅شماره چهارم
شیخ الرئیس ابن سینا
او در «التعلیقات» جملات کوتاه قابل تأملی درباره حقیقت زمان دارد:
«الزمان يدخل فيه ما هو متغير. و نسبة الأبديات إلى الزمان هو الدهر فإن الزمان متغير و الأبديات غير متغيرة»
هر آن چیزی که متغیر است، در «زمان» داخل میشود. و نسبت ابدیات با زمان، همانا «دهر» است، چرا که زمان، امری متغیر است و ابدیات غیرمتغیرند. (وقتی که امور ابدیه با زمان سنجیده میشود، از این سنجش، نسبتی به دست میآید که به آن دهر گفته میشود. مانند نسبة الشیء الی المکان که از آن به «أین» تعبیر میشود)»
📚التعلیقات، ص ۴۳
«الدهر وعاء الزمان لأنه محاط به. الزمان ضعيف الوجود لكونه سيّالا غير ثابت. الفلك حامل الزمان، و القوة المحركة فيه فاعل الزمان.
دهر، وعاء و ظرف زمان است، زیرا زمان با دهر احاطه شده است. زمان، ضعیف الوجود است، زیرا سیال غیرثابت است. فلک، حامل زمان است و قوه محرکه در فلک، فاعل زمان.»
📚التعلیقات، ص۱۴۲
@monir_ol_din
💢پژوهشی درباره زمان و مکان در فلسفه اسلامی💢
✅شماره پنجم
اقسام الکون
شیخ الرئیس ابن سینا
«العقل يفرض ثلاثة أكوان: أحدها: الكون فى الزمان و هو «متى» الأشياء المتغيرة التي يكون لها مبدأ و منتهى، و يكون مبدؤه غير منتهاه، بل يكون متقضيا و يكون دائما فى السيلان و فى تقضى حال و تجدّد حال. و الثاني: كونه مع الزمان و يسمى الدّهر. و هذا الكون محيط بالزمان و هو كون الفلك مع الزمان، و الزمان فى ذلك الكون لأنه ينشأ من حركة الفلك و هو نسبة الثابت إلى المتغير إلاّ أنّ الوهم لا يمكنه إدراكه لأنه رأى كل شىء فى زمان، و رأى كل شىء يدخله كان و يكون و الماضى و الحاضر و المستقبل، و رأى لكل شىء «متى» إمّا ماضيا أو حاضرا و مستقبلا. و الثالث: كون الثابت مع الثابت و يسمى السرمدى و هو محيط بالدهر. الشيء الزمانىّ يكون له أول و آخر، و يكون أوله غير آخره. الوهم يثبت لكل شىء «متى»، و محال أن يكون للزمان نفسه «متى».
«عقل، سه گونه «کون» فرض می کند: اولی: «کون فی الزمان» است، که همان مقوله «متی» در اشیاء متغیره است که دارای مبدأ و منتهی هستند، و مبدأ آنها غیر از منتهای شان است، بلکه امری متقضی (سپری شونده) و در سیلان دائمی و تقضی حال و تجدد حال دیگری هستند. دومی: «کون مع الزمان» است که «دهر» نامیده می شود. این نوع از کون، محیط به زمان است و آن همانا کون الفلک مع الزمان است، و زمان در این کون قرار دارد، زیرا زمان از حرکت فلک نشأت می یابد و آن کون، همانا نسبت ثابت به متغیر است، با این نکته که، وهم امکان ادراک آن نسبت را ندارد، زیرا وهم هر چیزی را در ظرف زمانی می بیند، و هر چیزی را که در آن کان، یکون، ماضی، حاضر و مستقبل داخل می شود را ملاحظه می کند، و برای هر چیزی «متی» می بیند چه در زمان حاضر باشند یا در ماضی یا در مستقبل. سومی: کون الثابت مع الثابت که به آن «سرمد» گفته می شود و محیط به «دهر» است»
📚التعلیقات، ص ۱۴۱
@monir_ol_din
نشست اول امتداد حکمت.pdf
684.5K
🔹نشستعلمی امتدادحکمت
▫️جلسه اول: با حضور اساتید شریفی و سبحانی
▫️زمان:۵/ ۳/ ۱۴۰۱
▫️مکان: فرهنگستان علوم اسلامی قم
@monir_ol_din
▫️فرهنگستان علوم اسلامی قم برگذار میکند:
🔰سلسله نشست علمی با موضوع امتدادحکمت(چیستی_چرایی_چگونگی)
🔹جلسه دوم
با موضوع: چگونگی امتداد حکمت
با حضور:
استاد محمد تقی سبحانی(مدیر پژوهشکده کلام اهل البیت و بنیاد امامت)
استاد احمدحسین شریفی(مدیر موسسه پژوهشی حکمت و فلسفه ایران)
دبیر علمی:
حجت الاسلام حامد آرین پور
📍مکان:خیابان الغدیر_کوچه۱۰_ساختمان مفید_طبقه اول
🕛زمان: پنجشنبه_ ۲۳ تیر
ساعت ۱۰ونیم صبح الی ۱۳
@monir_ol_din