eitaa logo
پسرفاطمه(عج)
6.4هزار دنبال‌کننده
13.1هزار عکس
15.2هزار ویدیو
82 فایل
﷽ ❤ #اللﮩـم_عجـل_لولیـڪ_الفـرجــــ ‍ ⚠️ تبادل فقط باکانالهای مذهبی وآموزشی بالای 2 کا ادمین نظرات ، پیشنهادات و تبادل ⬅️ @SeydAli_Alavi تبلیغات ارزان ⬅️ @tabtarefe
مشاهده در ایتا
دانلود
15.28M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
🔵 #مناسبتی_درک_نشده 🔸 قسمت دوم ♻️ چه تناسبی بین امام زمان💖و ظهور🌸آن حضرت و #عیدغدیر وجود دارد 💠 گوش دادن به این فایل ترک نشود ✅ @montazar
رهبر شیعیان نیجریه ؛ تنها به جرم شیعه بودن ، و به دستور غرب در بدترین شرایط و تحت فشار روانی بسیار بدی قرار دارد ... بازهم داستان تلخ و اندوهبار شکنجه و زندانهایی مخوف ، برای یکی از باوفاترین یاران فعلی ائمه درحال تکرار شدن است ... از جمله مسائلی که قطعا در #تاریخ ثبت خواهد شد مسئله شیخ زکزاکی است که دولت پست #نیجریه فقط به جرم شیعه بودن اراده بر شهادت وی کرده است. #FreeZakzaky #FreeZakzakyForTreatment #حقوق_بشر_آمریکایی #حقوق_بشر #زکزاکی_تنها_نیست #شیخ_زکزاکی #زکزاکی ✅ @montazar
🔻بیانات منتشر نشده رهبر انقلاب خطاب به زوج‌های جوان 💪 ملتِ مسلمانِ پرجمعیت، توانمند و مترقی است 🔹 رهبر انقلاب: این حدیثی که من خواندم از قول پیغمبر اکرم که «تَناکَحوا تَناسَلوا تَکثُروا»، خدای متعال از مسلمانها خواسته که زیاد بشوند. 📈 اگر چنانچه عدد ملّت مسلمان زیاد باشد، این زمینه و امکان برای رشد و تعالی در آنها وجود دارد؛ یعنی وقتی که عدّه زیاد است، افراد صالح در آن قهراً زیادترند، توانایی‌ها قهراً بیشتر است، نیروی انسانی قهراً راقی‌تر است. ✅ جمعیّت کم، مقهور واقع میشود. امروز در دنیا آن کشورهایی که جمعیّت‌های زیادی دارند، به برکت آن به خیلی امکانات دست یافته‌اند... اینکه من تکرار میکنم، تأکید میکنم، به خاطر این است. فروردین ۱۳۹۸ 🌸 #ویژه_روز_ازدواج ‌‌زن، خانواده و سبک زندگی در نگاه رهبر انقلاب👇 ❣️ @montazar
▪️فکر کن #بزرگترین #فرش جهان رو ببافی بعد یه رئیس جمهوری با کفش بره روش مجبور شی همش رو بشوری😂😂 💬 امین شفیعی ✅ @montazar
پسرفاطمه(عج)
#سلام_بر_ابراهیم #قسمت۵۴ مدتي از عزل بني صدر از فرماندهي كل قوا گذشــت. براي درهم شكستن عظمت ارتش
۵۵ انار نرسيده بوديم كه خبر شهادت غامعلي پيچك در جبهه گيان غرب همه .ما را متأسف كرد به محض رسيدن به ارتفاعات انار، يكي از بچه ها با لهجه مشهدي به سمت !!من آمد و گفت: حاج حسين، خبر داري ابراهيم رو زدن !بدنم يكدفعه لرزيد. آب دهانم را فرو دادم وگفتم: چي شده؟ .جواب داد: يه گلوله خورده تو گردن ابراهيم .رنگم پريد. ســرم داغ شــد. ناخودآگاه به سمت ســنگرهاي مقابل دويدم در راه تمام خاطراتي كه با ابراهيم داشــتم در ذهنم مرور مي شد، وارد سنگر .امدادگرشدم و بالاي سرش آمدم .گلوله اي به عضات گردن ابراهيم خورده بود. خون زيادي از او می رفت !جواد را پيدا كردم و پرسيدم: ابرام چي شده؟ !با كمي مكث گفت: نمي دونم چي بگم. گفتم: يعني چي؟ .جواب داد: با فرماندهان ارتش صحبت كرديم كه چطور به تپه حمله كنيم عراقي ها شــديداً مقاومــت مي كردند. نيروي زيادي روي تپــه و اطراف آن .داشتند. هر طرحي داديم به نتيجه نرسيد نزديك اذان صبح بود و بايد كاري مي كرديم، اما نمي دانســتيم چه كاري .بهتره يكدفعه ابراهيم از سنگر خارج شد! به سمت تپه عراقي ها حركت كرد و بعد !روي تخته سنگي به سمت قبله ايستاد بــا صداي بلند شــروع به گفتن اذان صبح كرد! ما هــر چه داد مي زديم كه .ابراهيم بيا عقب، الان عراقي ها تو رو مي زنن، فايده نداشت تقريباً تا آخر اذان را گفت. با تعجب ديديم كه صداي تيراندازي عراقي ها قطع شده! ولي همان موقع يك گلوله شليك شد و به ابراهيم اصابت كرد. ما !هم آورديمش عقب در ارتفاعات انار بوديم. هوا كاماً روشــن شــده بود. امدادگر زخم گردن .ابراهيم را بست. مشغول تقسيم نيروها و جواب دادن به بي سيم بودم يكدفعه يكي از بچه ها دويد و باعجله آمد پيش من و گفت: حاجي، حاجي !يه سري عراقي دستاشون رو بالا گرفتن و دارن به اين طرف مي يان با تعجب گفتم:كجا هســتند!؟ بعد با هم به يكي از سنگرهاي مشرف به تپه رفتيم. حدود بيســت نفر از طرف تپه مقابل، پارچه سفيد به دست گرفته و به !سمت ما مي آمدند. فوري گفتم: بچه ها مسلح بايستيد، شايد اين حُ قه باشه لحظاتي بعد هجده عراقي كه يكي از آن ها افسر فرمانده بود خودشان را تسليم .كردند. من هم از اينكه در اين محور از عراقي ها اسير گرفتيم خوشحال شدم با خودم فكركردم که حتماً حمله خوب بچه ها و اجراي آتش باعث ترس .عراقي ها و اســارت آن ها شــده. بعد درجه دار عراقي را آوردم داخل سنگر .يكي از بچه ها كه عربي بلد بود را صدا كردم مثل بازجوها پرسيدم: اسمت چيه، درجه و مسئوليت خودت را هم بگو! خودش را معرفي كرد و گفت: درجه ام سرگرد و فرمانده نيروهايي هستم كه روي تپه و .اطراف آن مستقر بودند. ما از لشكر احتياط بصره هستيم كه به اين منطقه اعزام شديم !!پرسيدم: چقدر نيرو روي تپه هستند. گفت: الان هيچي چشمانم گرد شد. باتعجب گفتم: هيچي!؟ 💕join ➣ @montazar 🔹 🔹
فعلا قابلیت پخش رسانه در مرورگر فراهم نیست
مشاهده در پیام رسان ایتا
🍃🌻اللهم اکشف هذه الغمة 🍃🌻عن هذه الامة بحضوره 🍃🌻و عجل لنا ظهوره 🍃🌻انهم یرونه بعیدا 🍃🌻و نراه قریبا 🍃🌻العجل العجل یا مولا یا مهدی(عج) 🍃🌻برحمتك یا ارحم الراحمین! ❤️ #اللهم_عجل_لولیک_الفرج ✅ @montazar
9.27M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
✅ شیعیان، مرد و زن، بنابه فرموده پیامبراکرم صلی الله علیه و آله ، همه نسبت به غدیر مسئول هستیم 🔴 اگر غدیر زنده شود تشیع دنیا را فرا می‌گیرد. ⁉️ تو برای #غدیر چه کردی؟ . @montazar 🌾🌼🌹🍃💐🌾🌼🌹
رفتار من... گفتار تو... نشانیم! امام‌صادق(علیه‌السلام) فرمودند: ای شيعيان! شما... به ما هستيد! پس مايه‌ی زينت ما باشيد نه آبروريزی ما! . 📚 مشکاة‌الأنوار، صفحه۶۷ ... @montazar
🌸💫🌸💫🌸💫🌸💫🌸 ‍ ‍ 💫 یا صاحب الزمان 💫 ☄ هاودلم ازاحساس سه شنبه هاو نسیمی پراز شمیم یاس ☄چکیده اشک فراقت به روی گونه من چه قیمتی شده اشکم ،شبیه یک الماس ☄به ذکر نام شمایم عجیب وابستـه شبیه کودکم و روی اسمتـان حسّاس ☄برای چیدن این خوشه های عشق شما نشسته منتظرم روزگار ،با یک داس ☄دگر بریده ام آقا ، پنـاه قلبم باش در این زمان دورنگی گرفته ام وسواس ☄چقدر غصه زیادو مجالمان محدود عزا گرفته ام از دست کینه ی خنـّاس ❣ @montazar 🌸💫🌸💫🌸💫🌸💫🌸
5.83M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
📹 ببینید| #انسان_مقدس 🔺 نماهنگی از بیانات رهبرانقلاب به‌مناسبت سالگرد شهادت #شهید_بابایی ✅ @montazar
#دعای_فرج مرحوم فَشَندی می‌گوید: ‌در مسجد #جمکران... اعمال را به جا آورده بودم و با همسرم می‌آمدم. دیدم آقایی نورانی داخل صحن شده‌ و قصد دارند به طرف مسجد بروند. با خود گفتم: این سیّد نورانی در این هوای گرم تابستان از راه رسیده و تشنه است. ‌ظرف آبی به دست ایشان دادم. پس از آشامیدن، ظرف آب را پس دادند. ‌گفتم آقا، شما دعا کنید و فرج #امام_زمان (عج) را از خدا بخواهید تا امر #ظهور نزدیک شود. ‌فرمودند: شیعیانِ ما به اندازه‌ی آب‌خوردنی ما را نمی‌خواهند! اگر ما را بخواهند، #دعا می‌کنند و #فرج ما می‌رسد. ‌ 📚شیفتگان حضرت مهدی(عج)، جلد۱، صفحه۱۵۵ ... @montazar ...
🌺🍃🍁🍃🍂🍃🍁🍃🍂🍃🍁 🍃 ﺍﺯ ﭘﺮﺳﯿﺪﻧﺪ ﭼﺮﺍ ﺍﯾﻨﻘﺪﺭ ﺁﺭﺍﻣﯽ؟ﮔﻔت ﺑﻌﺪ ﺍﺯ ﺳﺎﻟﻬﺎ ﻣﻄﺎﻟﻌﻪ ﻭ ﺗﺠﺮﺑﻪ، ﺯﻧﺪﮔﯽ ﺧﻮﺩ ﺭﺍ ﺑﺮ ﭘﻨﺞ ﺍﺻﻞ ﺑﻨﺎ ﮐﺮﺩﻡ: ۱. ﺩﺍﻧﺴﺘﻢ ﺭﺯﻕ ﻣﺮﺍ ﺩﯾﮕﺮﯼ ﻧﻤﯽﺧﻮﺭﺩ، ﭘﺲ ﺁﺭﺍﻡ ﺷﺪﻡ! ۲. ﺩﺍﻧﺴﺘﻢ ﮐﻪ ﺧﺪﺍ ﻣﺮﺍ ﻣﯽﺑﯿﻨﺪ، ﭘﺲ ﺣﯿﺎ ﮐﺮﺩﻡ! ۳. ﺩﺍﻧﺴﺘﻢ ﮐﻪ ﮐﺎﺭ ﻣﺮﺍ ﺩﯾﮕﺮﯼ ﺍﻧﺠﺎﻡ ﻧﻤﯽﺩﻫﺪ، ﭘﺲ ﺗﻼﺵ ﮐﺮﺩﻡ! ۴. ﺩﺍﻧﺴﺘﻢ ﮐﻪ ﭘﺎﯾﺎﻥ ﮐﺎﺭﻡ ﻣﺮﮒ ﺍﺳﺖ، ﭘﺲ ﻣﻬﯿﺎ ﺷﺪﻡ! ۵. ﺩﺍﻧﺴﺘﻢ ﮐﻪ ﻧﯿﮑﯽ ﻭ ﺑﺪﯼ ﮔﻢ ﻧﻤﯽﺷﻮﺩ ﻭ ﺳﺮﺍﻧﺠﺎﻡ ﺑﻪ ﺳﻮﯼ ﻣﻦ ﺑﺎﺯﻣﯽﮔﺮﺩﺩ، ﭘﺲ ﺑﺮ ﺧﻮﺑﯽ ﺍﻓﺰﻭﺩﻡ ﻭ ﺍﺯ ﺑﺪﯼ ﮐﻢ ﮐﺮﺩﻡ! ﻭ ﻫﺮ ﺭﻭﺯ ﺍﯾﻦ ۵ ﺍﺻﻞ ﺭﺍ ﺑﻪ ﺧﻮﺩ ﯾﺎﺩﺁﻭﺭﯼ ﻣﯽﮐﻨﻢ ‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌ @montazar 🍃🌺🍃🌺🍃 🌱 🌱 🌱 🌱 🌱 🌱 🌱 🌱 🌱