eitaa logo
پسرفاطمه(عج)
6.4هزار دنبال‌کننده
13.1هزار عکس
15.2هزار ویدیو
82 فایل
﷽ ❤ #اللﮩـم_عجـل_لولیـڪ_الفـرجــــ ‍ ⚠️ تبادل فقط باکانالهای مذهبی وآموزشی بالای 2 کا ادمین نظرات ، پیشنهادات و تبادل ⬅️ @SeydAli_Alavi تبلیغات ارزان ⬅️ @tabtarefe
مشاهده در ایتا
دانلود
همه هم ناله با بشیم😔😭 امشبی را شه دین در حرمش مهمان است مکن ای صبح طلوع مکن ای صبح طلوع عصر فردا بدنش زیر سُمِ اسبان است مکن ای صبح طلوع مکن ای صبح طلوع @montazar
گاه آهسته فقط وای برادر می‌خواند لب تشنه «قتلوا» بود که از بر می‌خواند اشک می‌ریخت و هر آینه می گفت حسین تا دم مرگ فقط روضه حنجر می‌خواند @montazar
ای آسمان گرفتی از ما سه مقتدی را پیغمبـر و رضـا و امام مجتبـی را در این عزای عظمی، عالم به غم نشسته سکان کشتی دین، زین ماجرا شکسته ایام حزن اهل البیت (ع) برشما تسلیت باد @montazar
💔 مولاے غریب ما امروز در بین الحرمين بقیع گهے در عزاے جدش رسول الله (ص) مے گرید و گه بر غربت عمویش حسن (ع) (ص) و (ع) و (ع) تسلیـــت باد 🏴 @montazar
افسوس که آئینه نصیبش سنگ است؛ در کوچه‌ی بی کسی عجب دلتنگ است .. هر روز غروب خون شد قلبش که؛ این قدر غروب سامرا خون رنگ است .. یک عمر غریبی و اسیری سخت است؛ دلتنگی و بغض و سر به زیری سخت است .. از چهره‌ی تو شکستگی می‌بارد؛ در اوج جوانی ات چه پیری سخت است .. امروز که صاحبِ عزایت زهراست؛ چشم همه از غم تو دریا دریاست .. داغ تو شکست قامت عالم را؛ تو رفتی و «سُرَّ مَن رَأی» بی معناست .. هم چون شب قدر، قدر تو مکتوم است؛ با تو جلوات چارده معصوم است .. گفتند به طعنه حج نشد رزقت! نه؛ کعبه ز طواف روی تو محروم است .. با قلب شکسته شرح هجران دادی؛ یک عمر بهانه دست باران دادی .. آن قدر تو «یا حسین عطشان» گفتی؛ تا آخر کار تشنه لب جان دادی .. دل را به مقام قرب خود راهی کن؛ سرشار ز عشق و شور و آگاهی کن .. گاهی به نگاه خود مرا هم دریاب؛ یعنی تو مرا بقیة اللّهی کن .. @montazar
این روزِ آخری سخن از درد و غم مزن زانو بغل مگیر علی، آتشم مزن دیگر به زخم های تنم خو گرفته ام پیش حسن مپُرس چرا رو گرفته ام @montazar
🖤 آن فـرقـه کـه تیشـه بـه نخـل فـدک زدنـد بـر قـلـب پـاک خـتـم رســولان نـمک زدنـد مــهــدیۜ بـیـا ز قـاتـل مـــادر ســوال کــن زهــــرا ۜ چه کرده بود که او را کتک زدند؟ @montazar
"باز این چه شورش است" که در خانه ی علیست؟ این سوز گریه های غریبانه ی علیست "کای مونس شکسته دلان حال ما ببین" در آتش اینکه سوخته پروانه ی علیست "آن در که جبرئیل امین بود خادمش" آتش گرفته قاتل ریحانه ی علیست "خورشید آسمان و زمین" کنج بستر است این خانه بعد فاطمه ویرانه ی علیست خاتون خانه ای که در آن سوخت خانمش از این به بعد، دختر دردانه ی علیست حیدر چرا به شانه ی دیوار سر نهد؟ "سرهای قدسیان همه بر" شانه ی علیست باز این چه نوحه و چه عزا و چه شیون است؟ این جان حیدر است که در حال رفتن است دیدی چگونه قامت یک پهلوان شکست؟ در را که دید فاتح خیبر، زمین نشست جان علی! تو گوشه ی بستر چه می کنی؟ پر می زنی و با دل حیدر چه می کنی؟! ای پاسخ سلام بدون جواب من چادر به چهره ات نکش ای آفتاب من از کار من همیشه گره باز کرده ای تنها تو در به روی علی باز کرده ای هی زل نزن به این در و دیوار رو به رو یا گریه کن سبک بشوی یا سخن بگو باشد قبول همسفر من! برو ولی... از حق خود گذشته ام اصلا، برو ولی... احساس های دخترمان پس چه می شود؟ تکلیف آن قرار مقدس چه می شود؟ زهرا قرار بود، سپر من شوم نه تو! مرد میان رنج و خطر من شوم نه تو! حرف از فراق بین تو و من نبود که! اصلا قرار زود پریدن نبود که! آتش گرفت بال تو و من گداختم بانو سه ماه با غم و اشک تو ساختم دیگر بخند تشنه ی قدری تبسمم تابوت هم بخواهی اگر، چشم خانمم آن روز روی قلب علی خورد میخ در بدجور آبروی مرا برد میخ در آن ذوالفقار خیبر و خندق شکسته بود بانو حلال کن که علی دست بسته بود با ضربه ی لگد شده همدست میخ در کار تو را به فضه کشاندست میخ در ای چاه، بعد فاطمه با اشک من بجوش دیوار، در عزای جوانم سیه بپوش ای آسمان به ناله ی شبهای من بساز آه ای زمین تو با تن زهرای من بساز @montazar