eitaa logo
🍃 🌹 منتظران ظهور 🌹🍃
3هزار دنبال‌کننده
17.9هزار عکس
12هزار ویدیو
319 فایل
🌷بسم ربِّ بقیة الله الاعظم (عج)🌷 سلام بر تو ای امید ما برای زنده کردن حکومت الهی مرا هزار امید است و هر هزار تویی نشر مطالب حلال باذکر صلوات برامام زمان عج. ادمین: @Montazer_zohorr تبادل و تبلیغ: https://eitaa.com/joinchat/1139737620C24568efe71
مشاهده در ایتا
دانلود
📕 فوق العاده حکایت کنند مرد عیال واری به خاطر نداری سه شب گرسنه سر بر بالین گذاشت. همسرش او را تحریک کرد به دریا برود، شاید خداوند چیزی نصیبش گرداند. مرد تور ماهیگری را برداشت و به دریا زد تا نزدیکی غروب تور را به دریا می انداخت و جمع میکرد ولی چیزی به تورش نیفتاد. قبل از بازگشت به خانه برای آخرین بار تورش را جمع کرد و یک ماهی خیلی بزرگ به تورش افتاد. او خیلی خوشحال شد و تمام رنجهای آن روز را از یاد برد. او زن وفرزندش را تصور میکرد که چگونه از دیدن این ماهی بزرگ غافلگیر می شوند؟ همانطور که در سبزه زارهای خیالش گشت و گزاری میکرد، پادشاهی نیز در همان حوالی مشغول گردش بود. پادشاه رشته ی خیالش را پاره کرد و پرسید در دستت چیست؟ او به پادشاه گفت که خداوند این ماهی را به تورم انداخته است، پادشاه آن ماهی را به زور از او گرفت و در مقابل هیچ چیز به او نداد و حتی از او تشکر هم نکرد. او سرافکنده به خانه بازگشت چشمانش پر از اشک و زبانش بند آمده بود. پادشاه با غرور تمام به کاخ بازگشت و جلو ملکه خود میبالید که چنین صیدی نموده است. همانطور که ماهی را به ملکه نشان میداد، خاری به انگشتش فرو رفت،درد شدیدی در دستش احساس کرد سپس دستش ورم کرد و از شدت درد نمیتوانست بخوابد... پزشکان کاخ جمع شدند و قطع انگشت پادشاه پیشنهاد نمودند، پادشاه موافقت نکرد و درد تمام دست تا مچ و سپس تا بازو را فرا گرفت و چند روز به همین منوال سپری گشت. پزشکان قطع دست از بازو را پیشنهاد کردند و پادشاه بعداز ازدیاد درد موافقت کرد. وقتی دستش را بریدند از نظر جسمی احساس آرامش کرد ولی بیماری دیگری به جانش افتاد... پادشاه مبتلا به بیماری روانی شده بود و مستشارانش گفتند که او به کسی ظلمی نموده است که این چنین گرفتار شده است. پادشاه بلافاصله به یاد مرد ماهیگیر افتاد و دستور داد هر چه زودتر نزدش بیاورند. بعد از جستجو در شهر ماهیگیر فقیر را پیدا کردند و او با لباس کهنه و قیافه ی شکسته بر پادشاه وارد شد. پادشاه به او گفت: -آیا مرا میشناسی...!؟ -آری تو همان کسی هستی که آن ماهی بزرگ از من گرفتی. -میخواهم مرا حلال کنی. -تو را حلال کردم. -می خواهم بدانم بدون هیچ واهمه ای به من بگویی که وقتی ماهی را از تو گرفتم، چه گفتی ؟؟؟ گفت به آسمان نگاه کردم و گفتم : پروردگارا... او قدرتش را به من نشان داد، تو هم قدرتت را به او نشان بده! این داستان تاریخی یکی از زیباترین سلاحهای روی زمین را به ما معرفی میکند، این سلاح سلاح دعا است... 🔷بترس از ناله مظلومی که جز خدا یار و مددکاری ندارد https://eitaa.com/joinchat/1965162593Cbe8736d84c
حجت الاسلام محرابیان202030_796921074.mp3
زمان: حجم: 4.29M
🎙حجت الاسلام محرابیان 🎼پادکست صوتی بسیار زیبا کاری کن آقا دلش تنگت بشه💔 بسیار شنیدنی و تأثیرگذار👌 👈حتما بشنوید و نشر دهید. @montazeraan_zohorr
🔴 کاش صبرمان تمام می‌شُد و او می‌آمد... مادری رفت پیش امام صادق علیه السلام.... گفت پسرم خیلی وقت است از مسافرت برنگشته خیلی نگرانم..... 💚حضرت فرمود صبر کن پسرت برمی‌گردد..... رفت و چند روز دیگر برگشت و گفت پس چرا پسرم برنگشت..... 💚حضرت فرمود مگر نگفتم صبر کن؟.....خب پسرت بر می‌گردد دیگر..... رفت اما از پسرش خبری نشد..... برگشت؛ آقا فرمود مگر نگفتم صبر کن؟...... دیگر طاقت نیاورد....گفت آقا خب چقدر صبر کنم؟...... نمی‌توانم صبر کنم..... به خدا طاقتم تمام شده..... 💚حضرت فرمود برو خانه پسرت برگشته........ رفت خانه دید واقعاً پسرش برگشته.....  آمد پیش امام صادق گفت آقا جریان چیست؟ نکند مثل رسول خدا صلوات الله علیه و آله به شما هم وحی نازل می‌شود؟....... 💚امام فرمود نه! به من وحی نازل نشده؛ اما پيامبر خودش فرمود: عِندَ فَناءِ الصَّبرِ يَأتِي الفَرَجُ...... 🕊❤️صبر که تمام بشود فرج می‌آید.....! از اين رو، وقتى گفتى صبرم تمام شده، دانستم كه خداوند با آمدن فرزندت، فرج تو را رسانده است. 📗وسائل الشيعه،ج۱۱، ص۲۱٠ 📗إرشاد القلوب، ج۱، ص۱۵٠ ‌‌‌‌‌‌ ‌‌‌‌‌‌‌‌ https://eitaa.com/joinchat/1965162593Cbe8736d84c