eitaa logo
یا ابا صالح المهدی ، ادرکنا ...
693 دنبال‌کننده
24.6هزار عکس
32.8هزار ویدیو
299 فایل
ارتباط با ادمین👇 @ya_mahdi_adreknaa
مشاهده در ایتا
دانلود
📌 منتقم حسین نمی‌آیی؟ _ بهای گندم ری چند است؟ _ به نرخ روز متغییر است. _ الان نرخ روز چند است؟ _ خون حسین بن علی...! ▫️ ۳ ؛
📌 منتقم حسین نمی‌آیی؟ ▫️ مردِ سوار بر اسب دلش سوخت. آتشِ دامن دخترک را خاموش کرد. نازدانه پرسید: «آب داری؟» مرد کاسه‌ای آب به دستش داد. دخترک پابرهنه به طرف گودال دوید. ▫️ ۴ ؛ ☑️ واحد مهدویت مصاف (مهدیاران) @Mahdiaran
📌 منتقم حسین نمی‌آیی؟ ▫️ مردِ سوار بر اسب دلش سوخت. آتشِ دامن دخترک را خاموش کرد. نازدانه پرسید: «آب داری؟» مرد کاسه‌ای آب به دستش داد. دخترک پابرهنه به طرف گودال دوید. ▫️ ۴ ؛
📌 منتقم حسین نمی‌آیی؟ - باورم نمی‌شه شجاع‌ترین مرد کوفه دچار رعشه شده باشه! حُر گفت: بین بهشت و جهنم مانده‌ام! - کدام سو را انتخاب خواهی کرد؟ حُر اسب را تاخت زد. گویی آغوش بهشت او را فرا می‌خواند… ▫️ ۵ ؛
📌 منتقم حسین نمی‌آیی؟ ▪️ لشکر دشمن عمو را محاصره کرده بود. عمو تنهای‌تنها بود. عبدالله دست عمه را رها کرد و به سمت عمو دوید. شمشیر حرامی بالا رفت. عبدالله دستان کوچکش را حائل کرد. هیچ‌کس فکر نمی‌کرد دستان کوچک معجزه کند. عمو را که سالم دید، لبخند زد و آرام در آغوشش جان داد. ▫️ ۶ ؛
📌 منتقم حسین نمی‌آیی؟ ▪️- ببینید! رسول خدا به میدان آمده است؟! - خاموش باش! او علی اکبر است… ▫️ ۸ ؛
📌 منتقم حسین نمی‌آیی؟ ▪️ روی سینه نشست. خنجر را محکم گرفت. در هیاهوی صدای لشکر، سمّ اسبان و جیغ دخترکان، صدای مادری تنش را لرزاند. - ولدی... ولدی... ▫️ ۱۰ ؛
📌 منتقم حسین نمی‌آیی؟ ▪️ شام را آمادهٔ مهمان‌نوازی کرده بودند. با ورود کاروان اسیران، مردم برای استقبال، سنگ تمام گذاشتند. امروز سنگ‌های کوچه‌های شام، به جای زمین، در مشت مردم بود... ▫️ ۱۳ ؛
📌 منتقم حسین نمی‌آیی؟ ▪️ پدر هر کاری کند، پسر یاد می‌گیرد. مثلاً اگر در رکوع، انگشتر ببخشد. و «او» هم در گودال قتلگاه، انگشتر را با انگشت بخشید. نخواست او دستِ خالی از گودال برگردد. ▫️ ۱۷ ؛
1.31M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
🎬 ؛ 🌾 - بهای گندم ری چند است؟ - به نرخ روز متغیر است. - الان نرخ روز چیست؟ - خون حسین‌بن علی...! 🚩 اَيْنَ الطّالِبُ بِدَمِ الْمَقْتُولِ بِكَرْبَلآءَ ▪️ ۱ ؛
1.79M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
🎬 ؛ ▪ صدای امام در بیابان پیچید: «هل من ناصر ینصرنی؟» لشکر هلهله کرد. شش‌ماهه تاب نیاورد. خودش را از گهواره بیرون انداخت. بابا هنوز یک سرباز شش ماهه داشت... 🚩 اَيْنَ الطّالِبُ بِدَمِ الْمَقْتُولِ بِكَرْبَلآءَ ▪️ ۱۰ ؛
2.89M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
🎬 ؛ ▪ دخترک تشنه بود. با نگاهش آب طلب کرد. سرباز سیلی آبداری زد. دخترک با صورت زمین خورد. سیلی آبدار را نوشید. اما هنوز تشنه بود. صورت کوچکش مثل جگرش می‌سوخت! 🚩 اَيْنَ الطّالِبُ بِدَمِ الْمَقْتُولِ بِكَرْبَلآءَ ▪️ ۱۱ ؛