eitaa logo
منټظران حضږٺヅ‌‌‌‌🇵🇸
187 دنبال‌کننده
7.4هزار عکس
4.6هزار ویدیو
162 فایل
🍃←بِســمِ‌رَّبِ‌‌بَـقیَٖةَ‌الله→~♡ تاخودرا نسازیم و تغییر ندهیم! جامعه ساختهـ نمی شود🌿 کپی با ذکر 2 صلوات آزادهـ"📿🍁 تاسیس کاݩاݪ: 1399/8/3 جهت تبادل فقط مراجعه کنید والسلام @shahidehh گوش جاڹ^^ https://abzarek.ir/service-p/msg/1603459
مشاهده در ایتا
دانلود
رسیدیم دمشق. یک شب در بیمارستان دمشق بودیم. روز بعد آماده پرواز به ایران شدیم🛫 یکی سرش بسته بود، یکی پایش بسته و عصا داشت. هر کس یه مدل لنگ می زد و مجروح بود. قبل از سوار شدن به هواپیما، سیدابراهیم شروع کرد به شعر خواندن: کلنا داغونتیم یا زینب کلنا داغونتیم یا زینب... 🎼😁 برای هر کس به فراخور حالش شعر می خواند. نمی دانم این شعرها را چطور آن قدر سریع می سرود 😜 ما به بیمارستان بقیه الله تهران تهران منتقل شدیم. من و سیدابراهیم با هم در یک اتاق بودیم. تخت مان کنار هم بود. آنجا هم سیدابراهیم آرام نداشت! تقریبا همه او را می شناختند ☺️ از این اتاق به آن اتاق می رفت و نوکری بچه‌ها را می کرد. به آنها می گفت: «چیزی کم و کسری ندارید؟» طرف تلفن نداشت. شماره خانواده‌اش را که بعضاً در افغانستان بودند، می گرفت، می داد صحبت می کرد. بعضی ها را ماساژ می داد. با بعضی ها هم صحبت می شد و درد دل شان را گوش می کرد :) 🍃 می گفت: «افغانی ها اینجا غریب ان :) 🥀 بعضی‌هاشون خانواده ندارن، بعضی هاشون بهشون رسیدگی نمیشه.»
‌「•🌙''🌿°」 خود سـازے دغدغہ اصلی شما باشد...(:''🌱 - ‌ 🕊 『 𝕤𝕙𝕒𝕙𝕚𝕕𝕖𝕙_𝕙𝕚𝕛𝕒𝕓 🌸 』
🕊 سخنان مقام معظم رهبرے را گوش کنید؛ قلب شما را بیدار می کند و راه درست را نشانتان می دهد...🌿 🌻 [@sh_danesgar]
یڪ‌بار‌فاطمه‌را‌گذاشت‌روۍاُپن‌آشپزخانه‌و به‌اوگفت : بپـربغل‌بابا ..🤗 وفاطمه‌‌به‌آغوش‌او‌پرید .. بـعد‌به‌من‌نگاه‌کرد‌وگفت : ببین‌فاطمه‌چطوری‌به‌من‌اعتماد‌داشت !.. اوپرید‌ومیدانست‌ڪه‌من‌اورا‌میگیرم .. اگرماهم‌اینطوربه اعتماد‌داشتیم همه‌مشکلاتمان‌حل‌بود .. واقعی‌یعنی‌همین‌ڪه‌بدانیم‌در‌هر شرایطی‌خدا‌مواظب‌ماهست ..☝️ [به‌نقل‌از‌همسر‌محترم‌شهید ❤️ ..