#خاطره_شهید
رسیدیم دمشق. یک شب در بیمارستان دمشق بودیم. روز بعد آماده پرواز به ایران شدیم🛫
یکی سرش بسته بود، یکی پایش بسته و عصا داشت. هر کس یه مدل لنگ می زد و مجروح بود.
قبل از سوار شدن به هواپیما، سیدابراهیم شروع کرد به شعر خواندن:
کلنا داغونتیم یا زینب
کلنا داغونتیم یا زینب... 🎼😁
برای هر کس به فراخور حالش شعر می خواند. نمی دانم این شعرها را چطور آن قدر سریع می سرود 😜
ما به بیمارستان بقیه الله تهران تهران منتقل شدیم. من و سیدابراهیم با هم در یک اتاق بودیم.
تخت مان کنار هم بود. آنجا هم سیدابراهیم آرام نداشت! تقریبا همه او را می شناختند ☺️
از این اتاق به آن اتاق می رفت و نوکری بچهها را می کرد. به آنها می گفت: «چیزی کم و کسری ندارید؟»
طرف تلفن نداشت. شماره خانوادهاش را که بعضاً در افغانستان بودند، می گرفت، می داد صحبت می کرد.
بعضی ها را ماساژ می داد. با بعضی ها هم صحبت می شد و درد دل شان را گوش می کرد :) 🍃
می گفت: «افغانی ها اینجا غریب ان :) 🥀 بعضیهاشون خانواده ندارن، بعضی هاشون بهشون رسیدگی نمیشه.»
#گفتهشهیدمرتضیعطایی
#شهیدمصطفیصدرزاده
「•🌙''🌿°」
خود سـازے
دغدغہ اصلی
شما باشد...(:''🌱
-
#شهیدانہ
#شهیدمصطفیصدرزاده🕊
『 𝕤𝕙𝕒𝕙𝕚𝕕𝕖𝕙_𝕙𝕚𝕛𝕒𝕓 🌸 』
#کلامشهید🕊
سخنان مقام معظم رهبرے را گوش کنید؛
قلب شما را بیدار می کند
و راه درست را نشانتان می دهد...🌿
#شهیدمصطفیصدرزاده🌻
[@sh_danesgar]
#حرف_قشنگ_شهدایی
یڪبارفاطمهراگذاشتروۍاُپنآشپزخانهو
بهاوگفت :
بپـربغلبابا ..🤗
وفاطمهبهآغوشاوپرید ..
بـعدبهمننگاهکردوگفت :
ببینفاطمهچطوریبهمناعتمادداشت !..
اوپریدومیدانستڪهمناورامیگیرم ..
اگرماهماینطوربه #خدا اعتمادداشتیم
همهمشکلاتمانحلبود ..
#توکل واقعییعنیهمینڪهبدانیمدرهر
شرایطیخدامواظبماهست ..☝️
[بهنقلازهمسرمحترمشهید
#شهیدمصطفیصدرزاده❤️
#خداشکربخاطربودنت..