eitaa logo
نـــــــورِ مــــــاه :)🇵🇸
505 دنبال‌کننده
426 عکس
177 ویدیو
0 فایل
‌‌کاش مۍشد فالمان از شعر حافظ این شود : عاقبت بِہ مۍشود احوال دوران غم مخور . -امیرعباس‌ . هر چه دل تنگت می‌خواهد بگو :)) https://harfeto.timefriend.net/16982390084585 . ادمین تبادلات : @Moon_nor_admin
مشاهده در ایتا
دانلود
- گفت خوابم میاد ، حرف میزنی بخوابم؟! شروع کردم از هر دری سخنی . . ریاضیش خوب بود . زدم تو کار زاویه‌ها . . گفتم ببین زاویه مکمل یه خط بازه . ۱۸۰درجس . . من نمیخوام مکملت باشم ك بینمون اون همه فاصله بیفته . گفت پس چی؟! گفتم ببین ، اون یکی چی بهش میگفتن؟! ۹۰ بود مجموع جفتش؟! گفت متمم؟! گفتم اره همین ، میدونی چرا؟! چون گوشه داره . . من واسه بوسیدنت گوشه میخوام . این ك بخوابی گوشه میخوام . حرف بزنم باهات گوشه میخوام . فرق نمیکنه چه گوشه‌ای ، دیوار ، بغل ، خونه . . فقط یه جا باشه ك فرار نکنی . خندید گفت دیونه مگه از دست تو‌ام میشه فرار کرد؟! گفتم اگه تویی ك با یه نگاه کردنت من خر دو عالم میشم . . خندید . گفتم اصن تو ۸۹درجه‌ام ك باشی . باز ۱درجت کمه تا کامل شی . . من اون یه درجه‌ام . ك بی من تا ابدم بری باز ناقصی . اومدم جمله بعدیم با معادله شروع کنم ك صدای نفسای منظمش صد مجهولی کرد . . همه معادله‌های دنیارو :))!
همیشه در برار آدم‌های که حرف خودشونو میزنن و خودخواهانه رفتار میکنن گذشته رو یادآوری نکن چون چیزی یادشون نمیاد..
هر چقدرم بگی و حرف بزنی انقدری بهت تحمیل میکنن که حرف خودشون درسته که خسته میشی قبول میکنی از سر ناچاری پس بحث زیادی بی فایده اس
نـــــــورِ مــــــاه :)🇵🇸
هر چقدرم بگی و حرف بزنی انقدری بهت تحمیل میکنن که حرف خودشون درسته که خسته میشی قبول میکنی از سر نا
اتفاقا فکر کردم فقط از دیدگاه خودم داشتم حرفشو باور میکردم که دیدم یکی دیگه ام همچین فکری کرده و باورش شده انقدری ی آدم میتونه مغرور و خودخواه باشه و بقیه رو مقصر بدونه ...
اگر امیدی در تو بمیرد، خدا امیدهای فراوان دیگری را درونت زنده می‌کند...🌱 اون جایی از زندگی که حتی خودتم نمیدونی چی خوشحالت میکنه... حس میکنی دیگه از دست رفتی و هیچی درست نمیشه...امیدوارم درست همونجا خدا دستتو بگیره :))🌱💕
- پرسید : با نبودنش کنار آمده‌ای؟! و از کلماتش بوی غرور برخاست . احساس کردم ماهیت پرسشی بودن جمله‌اش اهمیتی نداشت و . . فقط میخواست چیزی گفته باشد تا به من بفهماند از آنچه که در فکرم میگذرد بی‌خبر نیست . لبخند زدم بی‌ آن ك نگاهش کنم . گفتم : انگار مهاجری ك سحرگاه چشم باز کرده و دیده برکه از او کوچ کرده‌ باشد . مشکل بزرگی نیست . . اما نباید رخ میداد :))!
از ما استخوان‌هایی خواهد ماند که حسین«ع»را دوست دارد و روحی که  آواره‌ی  اوست  :) @seyyedoona
می‌گویند درد باعث رشد تو می‌شود، اما چیزی که من داشتم حس می‌کردم شبیه رشد کردن نبود، تنها داشت قلبم را می‌‌خراشید، بیمارم می‌کرد و هر لحظه تا لب مرگ می‌برد؛ حتی خود مرگ... رشد کردن نمی‌توانست این شکلی باشد!
عذاب او پنهان کردن غم ها بود.